برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

🐾 مهدی صباغ

 🐾 مهدی صباغ

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 Noun - countable :
نامزد ریاست جمهوری
کاندیدای ریاست جمهوری
١٣٩٩/٠٦/٠٨
|

52 Mate for life :
در حیوانات به معنی : انتخاب جفت و با او بودن برای همیشه
١٣٩٩/٠٦/٠٨
|

53 Hatch a plan :
مخفیانه برنامه ریزی کردن
نقشه کشیدن
١٣٩٩/٠٦/٠٨
|

54 اصطلاح :
تخم طلا
آدمِِ پول ساز برای دیگران
کسی یا چیزی که منبعِ قدرت، ثروت، توانایی و .... برای دیگران می باشد.
ارباب قدرت
ارباب ثروت< ...
١٣٩٩/٠٦/٠٨
|

55 Noun - countable & uncountable :
ناپدیدی
محوشدگی
نابودی
Fadeway
Invisibility
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

56 Adjective :
درآمدزا
پول ساز
سودآور
Profitable
Beneficial
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

57 Noun - countable & uncountable :
چسب
Glue
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

58 Noun-plural :
هزینه
خرجکرد
بهای پرداختی
مانند :
Energy costs : بهای انرژی
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

59 Noun -countable :
خانه ی گِلی
خانه ی ساخته شده از گِل
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

60 Adjective :
اهل کشور زیمباوه
زیمباوه ای
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

61 Noun-countable :
لانه موریانه (که به صورت تپه ی کوچک خاکی بر روی زمین آن را می سازند.)
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

62 Noun -countable :
نرده های کنار تختخواب
Bedrail
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

63 Noun-countable :
میز متحرک، چرخدار و سینی مانند در بیمارستان ها که جلوی تخت بیمار قرار گرفته و ظرف غذا و سایر وسایل بیمار را بر روی آن قرار می دهن ...
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

64 Noun - countable :
میز متحرک، چرخدار و سینی دار جلوی تخت بیمارها در بیمارستان، که ظرف غذا و وسایل بیمار را روی آن قرار می دهند.
Tray table
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

65 Noun-plural :
نشخوار کنندگان
حیوانات چهارپا علف خوار
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

66 دَرکِت میکنم
تو را می فهمم
١٣٩٩/٠٦/٠٦
|

67 verb-transitive :
امتحان کردن
آزمایش کردن
try out
examine
test
١٣٩٩/٠٦/٠٥
|

68 Noun-countable :
مزاحم تلفنی
١٣٩٩/٠٦/٠٥
|

69 اصطلاح :
تلافی می کنم.
جبران می کنم.
١٣٩٩/٠٦/٠٤
|

70 اصطلاح:
مزخرفه
افتضاحه
خیلی بده
١٣٩٩/٠٦/٠٤
|

71 Don't worry
نگران نباش
١٣٩٩/٠٦/٠٢
|

72 اصطلاح :
ما هوای یکدیگر را داریم.
ما مراقب یکدیگر هستیم.
ما از یکدیگر پشتیبانی می کنیم.
١٣٩٩/٠٦/٠١
|

73 اصطلاح :
من مشکوک هستم.
١٣٩٩/٠٦/٠١
|

74 Noun-countable/uncountable :
عصاره گوشت
عصاره سبزیجات
مایع ساخته شده توسط جوشاندن گوشت یا استخوان ها و سبزیجات ، که برای تهیه سوپ یا اضافه ک ...
١٣٩٩/٠٦/٠١
|

75 Adjective :
چِندِش آور
منزجر کننده
حال به هم زن
١٣٩٩/٠٦/٠١
|

76 Noun-countable :
زیستگاه طبیعی (محلی که به صورت طبیعی حیوانات و گیاهان در آن زندگی می کنند.)
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

77 Noun-countable :
عروس دریایی جعبه ای (که نیش سمی و کشنده دارد.)
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

78 Noun-uncountable :
برفاب
آب به دست آمده از ذوب شدن برف و یخ (به خصوص ذوب شدن یخچال های طبیعی)
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

79 Noun-uncountable :
صنعت ماهیگیری
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

80 سه چهارم
هفتاد و پنج درصد
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

81 Adjective :
دخیل در
مشارکت کننده در
شرکت کننده در
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

82 اصطلاح :
روی من را زمین نینداز.
خواهش من را بپذیر.
درخواست من را قبول کن.
١٣٩٩/٠٥/٣١
|

83 Phrasal verb :
بستن کمربند ایمنی (در اتومبیل، هواپیما و ....)
Do up
Fasten
١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

84 noun-countable-usually singular :
جریان خون
١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

85 noun-plural :
کاکتوس ها
cactuses
١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

86 adjective :
محل خالی از سکونت
محل خلوت
١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

87 بیابان زایی
تخریب زمین های زراعی و تبدیل آن ها به زمین های بایر و غیرقابل کشت
erosion
denuding
١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

88 پوشش گیاهی
گیاهانی که در یک منطقه به صورتی بومی وجود داشته و رشد می کنند.
Flora
Vegetation
Botany
١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

89 Noun - countable :
تپه شنی
تپه ماسه ای
تَلِ شنی
توده شن ساحلی
Quicksand
Dune
١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

90 Adjective :
کِشسان
کِش آمدنی
لباس یا ماده ای که خاصیت کشسانی یا الاستیکی دارد و پس از این که کِشیده می شود و ابعاد آن تغییر می یابد، دوباره ...
١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

91 Noun-countable :
صحرای سوزان
بیابان گرم
١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

92 Noun-uncountable :
مسافتی که یک توپ پس از پرتاب شدن، یا یک گلوله پس از شلیک شدن، می پیماید.
١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

93 Noun-countable :
عقاب سر سفید (سمبل کشور آمریکا)

نکته :برخی به اشتباه این عقاب را عقاب گَر (تاس-کچل-بی مو) نامیده اند، که نامگذاری کاملا غل ...
١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

94 Noun-countable :
شیرخشک
پودر شیرِ خشک شده که به نوزادان داده می شود.
Baby milk
Infant milk
Milk powder
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

95 Leatherback turtle
لاک پشتِ پشت چرمی
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

96 Noun-countable :
لاک پشتِ پشت چرمی (گونه ای از لاک پشت ها)
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

97 Noun-countable :
پروانه شهریار (نام نوعی پروانه است که در ایران نیز بسیار زیاد دیده می شود.)
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

98 تخم گذاری کردن
تخم کردن (پرندگان، حشرات و ...‌..)
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

99 تسلیم شدن
کم آوردن
وا دادن
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

100 اصطلاح :
پاشو، صبح شده
بیدار شو، آفتاب زده
١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

51 come over
• When did you first come over to China?
• اولین بازدیدت از چین کی بود؟
١٣٩٧/١٠/٠١
|