پیشنهادهای دکتر محمدرضا ایوبی صانع (٢,٤٢٩)
به این جمله دقت کنید از کتابSoviet: fluffed up his pillow البته در فارسی معادلی براش پیدا نکردم یا مرسوم نیست، ولی کاریه که معمولاً همگی با متکاهامون ...
گند زدن ( اصطلاح )
Quickly ! bring me a sword زود باشید ! شمشیر مرا بیاورید ( قسمتی از نمایشنامه رومئو و ژپلیت اثر شکسپیر )
?what is wrong with you چه مرگته؟ ( در محاوره استفاده می شود )
the' or 'theo' as a Greec's root in meaning of God or gods'
dick هم به معنای خروس هم به معنای آلت تناسلی ذکور - عذر تقصیر🤦♂️
پشت گوش انداختن
turtle هر دو در لفظ عام لاکپشت هستند با تفاوت هایی در نحوه زیست Tortoise لاکپشت خشکی turtle لاکپشت آبی
بی خیال ( به صورت اصطلاح استفاده می گردد )
مزدور اصل این کلمه در فارسی مزدوَر یا همان مزدبَر یعنی کارگر است. اما به مرور زمان تبدیل به مزدور شده که البته معنای منفی بر آن بار می شود.
سانتی مانتال. دهه 60 به بانوانی می گفتند که خیلی به خودشون میرسیدند. محمدرضا ایوبی صانع
خودِخودش
وارد کردن
تعدیل پذیری ( یکی از استراتژی های ترجمه )
چرا که
روراست ، رک ، رک و پوست کنده ، صریح ، بی پروا
زیرمجموعه
حبس البته پسوند ment پسوندی اسم ساز است و نباید در ترجمه آن را به صورت فعلیه مطرح کرد.
زیر لب گفتن - در داستان همسر شکارچی که در دست ترجمه دارم اینچنین آمده است : Hush, " he whispered او زیر لب گفت : هیس!
in His name : بسمه تعالی
برحذر داشتن ای که از کوچه معشوقه ما می گذری بر حذر باش که سر می شکند دیوارش جناب حافظ
البته قومیت معادل مناسب تری است تا ملیت. اجازه بدهید مثالی بزنم، یک فرد افغانی، تاجیک، آذربایجانی همیشه یک افغانی، تاجیک و آذری است؛ چه تحت قیمومیت د ...
عرفاً، بطور عرفی
انگار به این جمله توجه کنید ( ر. ک. واژه That ) That morning he seemed to see himself in a dream addressing himself awake به نظرم اگر seemed را "انگ ...
ر. ک. catch up تلاش بیشتر برای جبران عقب ماندگی
آراسته
آیه
elbow با آرنج زدن ( اینقدر هم بدم میاد از این کار!؟ )
به جز ، غیر از ، به غیر از
ذات
بدعت ، نوآوری
چرا که؛ چونکه:but it was different now that he was going to be shot :بلکه اکنون شرایط فرق می کرد چرا که او ( فیل ) می بایست به ضرب گلوله کشته شود. ( ...
as a tale character in a children's cartoon in 1980s
از خواب بیدار کردن : در داستان همسر شکارچی که در دست ترجمه دارم اینگونه آمده است : Sometimes all you do is step on twigs outside their dens and they' ...
همخوابه - همبستر
زمانیکه
لات دهاتی ( البته به معنای توهین به کار می رود ) عذرخواهی و ادای احترام تمام قد به همه دوستان و هموطنان روستایی خودم. محمدرضا ایوبی صانع cad rat carl
while
تا اینکه
serious and sensible
دانه البته باید توجه داشت که فرق اساسی بین grain و seed ( بذر ) وجود دارد. از نظر علمی grain فاقد قوه نامیه ( سبز شدن در اثر کاشت ) می باشد برخلاف se ...
نهایت کوشش
west bank : کرانه باختری ( قسمتی از فلسطین که در قسمت غربی رود اردن قرار دارد و حاکمیت آن در دست دولت فلسطین است. این منطقه در میان فارسی زبانان به ک ...
In the name of Supreme
an informal way for "hello
رضایتمندی - آرامش seek and reach fulfillment مجاهدت و رسیدن به رضایتمندی و آرامش
کلمه اسرائیل مربوط به زبان عبری است و از دو واژه اسراء به معنی بنده ( عبد ) و ایل به معنی خدا ( الله ) تشکیل شده . این واژه دقیقاً معادل عبدالله در ع ...
پر فراز و نشیب
صد صد بار چنین گفتم و می گویم باز بی عشق تو زنده نیستم باور کن
اراده خواست will ز کوشش به هرچیز خواهی رسید به هرچیز خواهی کماهی رسید برو کارگر باش و امّیدوار که از یأس جز مرگ نامد به بار جناب ملک الشعرای بهار