پیشنهادهای ملاقات و تلاقی لغات (١,٦٦٧)
کلمه ی هُما که در زبان عربی، به عنوان ضمیر سوم شخص جمع می باشد و اشاره به دو نفر دارد به مفهوم آن دو یا دو نفر به هم رسیدن جهت انجام کاری است. هَمی ...
اگر از قانون کانسپت کلامی به این کلمه together نگاه کنیم در واقع ترکیب دو کلمه ی tow و gether به مفهوم دو نفری که باهم جمع می شوند قابل روئیت است. ...
تورج؛ کلمه ی تورج به مفهوم انطباقی توران یعنی تور کننده و مفهوم موازی یعنی کاسب و کسب کننده. اصطلاح اینکه می گویند به تیریج و قبای فلانی برخورد هم ی ...
کلمه و کلیدواژه یاد در رَوند پیشروی و پَسروی زنجیره کلمات از زاویه قانون حذف و اضافه حروف در کلمات برای ایجاد کلمات جدید در ابعاد کاربردی مختلف مُنشع ...
کلمه سایبر که اصطلاحاً گفته می شود ریشه یونانی دارد و به معنای هنر حکومت کردن ترجمه گردیده است و هنر هم چیزی جز خلق زیبایی نیست. این کلمه یک کهن واژه ...
کلیدواژه ی هویت، با توجه به ذات حرف ( ه ) در این کلمه که یک ذات لطیف بدون درگیری از ابزارهای زبان که همراه با انرژی حرارتی در هنگام صدور آوا از انتها ...
مموچک ؛ مصدر این کلمه، مَچ می باشد. ( مَچ ، مُچ ، مُژه ، مژگان ، مُشت ، میش ، موش ، مموچک ، ممیجک ، ماچ ، ماچه و. . . ) کلیدواژه مَموچک و گنجشک ...
قارّه آفریقا؛ قاره تفریق شده. قارّه اروپا ؛ قاره معروف قاره شناخته شده. به نوعی دیگر، قاره آرا شده ارائه شده آرایش شده قارّه سبز شده. قارّه ؛ مَقَر ...
اصطلاحِ جمله ی پُر طَمطَراق یعنی جمله یا صحبت یا حرفی مُترقّی که تِم یا زمینه ی ارائه طریق برای دیگران داشته باشد. و مرتبط با کلمات هم ریشه از قبیل؛ ...
فَلَق؛ حرف ( ل ) در کلیدواژه ی فلق از زاویه قانون تغییر شکل حروف نگارشی، در قانون قلب ها جهت پی بردن به معنا و مفهوم این کلمه قابل تبدیل به حرف ( ر ) ...
اصطلاح حوادث غیرمترقّبه یعنی حوادثی که هنوز ترقی پیدا نکرده و باید پیشگیری کرد. و مرتبط با کلماتی از قبیل؛ طریق طریقه طریقت طمطراق ترقّی مترقّی مترقّ ...
فلسفه ی کلمه غاسق در سوره فلق و آیه ی غاسقٍ اذا وقب اشاره به انسانهایی دارد که دَرّنده ی پرده ی حُجب، و شرم و حیا در ابناء بشر هستند و نسبت به انسانه ...
کلمه ی غاسق، مُنشعب و مرتبط با مفاهیمی مثل تقسیم و غیض و غضب و قصاب و مغز و قَزّاق و غذا در ابعاد کاربردی مختلف می باشد. اصطلاح قصی القلب به مفهوم شک ...
کلیدواژه ی تِرِند با نگارگری لاتین trend با توجه به حرف ت در این کلمه، منشعب از کلمه ای به نام تورِنت، تورنومنت و تور به مفهوم کسب کردن می باشد یعنی ...
قاره اروپا مثل قاره آفریقا که به معنی قاره تفریق شده معنی دارد قاره اروپا نیز به مفهوم عروپ و عروف و معروف به مفهوم قاره معروف و شناخته شده مفهوم می ...
خَشیَّت: اصطلاح خَشیَّت إلهی یعنی خوشنودی و خوشی و رضایت پروردگار یعنی هرکاری که خدا رو خوش بیاد. خضوع؛ اَخذ نمودن گرما و انرژی و آرامش با فروتنی و ...
