تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

دستبند زدن هم معنی میده

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

دست به دست کردن، دست به دست رساندن،

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

دیگه بسمه، صبرم تموم شده

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

سختی، سفتی، یکدندگی، سماجت، کله شقی، انعطاف ناپذیری، پافشاری

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

به خود گرفتن ( رنجیده خاطر شدن ) ،

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

امید الکی، امید واهی، نقشه خیالی، موهوم و دست نیافتنی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣١

پرمتقاضی، پرطرفدار . مثل رشته های پزشکی و داروسازی و دندانپزشکی که رشته های پرمتقاضی و پرطرفداری هستند : )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

what else do you eat? that's it for now دیگه چی میل دارید؟ فعلا همین ( فعلا چیز دیگه ای میل نداریم )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

راه اندازی کردن، تاسیس کردن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

he always called my friend's name rudely. next time is the last straw. او همیشه اسم دوستم را با بی ادبی صدا میزد. دفعه بعدی، دفعه آخر است ( یعنی دفع ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

شما میخوای بری یه کسب و کاری برای خودت بزنی. می بینی توی به حوزه کامپیوتر علاقه داری. به ذهنت میرسه که یه فروشگاه تجهیزات و قطعات جانبی رایانه بزنی. ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

how is your headache? it's ok for now سردردت چطوره؟ فعلا که خوبه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

در برخی متون میشه از واژه قبلی به عنوان معادل استفاده کرد مثال: historical data یعنی داده های قبلی توجه: historic با historical فرق میکنه. اشتباه نگی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

کنار کشیدن، جا زدن، میدون را خالی کردن ( میدون جنگ، مبارزه، مسابقه و . . . ) ، جیم شدن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

کاهش دادن، تضعیف کردن، به زمین زدن یا به زمین انداختن، پایین آوردن، ناامید کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

منحرف کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

با آرامش و آهسته قدم زدن را میگند stroll

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

به جز، به غیر از، علاوه بر، مازاد بر، you need approval from government bodies other than social security authority lisence شماعلاوه بر مجوز سازمان ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

1 - همکاری، مشارکت، دخالت 2 - استنباط، استنتاج، مفهوم

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

ترجمه تحت اللفظی: مایل اضافی را بروید ( مایل اضافی را بپیمایید ) ترجمه اصطلاحی و مفهومی: سنگ تمام بگذارید. my friend goes extra mile to help me دوس ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

محاصره کردن میشه besiege، نه besige

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

overlooked صفت هست به معنای چشم پوشی شده، نادیده گرفته شده، مغفول مانده، مورد غفلت واقع شده، مورد بی توجهی واقع شده. مثال: a few overlooked fault یع ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

محیط اطراف

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

batter = خمیر قنادی dough = خمیر نانوایی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

در زبان عامیانه به معنی شیطون و دردسرساز

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

در این صورت بدین صورت بدین ترتیب بدین نحو این شکلی این جوری این مدلی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

in a while هم معنی after a while هستش. هر دو به معنی چند لحظه دیگه، چند لحظه بعد I am going to go out in a while قصد دارم چند لحظه دیگه برم بیرون ( چ ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤١

ترتیب اثر دادن، اجرا کردن، پیاده کردن، انجام دادن، به اجرا در آوردن، عملی کردن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤١

چیزی که به رایگان داده میشود مثل بلیط رایگان تئاتر یا هر رویداد دیگر، یا مثلا دادن نمونه محصول در یک فروشگاه به صورت رایگان. معمولا برای تبلیغ محصول ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤١

احتمال دارد که، احتمال میرود که

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

قبول کردن پیشنهاد she tooke me up on the offer of going on a trip to Italy together. او پیشنهاد من را قبول کرد که باهمدیگر به ایتالیا سفر کنیم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤١

این اصطلاح کاربردهای زیادی در مکالمات روزمره داره. معادلهایی که در فارسی براش داریم: یالا ! زود باش! بجنب! عجله کن! دست بجنبون! تکون بخورید! تکونی به ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

فرد استخدام شده

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

عموم مردم

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

در صورتی که با عبارت affiliate website برخورد کردید، اصطلاحا به معنای وبسایت تبلیغ کننده ( وبسایت معرف یا همکار فروش ) است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

1 - وقتی در شرایطی باشی که ادامه دادن در اون شرایط برات سخت باشه، یا برات سودی نداشته باشه، اگه خودتو از این شرایط بیاری بیرون، از عبارت walk away اس ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

یکی از معانی اون مربوط به وبسایتی میشه که وقتی واردش میشید، فهرستی از وبسایت های دیگه در اون قرار داره. مثلا اگه وارد وبسایت رسمی امارت دبی بشید، فهر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

شخصی سازی شده،

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

کمیت سنجی سنجش کمیت تعیین مقدار تعیین کمیت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

عقل کل

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

پیچک

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

یکهویی، ناغافلی، ناگهان everything was out. I was opening the door when all of a sudden a horrible black cat jumped onto me. همه جا تاریک بود. داشتم ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

در بریتیش به اساسنامه میگند articles of association و در آمریکا میگند charter البته charter بیشتر برای سازمان های غیرشرکتی به کار میره مثلا برای دان ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

جلب توجه، ابراز هویت. همون style statement

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٠

Ministry یعنی وزارتخانه، ولی department یعنی اداره.

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

last week I ran into my chemistry teacher in the bookshop. I hadn't seen him in ages. he knew me right away and called me by my first name. هفته پیش ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤٠

در برخی متون، به عنوان قید برای تاکید به کار میره و معنی �هرگز� یا �هیچوقت� میده. after you, we just can't breathe بعد از تو، ما هرگز نمیتوانیم نفس ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤٨

a boy was staring at me for about 15 minutes when I was riding on bus till he approached me and say to me hello and called me by my name. who on ear ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

don't bottled up your feelings, try to get them off your chest احساساتت را توی خودت نگه ندار. بریزشون بریز.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

present with مواجه شدن با، رویارویی با،