پیشنهادهای ابوذر (٢٥١)
حرکت کردن ، جابجا شدن
یه ذره، اندکی
بررسی کردن، بازبینی کرد
سالهای پر هیاهو
قرن ها
شکل ظاهری
چشم نواز
شواهد روایت شده
لباس آراسته پوشیدن
send out for s. th از رستوران غذا سفارش دادن
بد قواره بدسایز
به یکبار دیدن می ارزد
قسمت خروشان رود
خرید مقرون به صرفه داشتن جنس ارزان را قاپ زدن pick up a bargain
معرکه
Feel sick
با ماشین دنبال کسی رفتن با ماشین برای گرفتن چیزی رفتن
یک سر به خاطراتم میزنم خاطراتم را مرور میکنم
مطابق نظر و سلیقه من
Since, because
با لپ های تپل و آویزون
تفکیک کردن
در کل
ذوق
. . . to be part of
مخصوص به خود
منشعب می شود
پایه بودن
بهره برداری کردن
بعصی اوقات، گاهاً
کامل Hearty breakfast : صبحانه کامل، صبحانه مفصل
غذای مفصل
من خوش بین هستم
make a noise to warn
ادامه تحصیل
درد دل کردن
به حال خود رها کردن آزاد گذاشتن
به بهترین حالت
ساده ، بی تشریفات ، بی تعارف ، بی نزاکت
ورژن جدید فیلم
بد لباس
کسری از ثانیه
وادار شدن یا مجبور شدن به انجام کاری
مهربان، رفتار دوستانه داشتن Friendly, kind
parents and family
اعصاب کسی را بهم ریختن
بی عیب بدون کم و کاستی
در مقابلِ
سیم سیار
باز پس فرستادن پس دادن