اصطلاح قُرُق به فضای داخل قور گفته می شود. قُرُق؛ مَقَر، قرارگاه، محل آرام و قرار گرفتن و تجدید قوا، منطقه تحت حفاظت برای استراحت. البته از مسیر کلمه ...
مُعاریو؛ روزنامه اسرائیلی تحت عنوان معیار خبر، ولی به لحاظ سخن خود کلمه یعنی؛ آر دهنده ، انرژی دهنده، منظور پرودگار عالم است که عرش و عریکه و عیار ...
عار؛ اصطلاح آدم بی عار یعنی آدم بی معرفت و تهی از انرژی مثبت برای خود و دیگران. با عار یعنی دارای عیار و عرفان و معرفت یعنی دارای انرژی مثبت و سازنده ...
pandit : این کلیدواژه در زبان هندی به عالِم و رهبر هندی اطلاق می شود ولی این کلمه یک کلمه مشترک در زبان ها و اصطلاحاً یک کهن واژه است که مرتبط با کلم ...
تز آنتی تز کلیدواژه ی تِز با ترجمه ی ایده و نقطه نظر و چیزی را ارائه دادن، یک مفهوم و یک جریان از درون به بیرون را به صورت کاربردی در عالم واقع در ذ ...
کلیدواژه ی تِز با ترجمه ی ایده و نقطه نظر و چیزی را ارائه دادن، یک مفهوم و یک جریان از درون به بیرون را به صورت کاربردی در عالم واقع در ذهن تداعی می ...
کلیدواژه ی تِز با ترجمه ی ایده و نقطه نظر و چیزی را ارائه دادن، یک مفهوم و یک جریان از درون به بیرون را به صورت کاربردی در عالم واقع در ذهن تداعی می ...
کلیدواژه ی تِز با ترجمه ی ایده و نقطه نظر و چیزی را ارائه دادن، یک مفهوم و یک جریان از درون به بیرون را به صورت کاربردی در عالم واقع در ذهن تداعی می ...
داروغه به شخص یا یک تشکیلات نگهدارنده امنیت و حکومت اصطلاحاً داروغه گفته می شود. داروگه ؛ نگهداری کردن، دار و دوام دادن به امنیت. دراگو و دروگبا، کل ...
دراگون یعنی به دار آمده، درایت یافته ، دوام یافته، دراگون در مورد مکان یعنی یک مکان رویایی منشعب از دریم. کلمه داروغه هم یعنی یک تشکیلات دار و دوام ...
دراگو و دروگبا، کلمه ای که برای نامگذاری و اسم و فامیل استفاده می شود. دراگون، کلمه ای که برای نامگذاری مکان ها از این کلمه استفاده می شود داروغه یا ...
اگر از زاویه ی سخن کلمات در پهنه واژگان بخواهیم این کلمه را تفسیر کنیم با توجه به ذات حرف ک در کلمه رادیکال یعنی کم کننده اراده. در علم پزشکی رفتار ر ...
آرماگدون؛ آر ماگ دونستن آر مُغ دانایی انرژی مغز اندیشه آر؛ در کل هر کلمه ای که آر در اون استفاده شده باشد به مفهوم نیرو و انرژی و قدرت می باشد. مث ...
کلیدواژه خُوْدَج منشعب از کلمه خدیجه و جَخْتِن و جَست زدن و خجستگی ایجاد گردیده است. کلمه خُوْدَج با توجه به مفهوم نهفته در صندوقچه ی این کلمه به تخت ...
آرامش؛ آر یعنی انرژی و آرامش یعنی کسب انرژی و تجدید قوا. آسایش یعنی کسب آسودگی و آسانی و راحتی و رفاه راحتی مقوله ای که مرتبط با حرمت و احترام و رح ...
آغوش یعنی آغشته شدن به عشق و شفقت. متضاد کلیدواژه ی مشتق، اِنشقاق و شقی و شِقاوت و مَشِقّت
مجلس سنا یعنی مجلس افراد مسن و پرتجربه. مرتبط با کلمه انسان که چهارده بُعد در این کلمه نهفته است
کلمه rescue که در زبان انگلیسی با ترجمه نجات یافتن و زنده ماندن برای ما برگردان شده است منشعب از مفهوم rise ، یعنی تغذیه شدن، رایز شدن و راست شدن و ر ...
