تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

1. Look out پاییدن، مراقب بودن Look out! There's a car coming. مراقب باش! یه ماشین داره میاد بپا ! یه ماشین داره میاد 2. Look up - جست و جوی اطلا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

معادل cheap یعنی ارزان. با این تفاوت که cheap غیررسمی ولی economical رسمی هستش.

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٨

بسیار خسته، بی نهایت خسته

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٩

خورندگی، تخریب

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٩

I am angry with my friend because he encouraged me to cheat on chemistry exam. when cheating, the teacher notice it, came close and hand my exam pape ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

پرتوقع، مستلزم تلاش، مهارت و صبر زیاد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

تیره، پررنگ. Heavy tea چای پررنگ، چای تیره

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

صرفا به معنای بستن کمربند ایمنی نیست. بلکه به معنای بستن بندهای چتر نجات هم هست

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٠

از این بدتر وقتی است که، مشکل وقتی پیچیده میشود که. ( در ترجمه، از واژه تازه هم میشه استفاده کرد ) مثال: we won't be able to go for a trip this week ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٠

چیز مهم، چیز با اهمیت

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کش دار کردن، به درازا کشاندن، طول دادن، کش دادن، طولانی کردن، لفت دادن، طفره رفتن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٠

به دلیل، به خاطر، به پشتوانه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

معادل watch your head یعنی سرتو بپا

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

طرح باربرداری ( متون مهندسی عمران )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

وام وثیقه دار، وام با وثیقه، وام تضمینی، وام تضمین شده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

طفره رفتن، خودداری کردن،

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

behave yourself مودب باش

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کاری که موفقیت آمیز باشه، کاری که با موفقیت به انجام برسه، کار موفق و خیلی خوب

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

ماده آتش زا مثل باروت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

مفهوم کلی معنای کلی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

life saving aid کمک های حیاتی بسته های غذایی حیاتی مخصوص مواقعی که حوادثی مثل سیل و زلزله رخ میده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شانس، فرصت، احتمال we can give everyone a shot at survival میتونیم به همه فرصتی برای بقا بدیم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

یکی از معانی: تبعید کردن مترادف send away

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

memorandum of association را میشه قرارداد مشارکت یا قرارداد شرکت هم معنا کرد.

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اگر you earn your stripes ، تجربه و مهارت لازم بدست می آورید تا سزاوار رسیدن به یک موقعیت بالاتر را پیدا کنید.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

چرند، مضحک، مزخرف، چرت، مسخره مثال: what do you think the government should spend more money on ? in my opinion, the goverment should spend more mo ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

گپ زدن we have a lot of time to catch up when we get back home وقتی برگشتیم خونه، فرصت زیادی برای گپ زدن داریم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

نزدیک از نظر مکانی یا زمانی Ramadan is around the corner ماه رمضان نزدیک است If you're not okay, I know a good doctor that his office is around the ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

در امان، بخشیده شده، مورد عفو و بخشش قرار گرفته، مستثنی، معاف

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

it's on me به حساب منه it's on the house به حساب میزبانه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

today you're totally bombed امروز کلا قاطی کردی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

the road out of this dead end is paved with trying different ideas راه خروج از این بن بست با امتحان کردن ایده های مختلف هموار میشه

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٠

در متون مهندسی عمران، به معنی بلندشدگی فونداسیون ساختمان

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١١

job openings فرصت های شغلی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

dust در نقش فعل، دو تا معنی داره: 1 - گردگیری کردن 2 - گردپاشی مختصر مثلا وقتی میخواید پن کیک ( کیک تابه ای یا pancake ) بپزید، برای اینکه کیک به تا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

جمع شده، منقبض شده، کوچیک شده، آب رفته

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

معادل غیر رسمی give my regards to

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

مثلا میری فروشگاه، به اندازه 1 میلیون و 25 هزار تومن خرید میکنی. بهت میگه keep the change یعنی نمیخواد 25 هزار تومنش را پرداخت کنی، نگه دار برای خودت ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١١

surging waves امواج خروشان

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١١

Keep them busy while I call the police تا به پلیس زنگ میزنم، سرشون را گرم کن ( مشغولشون کن )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١١

I want to feature my brother on my channel میخوام برادرم رو توی کانالم معرفی کنم

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٨

در جواب به جمله ای که خوشحال کننده و شگفتی آور و درعین حال لذت بخش است. mom! I got into Tehran university that's music to my ears! مامان! دانشگاه ته ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

شرکت آماده ( shelf company )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شرکت مثال: the name of branch office opened in the UAE must be identical to the name of mother facility abroad نام شعبه ای که در امارات تاسیس میشود، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

به اندازه مثال: nothing is powerful as a changed mind هیچ چیز به اندازه یک ذهن تغییریافته، قدرتمند نیست.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٧

در متون مربوط به املاک و مستغلات، منظور از line حد و مرزهای چهارگانه املاک است. مترادف با boundary house lines یعنی حدود خانه ( حد شرق، حد غرب، حد شم ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١١

فراهم نمودن یا تهیه کردن چیزی که منفعت دارد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

انحلال و تصفیه ( شرکت )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

غذای پرچرب و پرکالری مثل بریان

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

شکست خوردن، باختن، فرصت را از دست دادن، محروم شدن، بی بهره ماندن