پیشنهادهای علی سیریزی (٧,٥٦٦)
سحابی خرچنگ ده سال نوری وسعت دارد و دقیقا در مرکز سحابی یک تپ اختر قرار گرفته: یک ستاره نوترونی به سنگینی خورشید اما به اندازه یک شهر کوچک. تپ اختر خ ...
دکتر بنجری متعتقد است که جهان ما درون حبابی در حال انبساط در حال پیشروی به ابعاد جدید است. که کل جهان در لبه این حباب در حال انبساط قرار دارد. و تمام ...
ماده تاریک Dark Matter نوعی از ماده که با تابش الکترومغناطیسی برهمکنش ندارد و تنها از طریق اثرات گرانشی آن قابل تشخیص است .
پوثرَ ( pothra ) ( سکون ث و فتحه ر ) در زبان اوستایی یعنی: پسر ، فرزند
اَپوثرَ ( سکون ث و فتحه ر ) ( apothra ) در زبا اوستایی یعنی : پسر ، فرزند
اِوِرِزیدَ ( ewerezida ) در زبان اوستایی بی کار، تنبل ، منفی ورزیده .
سَخو آرِ ( sakhu are ) در زبان اوستایی سخن می باشد.
گَئِثا ( gaetha ) در زبان اوستایی گیتی ، جهان
رَاُخشنَ ( ra okhshna ) در زبان اوستایی روشن ، درخشان
دُ ایثرَ ( do ithra ) در زبان اوستانیی دیده ، چشم
ایسویَن ( iso yan ) توانا ، قوی ، نیرومند
اُروپی ( urupi ) در زبان اوستایی روباه می باشد.
ایشت یَ ( isht ya ) در زبان اوستایی به معنای خشت می باشد
مَ این یو ( ma in yo ) در زبان اوستایی مینو ، روح ، آخرت ، دنیای دیگر
ایژَ ( izha ) در زبان اوستایی آرزو ، خوشبختی
هوتَئُسا نام اوستایی شهبانوی گشتاسب شاه ( ( آتوسا ) )
آثروپاتا= نام فرمانروای ایرانی آذربایجان که از سوی اسکندر گماشته شد و شاید نام آذربایجان هم برگرفته از نام همین فرمانروا باشد
آثروپاتِن= مترادف آثروپاتا است ) ) نام فرمانروای ایرانی آذربایجان که از سوی اسکندر گماشته شد و چنین پیداست که نام آذربایجان هم برگرفته از نام همین ف ...
آثیابَئوشنَ= نام ایرانی در زمان هخامنشی
آدوکَنیش= نام آبان ماه در سالنمای هخامنشی
آرابیا= عرب ، عربی
آریارَمْنا= نام پدر بزرگ داریوش اول
خشایَثی یَ آهم در زبان باستانی شاهنشاه هستم
آهَنتا= هستند، می باشند
اَئورَمَزدا= اهورا ( هستی بخش ) مزدا ( دانای همه چیز ) اهورمزدا
اَبَرَنتا= هستند، می باشند ( مترادف آهنتا )
اَثَهیَ= در زبان باستانی هر چه، آنچه
اَجَمی یا = در زبان باستان یعنی : بیاید، پیش آید، اتفاق افتد
اَرَبایَ در زبان باستانی عربستان
بَئوَرِ ( bae ware ) در زبان اوستایی ده هزار
اَرتَبْرنا ( ( artabr na ) ) نام ایرانی ، اسم پسرانه پسر بزرگ داریوش که از نخستین همسر او که دختر گبریاس بود، زاده شد.
اَرتَ وَردیا ( ( art varia ) ) نام یکی از سرداران داریوش
اَرَخُواتیش نام سرزمینی در جنوب افغانستان در زمان داریوش بزرگ
ارشاما پدر ویشتاسپ و پدر بزرگ داریوش یکم ارشامَ هم می گویند
اَرغیجان: نام باستانی یکی از روستاهای نیشابور ( اَپَرشَتر، ابرشهر ) در بعضی منابع به شهرستان کنونی بجنورد اشاره شده است.
واحد اندازه گیری طول در دوره باستان برابر با فرسنگ بوده ( هر پَرثنها یا فرسنگ برابر ۳۱ اَسپَرسا و هر َاَسپَرسا برابر با حدود ۱۹۳ سانتی متر بوده است.
اَسمانَم: در زبان باستان یعنی آسمان .
بابیروس : بابل
باختریس : بلخ
باغَیادیش : نخستین ماه پاییز در تقویم هخامنشی برابر با مهر
باژیم : مالیات ، باج ، عوارض
باژیم ، باژ ، مالیات ، باج ، عوارض، واژ
کسی که به اردشیر سوم زهر داد و او را کشت
بَراَرتَخشیر: سرزمین اردشیر. ( بَر: ناحیه، محله، ملک، سرزمین ارتخشیر ) نام باستانی بَردَشیر که بردسیر، گواشیر، کواشیر، وِه اردشیر، به اردشیر نیز خوان ...
اَریارامنَهیاپیتا نام ایرانی در دوره هخامنشی
اِهماکِم واژه اوستایی برابر اَماخَم : از ما می باشد ، همچون ما می باشد ، با ما هست و سنسکریت آن اَسْماکَم است
بِسوس نام فرماندار دامغان در زمان داریوش سوم که با شنیدن تازش اسکندر به ایران، با همدستی کسی به نام بَرَزانتیس داریوش را که به آن جا گریخته بود دستگی ...
اَماخَم تَئوما در زبان باستانی هم نژاد، دودمانمان ، تبار مان
اَنگست : واحد اندازه گیری طول بوده که برابر 27 میلیمتر ( هر انگستَ شش یَوَه و هر 20 انگستَ یک آرشن بوده و هر 360 آرشن، یک اسپرسا و هر 31 اسپرسا یک ...
اورتاکو : نام برادر خوم بان کالداش پادشاه ایلام ( 674 پیش از میلاد )