کهکشان؛ کَه یا کاه کشان. بار معنایی این کلمه اشاره به یک فضایی دارد که اجرام در آن فضا مثل یک پَرِکاه در حال کشیده شدن توسط یک نیروی کِشَنده در محیط ...
زُحَل؛ با توجه به بار معنایی کلمه زحل و شرایط ایجاد و موجود این سیاره، احتمالاً کلمه زُحل همان صُحَل به مفهوم ماحصل یا محصول جانبی خورشید یا ساحل گرم ...
مقدونیه سرزمینی که حاکمانش به تأسی از علوم ایران باستان جهت جمع آوری نخبگان و دانشمندان ایرانی برای پیشرفت علوم در آن نقطه از سرزمین، نام آن را مقدون ...
کائنات؛ با توجه به عَظمتِ حیرت آور و شگفت انگیز و رمزآلود و بسیار دقیق و پر نظم و پُر حساب و کتاب در جهان هستی و بی پایان در عالم امکان، هدف از استفا ...
طبر و تیشه دو کلیدواژه با دو مفهوم و دو کاربرد مختلف. تفاوت تبر یا طبر و تیشه در زاویه ی ساخت تیغه این دو ابزار هست که تیغه ی طبر در راستای دسته قرار ...
السنوار؛ انسانِ پایبند به سنت های الهی انسانِ حمد و سنا گوی ورزیده شده
rise؛ کلمه ی rise که قانون حذف و اضافه در این کلمه اعمال گردیده است. یعنی حرف پ در این کلمه برای راحتی آوا حذف گردیده است یعنی کلمه رایز تغییر شکل یا ...
اَرزن؛ اصلی ترین کلمه در ساختمان کلمه ی اَرزن کلمه ی اَر یا آر و اصلی ترین حرف در کلمه ی اَر یا آر حرف ر به معنی نیرو و انرژی و قدرت می باشد. معنا ...
کنجد؛ کلیدواژه ای که حرف ها برای گفتن در دل این کلمه هست. ذات حرف ( ک ) در دل این کلمه اشاره به یک چیز کوچک مثل دانه بودن یا غَلّه بودن و قلیل بودن د ...
تَچَر یا تَجَر؛ احتمالاً این واژه برای بنایی استفاده گردیده که مربوط به تُجار و قراردادهای تجارتی و ثبت در جراید حکومتی جهت ایجاد مجرایی برای اهداف و ...
طرشت ؛ مفهومی که در درون این کلمه به چشم دیده می شود به لحاظ تعریف و تفسیر برای این کلمه یعنی مکان آباد شده بر مبنای داد و ستد در جاده یا مسیر تجارت. ...
کنشت ؛ کنشت یا کنیسه که مکانی برای تعلیم تربیت برای نوع و مدل کُنش ها و واکنش ها مرتبط با عملکرد انسانها در زندگی با کسب معارف از کتاب غیر تحریف شده ...
اپتیما مرتبط با کلمه اپتیک و آبادیک یعنی پر آب و تاب یعنی تابان و تابنده یعنی بسیار نورانی و درخشان. یعنی آباد شده. یعنی آبادیس شده.
کلمه ی صهیون را بر اساس تحقیقات عمیق تری که در خصوص این کلمه انجام دادم مرتبط با کلمه ی سیئة و ضعف و ضایعه و گناه می باشد. روش رسیدن به این مفهوم را ...
آناهیتا ؛ این کلمه یک کانسپت کلامی، متشکل از ترکیب دو کلمه ( آنه یا آنا هانا هَنیٰ ) و ( هیتا یا هیدا هدایت هدیه هادی هدی هویدا و حیات ) می باشد. به ...
بیروت؛ شهر برتر، شهر برات و باروت سرزمین بایار شده برایان شده بریتان شده، یعنی شهر بریتانیا سرزمین برادر و brother و بریتنس breathness سرزمین بایرام ...