پیشنهادهای ملاقات و تلاقی لغات (١,٦٦٧)
اصطلاح بَحر و بَر که به مفهوم دریا و خشکی به ما رسیده است در اینجا بَر به مفهوم برآمده و برآمدگی یا وَر آمده وَرز آمده و ورزیده شده می باشد. و مرتبط ...
اصطلاح بَحر و بَر که به مفهوم دریا و خشکی به ما رسیده است در اینجا بَر به مفهوم برآمده و برآمدگی یا وَر آمده وَرز آمده و ورزیده شده می باشد. و مرتبط ...
برای اینکه به فلسفه پیدایش کلمه بحران پی ببریم لازم است یک توضیحی در مورد کلمه ی بَحر داشته باشیم. اصطلاح بَحر و بَر که به مفهوم دریا و خشکی به ما ...
خسیس؛ این کلیدواژه که قانون تغییر شکل حروف در این کلمه اعمال گردیده است در واقع مرتبط با کلمه ی خز و خزر و خزان و خوارزم و خسوف با مفهوم گرفتن گرما و ...
تفت؛ کلمه و کلیدواژه ی تفت و تفتان مرتبط با کلمه طیف هست که تابش شدید طیف نور جهت ایجاد خشکی می باشد. که قانون استفاده از باب ورودی در باب خروجی جهت ...
نیرنگ ؛ اگر کلمه رنگ را به مانند سرنخی دست بگیریم تا ببینیم ته این نخ به کجا می رسد اینطور می شود تبیین کرد؛ کلمه ی کلیدی این کلیدواژه کلمه ی رنگ می ...
نیرنگ ؛ اگر کلمه رنگ را به مانند سرنخی دست بگیریم تا ببینیم ته این نخ به کجا می رسد اینطور می شود تبیین کرد؛ کلمه ی کلیدی این کلیدواژه کلمه ی رنگ می ...
عریان؛ دارای معرفت، معرفت در میان، معرفت نهفته در جان، معرفتی در اندرون همیان. همانند اصطلاح بابا طاهر عریان. از برونم پرده اطلس چه سود چون برون پرد ...
نتانیا ؛ آنتانیا ، آنتینیو ، آنتونیو ، آنتونی ، آنتن آنتن ؛ انتقال دهنده ندا دارای ندا ، نادی ، نادیا ، ندا دهنده ، انتقال دهنده ندا نتانیاهو ؛ قد ...
تراژدی ؛ نارضایتی نسبت به ناترازی حقیقت و واقعیت. یا عملگرایی جهت ایجاد تعادل و تراز نمودن حقیقت و واقعیت. دیسکوزیسیون‼️ ▪️طنز تاریخه که اپوزیسیو ...
فلسفه و حکمت کاربرد کلمه هرات در مکاتبات و نامگذاری بر روی مکانهایی در لابلای مطلب زیر خدمت عزیزان تبیین گردیده است. اصطلاح بَحر و بَر که به مفهوم د ...
در لابلای مطلب زیر فلسفه پیدایش و حکمت استفاده از این کلمه در مکاتبات نگارشی خدمت عزیزان تبیین گردیده است. اصطلاح بَحر و بَر که به مفهوم دریا و خشکی ...
فلسفه پیدایش و نگارش کلیدواژه ی بریتانیا در مکاتبات نگارشی با توجه به قوانین فراوان نگارش کلمات اینطور به نظر می رسد که مرتبط با کلمه ی برتر و خیلی ک ...
کلمه و کلیدواژه ی برادستون با نگارگری حروف در زبان انگلیسی brodston به مفهوم ستون برتر مفهوم می رساند که در معماری های رومی و مکاتبات عربی از این کلی ...
برتراند ؛ برترین ، بارتر ، پربارتر ، برتر ، باربارا ، بسیار پر بار و باردهنده ، برنا ، بارنیا ، ابر باران بخش ، برآمده و پربارتر و برتر فلسفه ی پید ...
حسام؛ شخص حماسه آفرین. شخصی که احساسات را برمی انگیزاند. شخصی که شور و احساس برپا می کند. شخص شورآفرین که از زاویه قانون تغییر شکل حروف در پاتیل کلما ...
