تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢١

باغچه جعبه ای

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢١

عرضه عمومی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٩

شیفته کردن، مجذوب کردن، دلربایی کردن، دلفریبی کردن، احساساتی کردن، سر ذوق آوردن، احساسات را برانگیختن، به ذوق و شوق آوردن، مشتاق کردن.

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

can you get your family past this dilemma? میتونی خانواده ات را از این مخمصه رد کنی ( نجات بدهی ) ؟ how did you get past this situation? چطور از این ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

به معنای من هم همینطور، موافقم با حرفت. I love reading romantic books that makes two of us عاشق خواندن کتاب های عاشقانه هستم. منم همینطور ( me to ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢١

مخفف development به معنی توسعه

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢١

از چی ناراحتی، از چی نگرانی؟ چی شده؟ what's eating you? I got a bad grade on chemistry exam از چی ناراحتی؟ ( چِت شده؟ ) در امتحان شیمی یه نمره بد ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٧

if I used to study after each class, i didn't have to pull an all nighter for exams, so i had to stay up all night and hit the books. that's why I sl ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

طبق تجربه شما

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

افتخارآمیزترین غرورانگیزترین

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٥

درمورد وجه نقد: غیرتقلبی، اصل، معتبر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢١

how on the earth have you come this long way on foot ؟ معنی:آخه این مسیر طولانی را چطور با پای پیاده اومدی؟!! ( از روی تعجب ) why on the earth did ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٧

غیر سمج، تغییرپذیر، قابل تغییر، کسی که سمج نباشه flexible هستش یعنی موقع مذاکره میشه نظرشو عوض کرد.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

چسباندن چیزی به دیوار ( بیشتر برای آگهی به کار میره ) - چسباندن آگهی به دیوار

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٨

boss is in the mood for nothing today. don't wander around here. if I wander around here, what will happen? he will let out an angry oath to say the ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

salon یعنی سالن زیبایی ولی saloon یعنی میخانه یا شراب فروشی

پیشنهاد
٢٣

عبارت هایی که میتونیم در انگلیسی برای آلوده شدن به دنیا بیاریم: being consumed by greed این عبارت برای کسی به کار میره که دغدغه اش توی زندگی، ثروت ا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

way جزو قیدهای تشدیدکننده محسوب میشه مترادف با a lot مثال: far better = way better = much better معنا: خیلی بهتر نکته: way better غیررسمی است ولی Mu ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

ماندن در جایی، بعد از اینکه دیگران آنجا را ترک کردند. I stayed behind after class to ask the teacher to help me with my problem بعد از ( رفتن بچه ه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

لحاظ کردن، مد نظر قرار دادن، به حساب آوردن، دخالت دادن، دخیل دانستن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٧

در متون مهندسی عمران به معنی درجا یا ساخته شده در محل یا بدون تغییر محل یا ریختنی است. مثلا bored pile یعنی شمع درجا که یکی از فناوری های اجرای فوندا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

در مکالمات روزمره و فیلم و سریال ممکنه با IDed یا I. D زیر مواجه بشید. ID یا I. D مخفف identify هستش که دو حرف اول اون را به صورت خلاصه در مکالمات غ ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٨

this job doesn't fit my personality این شغل با شخصیت من جور در نمیاد ( برازنده شخصیت من نیست ) this shirt fits me very well این پیراهن خیلی خوب بهم ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

در متون اقتصادی، معنی به هم خوردن میده. مثلا به هم خوردن معامله: the deal fell apart by buyer yesterday خریدار، دیشب معامله را به هم زد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

این اصطلاح معمولا در پایان و نتیجه ی یه کاری که به شکل مطلوب انجام گرفته، گفته میشه. مثلا وقتی توی مسابقه فوتبال تیم ملی یکی از بازیکنان گل میزنه، گ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

it's a matter of time دیر و زود داره، سوخت و سوز نداره it's about time وقتش رسیده دو اصطلاح بالا را با همدیگه اشتباه نگیرید

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

دفتر روزنامه شرکت که در آن کلیه معاملات و تراکنش ها و رویدادهای مالی شرکت به صورت روزانه با ذکر تاریخ، ثبت میشه

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢١

زور زدن، سعی و تلاش کردن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

success secret of mine comes down to two things: working hard and trusting in God رمز موفقیت من در دو چیز خلاصه میشود: سخت کوشی و توکل بر خدا

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

تراز، سطح، دوربین تراز، ترازسنج، ترازیاب

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

حادثه ای که موجب خسارت و ویرانی عظیم بشه و فاجعه بزرگی به بار بیاره، جوری که زندگی غیرممکن بشه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

خبر یا مسئله ای را مورد واشکافی و تجزیه و تحلیل قرار دادن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

افزایش مقیاس ( افزایش حجم تولید ) مثال ساده: اگه یه شرکت تولید پنیر قبلا برای شهرهای استان تهران پنیر تولید میکرده، اگه بر اساس مدل کسب و کارش بخواد ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

چربیدن، بیشتر بودن مثال: its advantages outweight the challenges مزایای آن بر معایبش می چربد، مزایایش بیشتر از معایبش است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

don't spit in my face and tell me it's raining معنی لغوی: آب دهان به صورتم ننداز و بگو داره بارون میاد معنی اصطلاحی : فکر کردی خر گیر آوردی؟

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

در برخی متون مثل متون اقتصادی به معنی خالص به کار میره. مثل رشد خالص

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

کاهش بافت عضلانی که قحطی و گرسنگی کشیدن طولانی مدت، یکی از دلایلشه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

در مکالمات روزمره و غیررسمی به معنی بیرون کردن the boss booted that girl out of the company, that's why she is unemployed now رئیس اون دختره را از ش ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢١

turn to معادل ask به معنای درخواست کردن است. مثال: I turned to my mother for help از مادرم درخواست کمک کردم ( I asked my mother for help )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

get off of me یعنی دست از سرم بردار، ولم کن تقریبا با let me go هم معنیه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

در بحث مخابرات و امواج رادیویی، یعنی پارازیت انداختن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

wishful thinking تفکر رویاپردازانه، تفکر توهم آمیز

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

آدم منافق، آدم دو رو، آدم هزار رنگ، آدم حقه باز

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

1 - تقریبا، حدودا 2 - بستن قرارداد

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

رگه هایی که در روکش های چوب وجود داره: cherry veneer straight grains یعنی رگه های مستقیم روکش چوب گیلاس. همون خط های مستقیمی که روی روکش چوب دیده میش ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

he walk so fast that no one can keep up with him اینقدر سریع راه میرود که کسی به پایش نمیرسد

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

منفی نگری، منفی بافی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

from nowhere ناگهانی، یهویی، بی خبر و غیرمنتظره

پیشنهاد
٢٥

لحظه عصبانیت و هیجان، لحظه ای که عقل انسان کار نمیکنه و کارهایی میکنه و حرفهایی میزنه که در اون لحظه به عواقبش فکر نمیکنه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

برداشتن، کندن، جدا کردن