عَجَم

عَجَم عَجَم.
https://t. me/Ajam_1
کَنالِ من.
البته من و شما نداریم. . . . .

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



ignite١٨:٣٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٦اخگریدَن.گزارش
0 | 0
BOX١٨:٣٨ - ١٤٠٠/٠٧/١٦پیشنهاد برای "جعبه ای که پِیک موتوری ها دارند" جَعپِیک = جَعبه پِیک.گزارش
0 | 0
اخگریدن١٨:٣٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٦اَخگَریدَن. To ignite.گزارش
0 | 0
از الگو های واژه سازی١٨:٣٥ - ١٤٠٠/٠٧/١٦ستاک کنون یه = اسم ساز. ن. م = پوشیه.گزارش
0 | 0
گندگوزیدن١٨:٣٤ - ١٤٠٠/٠٧/١٦گُندِگوزیدَن = گنده گوزی کردن. قمپوزیدن .گزارش
0 | 0
قمپوزیدن١٨:٣٣ - ١٤٠٠/٠٧/١٦قُمپوزیدَن. قمپوز درکردن.گزارش
0 | 0
فلکیدن١٨:٣٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٦فَلَکیدَن. فلک کردن.گزارش
0 | 0
کوهبار١٨:٣١ - ١٤٠٠/٠٧/١٦کوهبار = بار بسیار سنگین.گزارش
0 | 0
igniter١٨:٣٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٦اخگرنده.گزارش
0 | 0
توجه کردن١٨:٢٩ - ١٤٠٠/٠٧/١٦نیوشیدن.گزارش
0 | 1
کرفهیدن١٨:٢٨ - ١٤٠٠/٠٧/١٦کِرفِهیدَن. کارِ نیک انجامیدن.گزارش
0 | 0
بزکیدن١٨:٢٧ - ١٤٠٠/٠٧/١٦بَزَکیدَن. بزک کردن. آراییدن. آرایش کردن.گزارش
0 | 0
از الگو های واژه سازی١٨:٢٦ - ١٤٠٠/٠٧/١٦- - رون = جهت ن. م = اندرون/بیرون.گزارش
0 | 0
test١٨:٢٥ - ١٤٠٠/٠٧/١٦رَوَنیدَن.گزارش
0 | 0
رونیدن١٨:٢٤ - ١٤٠٠/٠٧/١٦رَوَنیدَن. آزمایش. to test.گزارش
0 | 0
اچمزیدن١٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠٧/١٦اچمَزیدَن. آچمز شدن.گزارش
0 | 1
hate١٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠٧/١٦بیزاریدَن. نِفرَتیدَن.گزارش
0 | 1
diss١٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٦ناسیدَن = ناسزا گفتن to dissگزارش
0 | 1
ventilate٠٨:٥٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٦تَراهَواییدَن.گزارش
0 | 1
ماهی مرکب٠٨:٤٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٦ماهَکَب = ماهیِ مرکب .گزارش
2 | 1
همگن شده٠٨:١٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٦همگنیده.گزارش
0 | 1
همگن کردن٠٨:١٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٦همگنانیدن.گزارش
0 | 1
خنزکیدن٠٨:٠٧ - ١٤٠٠/٠٧/١٦خنثی شدن/کردن.گزارش
0 | 1
گراسیدن٠٧:٥٨ - ١٤٠٠/٠٧/١٦گَراسیدَن. لقمه شدن. پوشیده شدن.گزارش
0 | 1
homogenize٠٨:١١ - ١٤٠٠/٠٧/١٦همگنیدن/همگناندنگزارش
0 | 1
پنهانیدن٠٨:٠٤ - ١٤٠٠/٠٧/١٦پِنهانیدَن. پنهان شدن/کردن.گزارش
0 | 1
homogenize٠٨:١٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٦هَمگِنِش/هَمگِنانِشگزارش
0 | 1
treasure box٠٨:٠٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٦گنجدان.گزارش
0 | 1
چلمنگ٠٨:٠٧ - ١٤٠٠/٠٧/١٦چِل و منگ = چلمنگ ؟گزارش
0 | 1
خنزکیدن٠٨:٠٦ - ١٤٠٠/٠٧/١٦خَنزَکیدَن = خنثاییدن.گزارش
0 | 1
ولرمیدن٠٨:٠٥ - ١٤٠٠/٠٧/١٦وِلَرمیدَن. ولرم شدن. خنثی شدن.گزارش
0 | 1
نهایدن٠٨:٠٤ - ١٤٠٠/٠٧/١٦نَهانیدَن. نهان شدن/کردن.گزارش
0 | 1
treasure box٠٨:٠٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٦گَنجای = گنج جای.گزارش
0 | 1
کارزاریدن٠٧:٥٩ - ١٤٠٠/٠٧/١٦کارزاریدَن. to be actively involved in a campaign.گزارش
0 | 1
سکسیدن٠٧:٤٩ - ١٤٠٠/٠٧/١٦مُرزیدَن.گزارش
0 | 1
campaign٠٧:٥٨ - ١٤٠٠/٠٧/١٦کارزاریدَن.گزارش
0 | 1
تمنیدن٠٧:٥٤ - ١٤٠٠/٠٧/١٦لُکنتیدن. تتهپتهیدن.گزارش
0 | 1
لکاتهیدن٠٧:٥٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٦لَکاتِهیدَن. لکاته ها بازی درآوردن. مانند لکاته ها رفتاریدن.گزارش
0 | 1
از الگو های واژه سازی٠٧:٥١ - ١٤٠٠/٠٧/١٦- - مُرز ( ی ) = سکسیدن با کسی/چیزی ن. م = مُرده مُرز = necrophileگزارش
0 | 1
necrophilia٠٧:٤٩ - ١٤٠٠/٠٧/١٦مُرده مُرزی = مُرده مُرزیدن ( سکسیدن )گزارش
0 | 1
تکپلکیدن٠٧:٤٧ - ١٤٠٠/٠٧/١٦تَکپِلکیدَن. یک پار پلک بر هم زدن.گزارش
0 | 1
زغنگیدن٠٧:٤٦ - ١٤٠٠/٠٧/١٦یک بار پِلکیدَن.گزارش
0 | 1
ازکامیدن٠٧:٤٥ - ١٤٠٠/٠٧/١٦آزکامیدَن = چیزی را حریصانه و دیوانه وار خواستن.گزارش
0 | 1
اردنگیدن٠٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٧/١٦اُردَنگیدَن. اردنگی زدن.گزارش
0 | 1
ریغاندن٢٢:٢٣ - ١٤٠٠/٠٧/١٥ریغاندَن. ریغ درآوردن.گزارش
0 | 1
ریغیدن٢٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٥ریغیدَن. ریغ درآمدن.گزارش
0 | 1
همالیدن٢٢:٢١ - ١٤٠٠/٠٧/١٥هَمالیدَن. شریک شدن.گزارش
0 | 1
فرنشینیدن٢٢:١٤ - ١٤٠٠/٠٧/١٥فَرنِشینیدَن. ریاست کردن.گزارش
0 | 1
decide٢٢:١٣ - ١٤٠٠/٠٧/١٥گُزیریدَن.گزارش
0 | 1
democracy١٢:٠٩ - ١٤٠٠/٠٧/١٥همکَدیوَری = democracy همکدیوریدن = to democratize همکَدیوَرِش = democratization همکیدوریک = democratic . . . . . . . . . . . . . . . .گزارش
0 | 1