تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٦

1 - مخفف not applicable یعنی نامربوط، نامناسب، غیرکاربردی: مثلا قسمت وضعیت نظام وظیفه در فرم استخدامی، برای زنان NA محسوب میشه. 2 - مخفف not availab ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

در نقش اسم، به آدم خنگ و احمق میگند در نقش صفت، یعنی خیلی عالی، توپ، ناب، معرکه چه در نقش اسم و چه در نقش صفت، به صورت informal هستند مثال: you shou ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

حرکت بازیکن در والیبال نشسته به معنی جستن سریع

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦

شرکت آماده ( shelf company )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٦

دست خودته، با خودته، خودت مسئولش هستی، به خودت ربط داره، به خودت بستگی داره

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٧

put/push/send/drive someone over the edge وقتی کسی یا چیزی یا شرایطی باعث بشه شما تحملت تموم بشه، به تنگنا برسی و کنترلت را از دست بدی، از این عبارات ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

10 تا افعال دو کلمه ای یا همون phrasal verb برای فعل come : 1. Come across I came across an old photo album while cleaning out the room. موقع تمی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

مردم از خنده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٦

قسمتی از بروزر که محتوای وبسایت رو داخلش میتونیم مشاهده میکنیم. viewport با صفحه نمایش فرق داره. مثلا در صفحه نمایش، نوار Bookmark هست، نوار taskba ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٨

اداره، کنترل و نظارت کردن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٨

انحلال و تصفیه ( شرکت )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٨

my father used to turn a blind eye to my bad performance on exams when I was child. بچه که بودم، پدرم عملکرد بد مرا در امتحانات نادیده میگرفت ( واکن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

security perimeter محدوده امنیتی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٨

ضوابط و شرایط

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٩

1 - تغییر قاب عکس با و قاب گرفتن ( عکس همان عکس است، فقط قابش عوض شده ) 2 - تغییر در طرز بیان عقاید و افکار، برنامه ها، نقشه ها. نقشه و برنامه یا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

ترجمه درست اینه: چه کاره ای؟ برنامت چیه؟ مثلا میخوایم امشب بریم استخر، زنگ می زنیم به دوستمون تا ببینیم اونم سرش خلوته که باهامون امشب بیاد استخر: ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

where are your manners ؟ ادبت کو؟ ادبت کجا رفته؟

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٥

you are better off continuing education than . بهتره تحصیلاتت را ادامه بدهی. you will be $100 a month better off if you try to spend thriftily. اگ ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٩

some TV programs get me bored to death. برخی از برنامه های تلویزیون مرا تاحد مرگ خسته میکنند ( عبارت های معادل: مرا شدیدا خسته میکنند، شدیدا حوصله ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

خانم مریم فتحی جمله ای را قرار دادند که معنی فارسیش را اشتباه نوشتند. what on earth are you doing? جمله انگلیسی بالا یعنی : آخه داری چیکار میکنی یا ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٦

آکنده، پر ، انباشته، مملو، غرق در،

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٥

you are just kidding yourself if you figure that it is possible to lawfully get huge money overnight اگر خیال میکنی میشه یه شبه به پول هنگفت حلال رسی ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٧

فرم اظهارنامه شرکت

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٣

در متون رسمی به معنی در مثال: new employees need to register with social security authority کارمندان جدید باید در سازمان تامین اجتماعی ثبت نام کنند

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٤

خوشایند، بچسب در مقابل ناخوشایند و نچسب such a unwelcome person you are چه آدم نچسبی هستی! such a welcome place چه جای بچسبی ( چه جای خوشایندی، چه ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

یکی از معانیش جست و جو کردن میشه. I am looking around for a job = I am searching for a job دنبال کار میگردم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

قطع رابطه کردن when that girl converted to Islam, some friends of hers broke off the relationship with her وقتی اون دختر مسلمان شد، برخی از دوستاش با ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٨

اعلی حضرت، عالیجناب

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

زمین سوخته

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

مردی که فکر میکنه از نظر دخترها جذابه و با آدمهای مختلف رابطه جنسی داره و رمانتیک و عاشق پیشه هست. مرد دخترباز

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٩

تحدید حدود ملک ( مشخص کردن حدود چهارگانه شمال، جنوب، شرق و غرب مربوط به ملک )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

به طور یکپارچه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

به کمک عبارت partial to something میتونید علاقه شدیدتون نسبت به چیزی رو بیان کنید. مثال: I am partial to bananas

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

به معنی برگرداندن، پس دادن، برگشت دادن. my friend handed back my book las week. دوستم هفته پیش کتابم را پس داد ( برگرداند )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

اولویت اول، مهمتر از هر چیز

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

بیحال کردن، آرام کردن، بیهوش کردن

پیشنهاد
٢٠

نفربر زرهی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

whipping rain باران شلاقی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

جای تودرتو که ممکنه توش گم بشی

پیشنهاد
٢٠

تسهیل کردن، میسر کردن، امکان دادن، زمینه سازی کردن، مقدمه سازی کردن، بسترسازی کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

مترادف با play up

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٧

برپایی، برپا کردن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٨

could you tell me more about your past please ? you bet dear! میشه از گذشته خودت بیشتر برام بگی؟ البته ( که میشه ) عزیزم، یا حتما عزیزم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

مذاکرات صلح آمیز اشتباهه. اساسا مذاکره غیرصلح آمیز نداریم که مذاکرات صلح آمیز داشته باشیم. ترجمه درستش، مذاکرات صلح هستش. یعنی مذاکره میکنند برای ر ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

شفاف، معین، مشخص، واضح و دقیق، مثلا well defined strategy یعنی استراتژی ای که تمام جوانبش بررسی شده باشه و بدون ابهام و ایراد باشه.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

وسط آوردن، به میدان آوردن bring your money and expertise to the table پول و تخصصت را بیار میدون ( پول و تخصصت را بیار وسط )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

در متون مهندسی عمران: جداکننده، حایل، آب بند

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢١

چراغی که روی سر نصب میشه surgical headlight چراغ سر جراحی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢١

به کسی میگند که در استفاده از ابزارالات مرتبط با تعمیر چیزها، توانایی خوبی داره. آدم فنی، نیروی فنی، نیروی دست به آچار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢١

قابل حصول، قابل دستیابی در دسترس