برتراند راسل؛ به لحاظ سخن این دو کلمه که اسم و فامیل این شخص شهیر می باشد یعنی دارای رسالت و رساله ی برتر. منتهی تفاوت هایی در دو کلمه راسل و رسول ...
Alignment؛ ترجمه ای که از این کلمه برای زبان فارسی برگردان شده به معنی هم محوری تراز نمودن و تنظیم نمودن و غیره. ولی به لحاظ سخن خود کلمه یعنی لقی گ ...
برادر؛ به لحاظ سخن خود کلمه یعنی برتری دهنده خواهر؛ دارای خواهان سیتستر؛ ادامه دهنده زیست مادر؛ مدیر، اداره کننده، مدارا کننده پدر؛ منشعب از پات و پ ...
از اونجایی که فلسفه پیدایش کلمات بسیار حکیمانه و بر مبنای کاربرد اون کلمه در همان شرایط خودش ایجاد شده مثل کلمه زعفران که با توجه به خاصیت انرژی زا ب ...
خِرطمه؛ زائده هایی خشک بر روی یک سطح که نیاز به خراطی کردن داشته باشد. اصطلاح خِرطْمه بستن زمانی که نان ته دیگ غذا سوخته باشد و خشک شده باشد و نیاز ب ...
پیکسل؛ کلیدواژه ای که مشترک در زبان فارسی عربی و انگلیسی و دیگر زبان ها می باشد. از اونجایی که زبان به عنوان یک ابزار ارتباط دارای یک ریشه ی آوایی م ...
اصطلاح و کلیدواژه ی پیکاسو که نام یک نقاش معروف معاصر اسپانیایی مقیم فرانسه می باشد مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی پیکسل است به مفهوم نقاش ریز بین و ظریف ...
گناوه ؛ گناوه یک کانسپت کلامی متشکل از دو کلمه ی گان و آب. تغییر شکل یافته کلمه گان آبه مرتبط با کلمه ی کان آبه، به مفهومِ کیانِ آب یا مکان پر آب. ب ...
جوشن؛ زره در روغن جوشیده شده. اصطلاحاً زره آبدیده. در صنعت متالوژی ورق آبدیده باعث سخت شدن فولاد می شود.
پرنیان ؛ پرندگان بهشتی پارادایس یا پردیس ؛ باغ پرندگان بهشتی
کریم؛ یکی از صفات خداوند متعال به مفهوم بخشنده ی فکر و کار.
سیاه ؛ کلیدواژه ای اصیل که مفهوم بسیار خاصی در درون خود دارد. کلیدواژه ای که مربوط به تاریکی و عدم وجود نور می باشد. به مفهوم سکون و سیهه یِ سِیْرِ ...
سیاحت؛ در متن زیر فلسفه ی پیدایش و بار معنایی کلمه ی سیاحت در مقوله ی زبان شناسی خدمت عزیزان تبیین گردیده است. سیاه ؛ کلیدواژه ای اصیل که مفهوم بسیا ...
فلسفه و بار معنایی کلیدواژه ی حمزه در مطلب زیر خدمت عزیزان تبیین گردیده است. حسام؛ شخص حماسه آفرین. شخصی که احساسات را برمی انگیزاند. شخصی که شور و ...
بله؛ این کلیدواژه ی اصیل و این پنجره زیبا هم فلسفه و بار معنایی بسیار زیبایی و مثبتی در درون خود دارد. فلسفه کلمه بله در مکالمات روزمره در زمان ما ...
رَحیم؛ یک حدیث قدسی هست که خداوند متعال به زِهدان مادران گفت من رحمن و رحیمم و اسم تو را رَحِم می گذارم. رحیم، پنجره ای رو به عالم معنا و کلیدواژه ...
زِبَق؛ در یک تعریف خلاصه، یعنی ابزاری برای قبض کردن. عضوی از اعضای بدن یا ابزاری که به همدیگر زیب می شوند جهت چیزی را از چیزی جدا کردن یا کَندن. مثل ...
زِبَق؛ در یک تعریف خلاصه، یعنی ابزاری برای قبض کردن. عضوی از اعضای بدن یا ابزاری که به همدیگر زیب می شوند جهت چیزی را از چیزی جدا کردن یا کَندن. مثل ...
