مریم حسینی

مریم حسینی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



flypast٠١:٤٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠توی حالتی که مثلا از پله های اتوبوس پایین میپرید. یا از یه ارتفاع میپرید به یه جای مشخص.گزارش
9 | 0
dark red٠٢:١٣ - ١٤٠٠/٠٣/١٨جیگریگزارش
7 | 1
white٠٠:١٩ - ١٤٠٠/٠٣/١٧گاهی هم معنی بی ضرر و بی زیان رو میدهگزارش
16 | 0
flat١٦:٣٩ - ١٤٠٠/٠٣/١٠دهان گیر، لب گیر دهانهگزارش
12 | 1
flat١٥:٠٣ - ١٤٠٠/٠٣/١٠به معنی سیگار بی بو هم هست. یا سیگارهایی که لایت هستن و ملایم و بیشتر خانم ها استفاده میکننگزارش
12 | 1
glum٠٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٣/١٠پکر، دلگیر، افسرده، بی حوصله، کسل، کدرگزارش
7 | 0
drowsy٢٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩به خواب رفتهگزارش
5 | 0
chain٠٠:٠٠ - ١٤٠٠/٠٣/٠٢میتونه بعضی جاها به معنی بند سیفون هم باشه مثلا he pulled the chain and then washed his hands. . . . .گزارش
9 | 1
carriage٠٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/٣١کرایه حمل و نقلگزارش
7 | 1
finders keepers٠٢:١١ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠یه چیزی تو مایه های عاقبت جوینده یابنده بود گزارش
5 | 0
filth٠٠:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٩کثیفی آلودگی نجاستگزارش
7 | 0
conned٠١:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧he conned me سرم کلاه گذاشت.گزارش
5 | 0
cock٠٣:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥cock an ear: گوش تیز کردنگزارش
12 | 1
cloudy٠٣:٣٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥برای چوب یا وسایلی که دارن تغییر رنگ هم میدن به کار میره مثل میز چوبی که حالت رگه های ابری به خودش گرفتهگزارش
7 | 0
thin out٠٣:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥باریک نازک متراکم کمتر بستگی به جمله متفاوتهگزارش
2 | 0
filter٠٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥تراویدن هم معنی میده. یا درز کردن مثلا: a powdery light filtered through the closed and settled on the furniture اینجا معنی تراویدن میدهگزارش
5 | 1
pulsing٠٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥تپش، تپنده، مثلا pulsing fear; ترس تپنده یا تپش های از سر ترسگزارش
5 | 0
hung up٢٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤گیج و سردر گم، عصبیگزارش
18 | 0
signal١٨:٣٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣آنتن، سیگنال گزارش
9 | 1
place١٦:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢در بعضی جاها معنی شناختن میده مثلا اینکه بگی: I couldnt place him. یعنی نتونستم بشناسمش. یا بگی: he placed her یعنی اونو شناخت. یادش اومدگزارش
9 | 1
lead into٠٠:٢٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢رسیدن، منجر شدن، منتهی شدنگزارش
12 | 0
drag٠٠:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢معنی پوک زدن به سیگار رو هم میده مثلا he took three short dragsگزارش
23 | 2

فهرست جمله های ترجمه شده