Hossein

Hossein

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



from where٠٠:٢٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨از اونجاگزارش
9 | 1
pleasure١٩:٥٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٦باعث افتخار: It's my pleasure. باعث افتخارمه.گزارش
25 | 1
fashionably١٩:٤٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٥با مُدگزارش
9 | 0
run١٩:٣١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٥دائما کار کردن There is a lot of snow, but the buses and trains are running perfectly. یه عالمه برف هست، ولی تمام اتوبوس ها و قطار ها دارن بدون هیچ ... گزارش
16 | 1
perfectly١٩:٢٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٥بدون هیچ ایرادیگزارش
9 | 0
understanding١٧:٤٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٣فهمیدهگزارش
16 | 1
traffic accidents٢٣:١٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٢حوادث رانندگی ، تصادفات رانندگیگزارش
5 | 0
authentic٠٠:٤٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢١اصیل: It's a real authentic house این یه خونه ی اصیل واقعیه.گزارش
55 | 1
as we are here٢٣:٠٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٠تا اینجاییم. . we can see inside the Milad Tower as we are here میتونیم داخل برج میلاد رو ببینیم تا اینجاییم.گزارش
0 | 0
meet٢٣:١٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢٠قرار گذاشتنگزارش
12 | 1
as we're here٢٣:٠٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٠تا اینجاییم. . we can see inside the Milad Tower as we are here میتونیم داخل برج میلاد رو ببینیم تا اینجاییم.گزارش
0 | 0
winning١٨:٥٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٠برندهگزارش
37 | 0
cross out٢٠:٠٥ - ١٣٩٨/٠٧/١٩خط کشیدن، ضربدر کشیدنگزارش
21 | 1
heat١٦:٥٥ - ١٣٩٨/٠٧/١٩سیستم گرمایشی: ?Is there heat in the house سیستم گرمایشی ، هست ( وجود داره ) توی خونه؟گزارش
25 | 1
air conditioning١٦:٥٢ - ١٣٩٨/٠٧/١٩سیستم تهویه مطبوعگزارش
23 | 1
air conditioning١٦:٣٥ - ١٣٩٨/٠٧/١٩. Dad, turn on the air conditioning بابا، کولر رو روشن کن. ( کولر خودرو )گزارش
28 | 1
air conditioning١٦:٣٣ - ١٣٩٨/٠٧/١٩به کولر ماشین نیز میگن air conditioningگزارش
21 | 1
light rail٠٠:٣٥ - ١٣٩٨/٠٧/١٩قطار تو شهریگزارش
30 | 1
گم شدن٠٩:٥٠ - ١٣٩٨/٠٧/١٨get lost: گم شدن . I always get lost in London همیشه توی لندن گم میشم.گزارش
25 | 1
end up٢٢:٢٥ - ١٣٩٨/٠٧/١٧سر درآوردن از : The car finally ended up in a garage. در نهایت ماشین سر از توی یک تعمیرگاه در اورد.گزارش
28 | 1
miss٢٢:١٠ - ١٣٩٨/٠٧/١٧جا ماندن: . I always miss the bus من همیشه از اتوبوس جا میمونم. دلتنگ شدن: . I sometimes miss my friend گاهی اوقات دلم برا دوستم تنگ میشه.گزارش
46 | 1
leaf٠٩:٥٨ - ١٣٩٨/٠٧/١٧جمعش میشه leavesگزارش
37 | 1
independence١٥:١٧ - ١٣٩٨/٠٧/١٥عدم وابستگی، استقلالگزارش
37 | 1
leave١٥:٠٨ - ١٣٩٨/٠٧/١٥leaf یعنی برگ ولی اگه بخوایم بگیم برگ ها میگیم: leavesگزارش
48 | 4
in a good mood١٤:٥٢ - ١٣٩٨/٠٧/١٥یه نکته اینکه: برای بیان احساس از جمله مثال های زیر و امثالشون، از افعال to be استفاده میشه و نباید از have یا has استفاده کرد. مثال: . People are in ... گزارش
23 | 1
feel bad١٣:٢٩ - ١٣٩٨/٠٧/١٥احساس بدی داشتن گزارش
16 | 1
atmosphere١٤:٤٢ - ١٣٩٨/٠٧/٠٩جو: . I love the atmosphere at work جو محل کارم رو دوست دارم. گزارش
37 | 0
get around١٤:١٦ - ١٣٩٨/٠٧/٠٩جابجا شدن، رفت و آمد کردن: . Today, it's so easy to get around امروزه جابجا شدن ( رفت و آمد کردن ) خیلی راحته. ( رفتن از جایی به جای دیگر با وسایل نق ... گزارش
32 | 1
custom١٧:١٠ - ١٣٩٨/٠٧/٠٢رسم و رسوم: . I'm going to learn about Chinese culture and customs میخوام در باره فرهنگ و رسم و رسوم های چینی یاد بگیرم. گزارش
21 | 1
leave١٦:٤٠ - ١٣٩٨/٠٧/٠٢گذاشتن: . Leave the car in the parking lot ماشین رو توی پارکینگ بذار. جا گذاشتن: . I always leave my bag on the bus همیشه کیفمو توی اتوبوس جا میذارم.گزارش
55 | 2
high٢٣:١٣ - ١٣٩٨/٠٦/٣٠فصل پر توریست: high season فصل کم توریست: low season فصل توریستی: tourism season . in Shiraz, our high season is in the springگزارش
37 | 2