پیشنهادهای بیداد (٤٦٦)
گیاهان و نباتات
درخت همگی تخم ها
نام گیاهی است
نام گیاهی است با غده ای کوچک در زیر خاک که در اوایل بهار طعم خوبی دارد و خوراکی است.
گیاهی برای شستشوی لباس ، بدن مرده ها، رنگ امیزی پارچه و نخ
گیاهی سمی است.
گیاهی است که در لب چشمه ها و کنار رودخانه ها می روید و ترکه های ان توخالی است و گاهی برای بافتن سبد از آن ها استفاده می شود
گیاهی بوته ای است که گوسفندان با خوردن آن شیرشان زیاد می شود. و شیره سفید رنگی نیز از آن ترشح می شود
هر چه در خرمن گندم و جو کوبیده نشود و باقی بماند.
گیاهی است که شیره گیاهی سفید رنگ آن در اثر جویدن شبیه به آدامس می شود.
در گویش مردمان شهربابک به گیاه بن سرخ لیسو می گویند.
مردمان بلوچ جنوب استان کرمان به فاخته سوتله می گویند
سنگ های رسوبی که در اثر رطوبت استحکام خود را از دست داده اند و از بدنه اصلی کوه جدا شده اند.
در گویش میمند شهربابک صدای ناله حاصل از ترس یا درد که خیلی شدید باشد را بغورک می گویند
در گویش مردمان شهربابک به فک پایین انسان و یا حیوان شیکلکی می گویند.
هریره از مصدر هریدن به معنای آسیاب کردن است. در بعضی مناطق ایران به غذای میکس شده و له شده ای که برای نوزادان آماده می شود هریره می گویند
بر اساس کتاب فرهنگ ایران باستان از پورداود این واژه نام بخشی از دینکرد بوده است مربوط به قوانینی در مورد حکمیت
بر اساس فرهنگ ایران باستان پورداود این واژه نام یکی از فصل های گمشده دینکرت مربوط به قوانینی در زنش یا ضربت است
بر اساس فرهنگ ایران باستان پورداود این واژه نام یکی از فصل های گمشده دینکرت مربوط به قوانینی درمورد و موضوع ادعا است
بر اساس فرهنگ ایران باستان پورداود این واژه نام یکی از فصل های گمشده دینکرت مربوط به قوانینی در مورد ربح است
بر اساس فرهنگ ایران باستان پورداود این واژه نام یکی از فصل های گمشده دینکرت مربوط به قوانینی در سوگنداست
بر اساس فرهنگ ایران باستان پورداود واژه ائرپت و نیرنگ به معنی دعا است. و کل واژه به معنای جایگاه دعا کردن است.
بر اساس فرهنگ اوستایی زَهَک= zahak ( = زَهاک ) 1ـ جنین 2ـ فرزند، بچه، اولاد 3ـ نسل 4ـ عنصر، ماده ــ هَم زَهَک= ham zahak هم نسب، از یک خانواده ــ هو ...
آبدان
به معنای شناختن
عفو و بخشش
خانه ای مخروطی که با چوب ساخته می شده است
نابودشدن و از بین رفتن
تکان خوردن و حرکت کردن
صدای برخورد سنگ و . . . به اشیا فلزی
گویش عوامانه کلمه جانور
ترکیب کنایی از عادت کردن انسان به کاری
Jnana یا جبانه حالتی از بصیرت و بینش در آیین هندوئیسم و بودایی
واژه باستانی یونانی در توضیح و تعریف جذبه و شوق الهی
سبزینگی گیاهان
ابلق و دورنگ است. چون فرد دیوانه ثبات و تمرکز بر رفتار ندارد و گاهی خوب و گاهی بد رفتار می کند و طبق یک افسانه قدیمی دیوانه ها از چیزهای ابلق وحشت دا ...
راعی به معنی چوپان است. رعیت زیر دستان بزرگ و خانی را می گفتند. این باقیمانده نظام ارباب و رعیتی در کشور ماست
ترپ ترپ صدای پا است.
کپر یا خانه های ساده ای که با چوب و برگ نخل می سازند.
در گویش میمند شهربابک گرگو نام گیاهی از تیره قاصدکیان می باشد.
دسته ای از گیاه که به دور چوبی محکم می شوند و با آن مایعات را می زنند تا غلیظ شوند.
خفاش
در گویش مردم میمند شهربابک همان بذر گیاه شنبلیله را شمبری گویند.
کلی، مجموع
نشانه چرخیدن پرنده در آسمان
دارنده اسب سهمگین
دارنده اسب ارجمند
دارنده اسب خوب
دارنده اسب درخشان
دارنده اسب تندرو