پیشنهادهای علیرضا حسن زاده (٤٨٣)
راست و ریست کردن
گسترش پیدا کردن ( معمولا بطور نامنظم و بی رویه ) پخش شدن
در زمینه حقوقی و قانونی یعنی: اتهام وارد کردن متهم کردن for example: press the charge of genocide
موفق شدن ( در یک کار سخت و چالش برانگیز )
اهنگ یا ملودی که سر زبان یا ذهن می افتد و نمیتوانید به راحتی از ذهن بیرون کنید. An earworm= a melody or extract of a song that you can’t get out of ...
رسیدن ( وسیله نقلیه عمومی برای جابجایی مسافر ) به جیب زدن ( در مکالمات غیر رسمی استفاده میشود و در خصوص پول یا چیز ارزشمند بکار میرود ) The robber ...
دوئل یا تیراندازی
آچمز کردن به اصلاح خودمونی
The phrase "with flying colors" is an idiom that means "successfully" or "with great success. " It is often used to describe someone who has passed a ...
زمین خالی ساخته نشده ( معمولا در شهرها و شهرستان ها )
۱ - انحلال یک شرکت یا بیزینس و فروختن اموال آن برای پرداخت بدهی to cause a business to close, so that its assets can be sold to pay its debts ۲ - کشت ...
زودرنجی کج خلقی تحریک پذیری
( مطلبی را ) در چندین روزنامه، شبکه و . . . . به چاپ رساندن البته تشکیل دادن اتحادیه صنفی هم یکی دیگه از معانی آن است.
1 - جلوی ماشین دیگری پیچیدن to drive past another car and then suddenly drive in front of it: Some idiot carved us up on the way over here - I don't ...
to take the blame or responsibility for something that is wrong or has not succeeded
مرکز شهر ( که معمولا مشکلاتی دارد و مردم فقیرتر و کار کمتری وجود دارد و ساختمانها کیفیت پایینتری دارند. ) the central part of a city where people li ...
ناترازی ناهمواری نابرابری
صنایع دستی محلی
وانمود تظاهر حمایت ظاهری بدون عمل ( به نظرم معنی چاپلوسی و تملق نمیدهد )
سرهم کردن بهانه تراشیدن یا آوردن در غذا: درست کردن یه غذای من درآوردی
دوستان فروشگاه تاناکورا یا دست دوم یا از مد افتاده غلط است. به فروشگاهی که جنس را دست اول و بدون واسطه و با تخفیف به دست مشتری میرساند ، outlet store ...
عاری تهی بایر
اطمینان خاطر
مستحق کردن
ادم خشک و جدی عصا قورت داده formal or serious, and not willing to reveal your feelings or personal opinions: She was cast as a buttoned - up lawyer w ...
معاشرتی
man sows his wild oats, he has sex with many different women, especially when he is young زندگی پر از سکس با زنان مختلف مخصوصا در جوانی
سطح دستمزد the range of amounts that someone can be paid when they are at a particular level in an organization or job: He now works in another regio ...
us slang a man who is the customer of a prostitute ( = a woman who charges men to have sex with her )
پریودی
فیلم های زنونه و دخترونه ، فیلم هایی که مردها زیاد دوست ندارند.
دولت مداخله گر
با خونسردی و آرامشی غیر عادی
کش آمدگی عضله damage to something that is caused by stretching or pulling it
نماد مد ، استوره مد A fashion icon or fashion leader is an influential person who introduces new styles which spread throughout fashion culture and b ...
املاء درست این کالوکیشن catch a glimpse of است. یه نگاه انداختن
با سرعت و ناگهانی به جایی رفتن ، اصطلاحا برقی و جنگی رفتن
تعمدی عامدانه با نقشه قبلی
درشرایط بد و نامناسب IDIOM: in a bad or weak state: Consumer confidence is currently at a low ebb. I was recently divorced and feeling at a very low ...
to be careful not to do something too quickly, so that you do not get too tired to finish it: No more soup, thank you. I'm pacing myself so that I ha ...
با ضرر یک بیزینس یا شغلی رو اداره کردن ( معمولا در ابتدای کار )
a traditional remedy or folk remedy درمانهای سنتی مثال: Fish oil has been used as a folk remedy since the eighteenth century
اهل چیزی یا کاری بودن عاشق انجام کاری بودن to like something very much: I'm not very big on classical music.
نقش کوتاه یا فرعی
مصرف کردن یا هدر دادن ( پول یا وقت ) to use or take away a large part of something valuable, such as money or time: The high cost of living in New Y ...
روز بدون کار
تبادل عقاید مختلف to improve understanding and communication between people who have different opinions
تماس های مکرر با کسی گرفتن و عدم دسترسی به او
عصبانیت شدید مخصوصا وقتی که نیاز نیست فیوز پروندن ( در عصبانیت ) to show great anger about something, especially when this does not seem necessary: ...
گاز خنثی