پیشنهادهای حمید زارعی (٧٩٦)
The ground is prepared
با حرف اضافه for به معنای فراهم کردن با حرف اضافه with به معنای تجهیز کردن
Facilitie
مناسب از نظر آدم ها یا جامعه
مناسب از هر نظر
Circuit مدار الکتریکی یا مدار چاپی
اشکال در نحوه چیدمان عناصر
شکل ظاهری مطرح است
( ساختار ) مطرح است
خون شناس
رابطه احساسی بین دو نفر مطرح است
1 - تبدیل شدن 2 - روی آوردن 3 - چرخاندن، گرداندن
لخته شدن
امضای هنری
پشت سر گذاشتن، سپری کردن
یخ زدن، یخ بستن، انجماد زیست شناسی: یخ زدگی جغرافیا: یخچال زایی
سطحی که آب در یک سفره زیرزمینی بالا میرود ، سفره آب زیر زمینی - سطح ایستایی آب ، سطح ایستابی سطحی است که در آن فشار سیال برابر فشار آتمسفر است ، سطح ...
1 - برق انداختن روی فلزات 2 - تحریک مردم
زمین ریخت شناسی ، ریخت شناسی زمین
Tail
معنی: به قرار دعوت کردن مثال: Brian asked Judy out to dinner and a movie. برایان جودی را برای صرف شام و دیدن یک فیلم سینمایی به قرار دعوت کرد.
معنی: از بسیاری از افراد یک سوال رو پرسیدن مثال: I asked around but nobody has seen my wallet. من از همه پرسیدم ولی کسی کیف پولم رو ندیده بود.
معنی: برابر می شه مثال: Your purchases add up to $205. 32. هزینه خرید شما برابر ۲۰۵. ۳۲$ می شه.
معنی: وارونه کردن مثال: You’ll have to back up your car so that I can get out. باید ماشینتو برعکس کنی که من بتونم پیاده شم.
معنی: حمایت کردن مثال: My wife backed me up over my decision to quit my job. وقتی می خواستم از کارم استعفا بدم همسرم از تصمیمم حمایت کرد.
معنی: باد کردن مثال: We have to blow 50 balloons up for the party. ما باید برای جشن ۵۰ تا بادکنک باد کنیم.
معنی: از کار افتادن ( خودرو، دستگاه ) مثال: Our car broke down at the side of the highway in the snowstorm. ماشین ما هنگام بوران کنار اتوبان خراب ش ...
مشترک استفاده کردن یا برخوردار بودن ، تبادل کردن
یعنی، به عبارت دیگر ، به سخن دیگر
1 - پس، بنابراین 2 - سپس 3 - آنگاه 4 - در آن زمان
1 - غلظت ( برای مایعات ) 2 - تراکم ( برای جامدات ) 3 - تمرکز ( برای انسان )
ترتیب ترجمه :1 - ی ( نکره ) مثل a book = کتابی 2 - ترجمه نمی شود 3 - یک ( مثل یک بلایی سرت می آورم در حالت نکره و در حالت معرفه یک دانشجو A student ) ...
ترتیب ترجمه: 1 - ترجمه نمیشود 2 - این و آن 3 - مذکور، مذبور ، مورد نظر ، فوق الذکر و. . . پس از هسته اسمی ترجمه میشوند 4 - ( هه ) غیر ملفوظ آخر کلمه ...
اگر قبلاً در مورد موضوعی در متن صحبت شده باشد به معنای همین و همان می باشد و اگر در مورد موضوعی صحبت نشده باشد به معنای خاص، ویژه، معین می باشد
ترتیب ترجمه: 1 - همین و همان 2 - یک 3 - مشابه و یکسان
ترتیب ترجمه: 1 - با اسم قابل شمارش مفرد بیاید به صورت یای نکره ترجمه می شود مثل some car = ماشینی 2 - با اسم قابل شمارش جمع بیاید به ترتیب به معنای: ...
تعداد زیادی، بسیاری از فقط با اسم قابل شمارش جمع و فعل جمع می اید
چند، تعدادی ( از ) با اسم قابل شمارش جمع و فعل جمع می آید
به معنای هر یک و هریک از مثل : هر دانشجویی، هر یک از دانشجویان
با معنای هریک و هر یک از مثل: هر دانشجویی و هر یک از دانشجویان
هریک از دو ، هریک از این دو یا هریک از آن دو
اول و وسط جمله به معنای: ( اما، ولی با وجود این ) و در آخر جمله سوالی و منفی به معنای: ( هنوز، تا کنون )
به همین ترتیب ، به علاوه ، همچنین
تا حدودی ، به نحوی ، یک جورایی
در نقش قید به معنای: مدت ها، از دیر باز و در نقش صفت به معنای: دراز ، طولانی
در نقش قید به معنای: فقط ، درست و دقیق ، به تازگی ، تازه، همین الان و در نقش صفت به معنای: عادل بودن
اگر ، در صورتیکه ، بشرط آنکه
حتی اگر
اگرچه، به رغم آنکه
اگر چه ، به رغم آنکه ، آنقدر . . . که