پیشنهادهای Amirhosein farrokhzad (٩٥)
فطری
آب و هوای خشن - آب و هوای غیر معمول
عطف به ما سبق شدن
سطحی خواندن
اشارات و حرکات در موقع سخن گفتن Movements of the hands or head
یعنی اجرتی که در قرارداد میزان آن مشخص شده که در عقد اجاره به آن ، اجاره بها گفته می شود.
محتوا، مطلب
از بین رفتن منفعت
مؤخر بودن تصرف خوانده
پول درآوردن - کسب درآمد کردن Banks make money on credit cards by charging interest بانک ها با گرفتن سود ، از کارت های اعتباری درآمد کسب می کنند.
پر کاربرد For example: High frequency words کلمات پر کاربرد
مستقیم و بدون واسطه
غنیمت - غارت کردن - رو دادن - لوس کردن
مال - دارایی - خاصیت - ویژگی
با این حال
در این مورد ، به این خاطر ، از این رو
نقل مکان کردن
شییء - مقصود - مفعول - مخالفت کردن
به وقوع پیوستن ، حاصل شدن ، مستقر شدن
فاعل و انجام دهنده کاری به طور مستقیم و بدون واسطه ؛ که در مقابل آن مسبب قرار دارد
مؤخر بودن
مشارکت داشتن - سهیم بودن
لاجرم
هر مالی که بین دو یا چند نفر مشترک باشد - قسمت نشده
ثبات
تناسب ، هماهنگی
یکسان - همسان - یکجور
محصور - دیوار کشی شده
تا شدن ، جمع شدن
نگاه بد - چپ چپ نگاه کردن
نظم، ترتیب، چیدمان
ارسال پیام کوتاه
توهین آمیز For example: "Get out now!, " she said loudly, very . annoyed and insulted او با صدای بلند ، بسیار آزرده دهنده و توهین آمیز گفت:همین الا ...
خوش ساخت
قرارداد بستن
به امانت گذاشته شده
زیان دیده
سند چند نسخه ای در مواردی که معامله دو یا چند طرف داشته باشد، بعضاً به سند این معامله ، سند چند نسخه ای می گویند ( حقوق انگلستان )
دلتنگی - غربت
عدم استقبال - ناخوشایند
کنترل کردن - صفحه نمایش ( کامپیوتر )
شامل . . . بودن
روی هم سوار کردن
وادار کردن - سوق دادن ?How do companies get people to buy their products چگونه شرکت ها مردم را وادار به خرید محصولاتشان می کنند؟
گروه خبری
تورم خارج از کنترل - تورم مهار نشدنی
نفی کننده، نیست کننده، ضد و مخالف
Certainly مطمئناً
مطرح کردن ( مخصوصاً در دادگاه و . . . )
یک بخش غیروزارتی دولت بریتانیا است که در سال 1862 برای ثبت مالکیت زمین و املاک در انگلستان و ولز ایجاد شد
لعاب دار
کلوب نسوان
از هم جدا شدن - منفجر شدن
به ترتیب حروف الفبا
توافق بر موضوع معین
عقد معوض ، معامله ( حقوقی )
- گاه ، هنگام ، زمان ، وقت. - نهایت مدت برای ادای قرض ( از نظر حقوقی )
ساختگی و آزار دهنده ( جفتشون با هم )
- گودال، مغاک - قبر، گور
در صورت لزوم
Formed a line
کادر بندی
شرط ، دوره ، مدت ، اصطلاح ، نامیدن ، مفاد ( حقوقی )
منافع استفاده شده
به طور ضمنی
بیل زدن
ایفای دین
دوست داشتنی
To think carefully about something
در موعد پرداخت
قانون اعتبارات اعطایی به مصرف کنندگان ( حقوق انگلستان )
سند کتبی
قرارداد رسمی
تردید ایجاد کردن ، به شک انداختن
ممنوعیت منصفانه طرح دعوی
خراب کردن - ویران کردن خرابی - ویرانی
پر کردن - تکمیل کردن - جایگزین کردن
ابر محاسباتی
حین. . . ، به هنگام . . .
برچسب کاغذی
قرارداد های ثبت شده
منوط بودن به ، مشروط کردن
کنار گذاشتن حقوقی: لغو کردن، باطل کردن ( حکم، قرار و . . ) The appeal court set the sentence aside دادگاه تجدید نظر حکم را لغو کرد.
مکالمه ( تلفنی )
a warning that something may not be completely true , effective etc اخطار ( به مواظب بودن )
متعدی، متجاوز a person who enters a building to steal or commit a crime; breaking into premises intending to steal something or harm someone.
حقوقی: امر حکمی، مسائل حقوقی و قانونی امر حکمی به مسائل قانونی و تفسیر قوانین اشاره دارد که توسط قاضی تصمیم گیری می شود. این شامل تفسیر قوانین، مقرر ...
قواعد حاکم بر ادله اثبات دعوی
امر موضوعی، مسائل موضوعی ( رویداد ها و حقایق ) امر موضوعی به مسائل و حقایقی گفته می شود که هیئت منصفه باید درباره آن ها تصمیم گیری کند، مانند اینکه ...
اغوا کردن ( شهود و . . . )
جایگاه هیئت منصفه ( کامن لاو ) ، جایگاه شهود
واقع در، متشکل از When a defendant is brought up for trail he is placed in the hands of the jury normally twelve men or woman. پس از حاضر کردن خوان ...
آیین دادرسی تحقیقات مقدماتی
محاکمه مختصر، رسیدگی اختصاری ( رسیدگی بدون حضور هیئت منصفه )
حقوقی: مسائل موضوعی به حقایق و رویدادهایی اشاره دارد که باید توسط هیئت منصفه یا دادرس رسیدگی و تعیین شوند. این موارد شامل تشخیص اینکه چه اتفاقی افتا ...