بَرزَن؛ اصطلاحاً به خاک حاصلخیزی گفته می شود که قابل بذر پاشیدن باشد. اصطلاح آریوبرزن در زبان فارسی به فرد کشاورز و فرد مبارز نیز گفته می شود. روست ...
از آنجایی که زبان ابزار راهبری فاهمه در وجود انسان است و هر کلمه سخن مخصوص به خودش را بر گرفته از قوانین آوا و نگارش حروف منطبق بر عالم واقع برای تعر ...
بُخار؛ کلماتی که به لحاظ ریشه و مصدر با کلمه ی بخار به معنی از هم پاشیدن و پخش شدن و از هم جدا شدن در ابعاد کاربردی مختلف دارای یک مفهوم مشترک می باش ...
هُبوط؛ منشعب از مفاهیمی مثل؛ تباهی، بُهت، بُهتان. با اصطلاح هَبط اعمال به مفهوم تباهی عمل مرکز دو کلیدواژه ی هبوط و تباهی، کلیدواژه ی بُهت قرار دارد. ...
در لهجه های محلی ایران به به بابا، بُوْ یا بُوا با اصطلاح دِی بُوا به معنی مادر پدر گفته می شود. از اونجایی که پهنه ی اثر گذاری زبان و فرهنگ ایرانی ...
قابض؛ به معنای قبض کننده و منقبض کننده، گیرنده، و تنگ کننده یا درهم کشنده مفهوم دارد. در پزشکی، قابض به خاصیتی از دارو گفته می شود که رفع اسهال و ا ...
بزاق؛ قبض غذا، جذب غذا، مثل قبض برق و آب و گاز زِبَق؛ در یک تعریف خلاصه، یعنی ابزاری برای قبض کردن. عضوی از اعضای بدن یا ابزاری که به همدیگر زیب می ...
بزوغ؛ نیش زدن نور در ابتدای طلوع آفتاب، نیش زدن دندان شیری کودک، مرتبط با کلمه ی بزغاله به مفهوم منقبض و کوچک در حال رشد. زِبَق؛ در یک تعریف خلاصه، ...
بزغاله ؛ کلمه ی بزغاله مرتبط با کلمه ی بزوغ به مفهوم منقبض و کوچک در حال رشد. بزوغ؛ نیش زدن نور در ابتدای طلوع آفتاب، نیش زدن دندان شیری کودک، مرتب ...
بزوغا؛ قریه و روستای کوچک، ده کوره ، مرتبط با کلمه ی بزوغ بزوغ؛ نیش زدن نور در ابتدای طلوع آفتاب، نیش زدن دندان شیری کودک، مرتبط با کلمه ی بزغاله به ...
انقباض ؛ منقبض شدن، کوچک شدن، مرتبط با کلمه بُغْض و قابض ، قبوض، قبضه، و. . . زِبَق؛ در یک تعریف خلاصه، یعنی ابزاری برای قبض کردن. عضوی از اعضای بد ...
اسپاسم؛ تغییر شکل یافته ی ازباسم. یعنی زیپ شدن عضلات به همدیگر و گرفتگی عضلانی. مرتبط با کلمه ی زیپ زیب زیبا اسب سپاس سپاه اسپانیا اسپانسر اسپاخو و . ...
اسپانسر؛ یعنی اسپاسم کننده زیبایی. شخص حامی برای خلق زیبایی و یک اثر زیبنده. مرتبط با کلماتی از قبیل؛ زیپ زیب اسب اسپانیا اسپاخو سپاس و. . . اسپاسم ...
بازغ؛ بر وزن خالق یعنی خلق کننده، ولی بازغ یعنی گسترش دهنده ی نور ضعیفی که در حال زیاد شدن باشد. بزوغ؛ نیش زدن نور در ابتدای طلوع آفتاب، نیش زدن دن ...
سبب؛ دلیل سَب شدن یا زیب شدن چیزها. دلیل زیبایی. یا خود کلمه زبان که دلیل و عامل و سببی برای زیب کردن حروف و ساخت کلمات زیبا و زیبنده می باشد. سبد ...
خسته؛ خواستن، نیاز، از دست دادن انرژی و نیاز به کسب انرژی. در مورد میوه ها به حالت شل شدن و رفتن به سمت خشک شدن. اگر هم از زاویه ذات حروف به دو حر ...