پیشنهادهای ایمان (٥٦٦)
1 - مخفف not applicable یعنی نامربوط، نامناسب، غیرکاربردی: مثلا قسمت وضعیت نظام وظیفه در فرم استخدامی، برای زنان NA محسوب میشه. 2 - مخفف not availab ...
در نقش اسم، به آدم خنگ و احمق میگند در نقش صفت، یعنی خیلی عالی، توپ، ناب، معرکه چه در نقش اسم و چه در نقش صفت، به صورت informal هستند مثال: you shou ...
حرکت بازیکن در والیبال نشسته به معنی جستن سریع
شرکت آماده ( shelf company )
دست خودته، با خودته، خودت مسئولش هستی، به خودت ربط داره، به خودت بستگی داره
put/push/send/drive someone over the edge وقتی کسی یا چیزی یا شرایطی باعث بشه شما تحملت تموم بشه، به تنگنا برسی و کنترلت را از دست بدی، از این عبارات ...
10 تا افعال دو کلمه ای یا همون phrasal verb برای فعل come : 1. Come across I came across an old photo album while cleaning out the room. موقع تمی ...
مردم از خنده
قسمتی از بروزر که محتوای وبسایت رو داخلش میتونیم مشاهده میکنیم. viewport با صفحه نمایش فرق داره. مثلا در صفحه نمایش، نوار Bookmark هست، نوار taskba ...
اداره، کنترل و نظارت کردن
انحلال و تصفیه ( شرکت )
my father used to turn a blind eye to my bad performance on exams when I was child. بچه که بودم، پدرم عملکرد بد مرا در امتحانات نادیده میگرفت ( واکن ...
security perimeter محدوده امنیتی
ضوابط و شرایط
1 - تغییر قاب عکس با و قاب گرفتن ( عکس همان عکس است، فقط قابش عوض شده ) 2 - تغییر در طرز بیان عقاید و افکار، برنامه ها، نقشه ها. نقشه و برنامه یا ...
ترجمه درست اینه: چه کاره ای؟ برنامت چیه؟ مثلا میخوایم امشب بریم استخر، زنگ می زنیم به دوستمون تا ببینیم اونم سرش خلوته که باهامون امشب بیاد استخر: ...
where are your manners ؟ ادبت کو؟ ادبت کجا رفته؟
you are better off continuing education than . بهتره تحصیلاتت را ادامه بدهی. you will be $100 a month better off if you try to spend thriftily. اگ ...
some TV programs get me bored to death. برخی از برنامه های تلویزیون مرا تاحد مرگ خسته میکنند ( عبارت های معادل: مرا شدیدا خسته میکنند، شدیدا حوصله ا ...
خانم مریم فتحی جمله ای را قرار دادند که معنی فارسیش را اشتباه نوشتند. what on earth are you doing? جمله انگلیسی بالا یعنی : آخه داری چیکار میکنی یا ...
آکنده، پر ، انباشته، مملو، غرق در،
you are just kidding yourself if you figure that it is possible to lawfully get huge money overnight اگر خیال میکنی میشه یه شبه به پول هنگفت حلال رسی ...
فرم اظهارنامه شرکت
در متون رسمی به معنی در مثال: new employees need to register with social security authority کارمندان جدید باید در سازمان تامین اجتماعی ثبت نام کنند
خوشایند، بچسب در مقابل ناخوشایند و نچسب such a unwelcome person you are چه آدم نچسبی هستی! such a welcome place چه جای بچسبی ( چه جای خوشایندی، چه ...
یکی از معانیش جست و جو کردن میشه. I am looking around for a job = I am searching for a job دنبال کار میگردم
قطع رابطه کردن when that girl converted to Islam, some friends of hers broke off the relationship with her وقتی اون دختر مسلمان شد، برخی از دوستاش با ...
اعلی حضرت، عالیجناب
زمین سوخته
مردی که فکر میکنه از نظر دخترها جذابه و با آدمهای مختلف رابطه جنسی داره و رمانتیک و عاشق پیشه هست. مرد دخترباز
تحدید حدود ملک ( مشخص کردن حدود چهارگانه شمال، جنوب، شرق و غرب مربوط به ملک )
به طور یکپارچه
به کمک عبارت partial to something میتونید علاقه شدیدتون نسبت به چیزی رو بیان کنید. مثال: I am partial to bananas
به معنی برگرداندن، پس دادن، برگشت دادن. my friend handed back my book las week. دوستم هفته پیش کتابم را پس داد ( برگرداند )
اولویت اول، مهمتر از هر چیز
بیحال کردن، آرام کردن، بیهوش کردن
نفربر زرهی
whipping rain باران شلاقی
جای تودرتو که ممکنه توش گم بشی
تسهیل کردن، میسر کردن، امکان دادن، زمینه سازی کردن، مقدمه سازی کردن، بسترسازی کردن
مترادف با play up
برپایی، برپا کردن
could you tell me more about your past please ? you bet dear! میشه از گذشته خودت بیشتر برام بگی؟ البته ( که میشه ) عزیزم، یا حتما عزیزم
مذاکرات صلح آمیز اشتباهه. اساسا مذاکره غیرصلح آمیز نداریم که مذاکرات صلح آمیز داشته باشیم. ترجمه درستش، مذاکرات صلح هستش. یعنی مذاکره میکنند برای ر ...
شفاف، معین، مشخص، واضح و دقیق، مثلا well defined strategy یعنی استراتژی ای که تمام جوانبش بررسی شده باشه و بدون ابهام و ایراد باشه.
وسط آوردن، به میدان آوردن bring your money and expertise to the table پول و تخصصت را بیار میدون ( پول و تخصصت را بیار وسط )
در متون مهندسی عمران: جداکننده، حایل، آب بند
چراغی که روی سر نصب میشه surgical headlight چراغ سر جراحی
به کسی میگند که در استفاده از ابزارالات مرتبط با تعمیر چیزها، توانایی خوبی داره. آدم فنی، نیروی فنی، نیروی دست به آچار
قابل حصول، قابل دستیابی در دسترس