پیشنهادهای ایمان (٥٦٦)
باغچه جعبه ای
عرضه عمومی
شیفته کردن، مجذوب کردن، دلربایی کردن، دلفریبی کردن، احساساتی کردن، سر ذوق آوردن، احساسات را برانگیختن، به ذوق و شوق آوردن، مشتاق کردن.
can you get your family past this dilemma? میتونی خانواده ات را از این مخمصه رد کنی ( نجات بدهی ) ؟ how did you get past this situation? چطور از این ...
به معنای من هم همینطور، موافقم با حرفت. I love reading romantic books that makes two of us عاشق خواندن کتاب های عاشقانه هستم. منم همینطور ( me to ...
مخفف development به معنی توسعه
از چی ناراحتی، از چی نگرانی؟ چی شده؟ what's eating you? I got a bad grade on chemistry exam از چی ناراحتی؟ ( چِت شده؟ ) در امتحان شیمی یه نمره بد ...
if I used to study after each class, i didn't have to pull an all nighter for exams, so i had to stay up all night and hit the books. that's why I sl ...
طبق تجربه شما
افتخارآمیزترین غرورانگیزترین
درمورد وجه نقد: غیرتقلبی، اصل، معتبر
how on the earth have you come this long way on foot ؟ معنی:آخه این مسیر طولانی را چطور با پای پیاده اومدی؟!! ( از روی تعجب ) why on the earth did ...
غیر سمج، تغییرپذیر، قابل تغییر، کسی که سمج نباشه flexible هستش یعنی موقع مذاکره میشه نظرشو عوض کرد.
چسباندن چیزی به دیوار ( بیشتر برای آگهی به کار میره ) - چسباندن آگهی به دیوار
boss is in the mood for nothing today. don't wander around here. if I wander around here, what will happen? he will let out an angry oath to say the ...
salon یعنی سالن زیبایی ولی saloon یعنی میخانه یا شراب فروشی
عبارت هایی که میتونیم در انگلیسی برای آلوده شدن به دنیا بیاریم: being consumed by greed این عبارت برای کسی به کار میره که دغدغه اش توی زندگی، ثروت ا ...
way جزو قیدهای تشدیدکننده محسوب میشه مترادف با a lot مثال: far better = way better = much better معنا: خیلی بهتر نکته: way better غیررسمی است ولی Mu ...
ماندن در جایی، بعد از اینکه دیگران آنجا را ترک کردند. I stayed behind after class to ask the teacher to help me with my problem بعد از ( رفتن بچه ه ...
لحاظ کردن، مد نظر قرار دادن، به حساب آوردن، دخالت دادن، دخیل دانستن
در متون مهندسی عمران به معنی درجا یا ساخته شده در محل یا بدون تغییر محل یا ریختنی است. مثلا bored pile یعنی شمع درجا که یکی از فناوری های اجرای فوندا ...
در مکالمات روزمره و فیلم و سریال ممکنه با IDed یا I. D زیر مواجه بشید. ID یا I. D مخفف identify هستش که دو حرف اول اون را به صورت خلاصه در مکالمات غ ...
this job doesn't fit my personality این شغل با شخصیت من جور در نمیاد ( برازنده شخصیت من نیست ) this shirt fits me very well این پیراهن خیلی خوب بهم ...
در متون اقتصادی، معنی به هم خوردن میده. مثلا به هم خوردن معامله: the deal fell apart by buyer yesterday خریدار، دیشب معامله را به هم زد.
این اصطلاح معمولا در پایان و نتیجه ی یه کاری که به شکل مطلوب انجام گرفته، گفته میشه. مثلا وقتی توی مسابقه فوتبال تیم ملی یکی از بازیکنان گل میزنه، گ ...
it's a matter of time دیر و زود داره، سوخت و سوز نداره it's about time وقتش رسیده دو اصطلاح بالا را با همدیگه اشتباه نگیرید
دفتر روزنامه شرکت که در آن کلیه معاملات و تراکنش ها و رویدادهای مالی شرکت به صورت روزانه با ذکر تاریخ، ثبت میشه
زور زدن، سعی و تلاش کردن
success secret of mine comes down to two things: working hard and trusting in God رمز موفقیت من در دو چیز خلاصه میشود: سخت کوشی و توکل بر خدا
تراز، سطح، دوربین تراز، ترازسنج، ترازیاب
حادثه ای که موجب خسارت و ویرانی عظیم بشه و فاجعه بزرگی به بار بیاره، جوری که زندگی غیرممکن بشه
خبر یا مسئله ای را مورد واشکافی و تجزیه و تحلیل قرار دادن
افزایش مقیاس ( افزایش حجم تولید ) مثال ساده: اگه یه شرکت تولید پنیر قبلا برای شهرهای استان تهران پنیر تولید میکرده، اگه بر اساس مدل کسب و کارش بخواد ...
چربیدن، بیشتر بودن مثال: its advantages outweight the challenges مزایای آن بر معایبش می چربد، مزایایش بیشتر از معایبش است
don't spit in my face and tell me it's raining معنی لغوی: آب دهان به صورتم ننداز و بگو داره بارون میاد معنی اصطلاحی : فکر کردی خر گیر آوردی؟
در برخی متون مثل متون اقتصادی به معنی خالص به کار میره. مثل رشد خالص
کاهش بافت عضلانی که قحطی و گرسنگی کشیدن طولانی مدت، یکی از دلایلشه
در مکالمات روزمره و غیررسمی به معنی بیرون کردن the boss booted that girl out of the company, that's why she is unemployed now رئیس اون دختره را از ش ...
turn to معادل ask به معنای درخواست کردن است. مثال: I turned to my mother for help از مادرم درخواست کمک کردم ( I asked my mother for help )
get off of me یعنی دست از سرم بردار، ولم کن تقریبا با let me go هم معنیه
در بحث مخابرات و امواج رادیویی، یعنی پارازیت انداختن
wishful thinking تفکر رویاپردازانه، تفکر توهم آمیز
آدم منافق، آدم دو رو، آدم هزار رنگ، آدم حقه باز
1 - تقریبا، حدودا 2 - بستن قرارداد
رگه هایی که در روکش های چوب وجود داره: cherry veneer straight grains یعنی رگه های مستقیم روکش چوب گیلاس. همون خط های مستقیمی که روی روکش چوب دیده میش ...
he walk so fast that no one can keep up with him اینقدر سریع راه میرود که کسی به پایش نمیرسد
منفی نگری، منفی بافی
from nowhere ناگهانی، یهویی، بی خبر و غیرمنتظره
لحظه عصبانیت و هیجان، لحظه ای که عقل انسان کار نمیکنه و کارهایی میکنه و حرفهایی میزنه که در اون لحظه به عواقبش فکر نمیکنه
برداشتن، کندن، جدا کردن