یهوه


معنی انگلیسی:
jehovah, yahwe, yahweh

لغت نامه دهخدا

یهوه. [ ی َ هَُ وَ ] ( اِخ ) نام خدای تعالی نزد یهود. ( یادداشت مؤلف ). یهوه از آغاز نام خدای مطلق قوم موسی نبود بلکه پیش از زمان وی بنی اسرائیل او را در رأس سه گروه نیمه خدایان : کروبیون ( ابرها )، صرافیون ( مارهای بالدار ) و الوهیون ( خدایان گله های ابری ) می دانستند. ( از مزدیسنا و ادب پارسی ص 165 ). یهوه در انگلیسی خدا، رب ترجمه می شود، ولی هیچیک از این دو کلمه معنی دقیق یهوه نیست. یهود در قدیم این کلمه را به سبب مقدس بودن آن به طریق هزوارش «یهوه » می نوشتند و «رب »تلفظ می کردند، اما اینکه معنی درست کلمه چیست ، موضوعی است قابل بحث و نیز اینکه آیا صورت قدیم کلمه «یهوه » یا «یهوه » است پرسشی است که یکی بر دیگری مترتب می شود. در سِفْرِ خروج ( 3/14 ) یهوه «منم که منم » یا«هستم آنکه هستم » معنی می دهد. و شاید «یاهو» مخفف یهوه باشد. ( قاموس کتاب مقدس ). کلمه یهوه در زبان سامی از چهار حرف اصلی ( ی ، هَ ، و، هَ ) ساخته شده و تلفظ اصلی و ابتدایی این واژه «یَهُو» و «یاهو» بوده است و تلفظ یَهْوِه ظاهراًتلفظ بعدی و ساختگی کلمه است ، به معنی ابدیت و سرمدیت. بابلیها از نظر دنیای فانی و فنای کل مخلوقات ازلیت و ابدیت خداوند را با کلمه فوق بیان می کردند، ولی بیان معنی و شرح کامل این کلمه با واژه ها و الفاظ ممکن نیست. لفظ یهوه ( به صورت تلفظ امروزی [ ی َ هَُ وَ ] ) در فرهنگ ها و تداول تحریفی از کلمه فوق است و معنای مجازی «سرور من » و «مولای من » نیز به آن داده اند. صورتهای این کلمه را که به خط لاتین در ذیل این صفحه نقل شده است برخی صورت قدیمی فعل «بودن » به زبان عبری و اسم خاص ذات خداوند می دانند. از کلمه فوق دو معنی «من هستم ذاتی که هست » و «من هستم ذاتی که من هستم » استنباط می شود.

فرهنگ فارسی

اسمی است که در تورات بر خدا اطلاق شده است و دلالت بر سر مدیت آن ذات مقدس کند.
نامی که درتورات به خدای متعال اطلاق شده

فرهنگ معین

(یَ هُ وَ ) [ عبر. ] (اِ. ) اسمی است که در تورات بر خدا اطلاق شده است و دلالت بر سرمدیت آن ذات مقدس کند.

فرهنگ عمید

نام خدای متعال در تورات.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] نام خاص خدا در دین یهود « یَهُوَه » به معنی موجود و باشنده است. این نام در دین یهود بسیار احترام دارد.
اسمی است که در تورات بر خدا اطلاق شده است و دلالت بر سرمدیّت آن ذات مقدس دارد.

دانشنامه آزاد فارسی

یَهُوَه (Jehovah)
در عهد عتیق، نام خدا که بر موسیتجلّی کرد. در متن عبریعهد عتیق با حروف «ی»، «ه»، «و» و «ه» (بدون مصوت های میانی) کتابت می شد؛ زیرا از فرط قداست تلفظ ناشدنی انگاشته می شد. برای پرهیز از ذکر صریح نام خدا از دو اصطلاح «اَدونای» (سرور) و «حَشیم» (اسم) نیز به جای آن استفاده می کردند.

مترادف ها

jahweh (اسم)
یهوه، یهو خدای یهود

پیشنهاد کاربران

یهوه همان الله است.
یکی به این دوستمون آبراهام به نهاد بگه دور جنسای اون فرقه یا انجمن کوفتیه پارکه پشت محله شون رو خط بکشه چون پاک عقلش جاشو داده به اوهام و هپروت حتی اگه کلمه ای از حرفاش هم مفهومی داشته باشه بیشتر که بررسی
...
[مشاهده متن کامل]
کنی میبینی یه تقارن تصادفیه مثل یک ساعت خراب که دوبار در روز زمان رو نشون میده فقط کامنتاشو بخونید میفهمید چه قدر حال و خراب و دمه گازیه

نام یهوه بصورت تفکیکی " ی ه و ه " به احتمال قریب به یقین یک رمز حروفی - عددی بوده به روش بازی کابّالا با استفاده از حروف الفبای فارسی به شکل زیر:
حرف ی در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۳۲ با جمع ارقام مساوی با عدد ۵ میباشد و دو حرف ه در سمت چپ و راست حرف پیوندی واو، هردو سمبل گِردی یا دایره وار بودن راه و سفر میباشند؛ ۵ راه دایره وار مردانه و ۵ راه دایره وار زنانه در طول هم و پشت سر همدیگر برای هرفرد انسانی چه زن و چه مرد. راه های دهگانه در پشت پرده ی ظاهر واژه فارسی و فراباستانی رمزی و معما آلود دهّر نهفته است که توسط خردمندان گمنام ایرانی به دو شکل تفکیکی زیر تلفظ و بیان میشده؛ ده هر ؛ ده ره.
...
[مشاهده متن کامل]

این نام با حروف لاتین در زبان آلمانی به شکل JHWH نوشته و یاهوِه تلفظ میشود. حرف J در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد 10 میباشد و دو H هرکدام با تلفظ ها به زبان آلمانی حرف اچ در ردیف هشتم حروف الفبای لاتین نبوده بلکه علامت جمع در زبان فارسی و W در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد 23 با جمع رقمی مساوی با عدد 5 میباشد. لذا نام JHWH بدون اینکه آلمانی زبانان امروز به معنای آن واقف و آگاه باشند، در اصل و ریشه یک رمز حروفی - عددی بوده از راست به چپ به شکل و معنای زیر: 10 H 5 H با تلفظ ده ها پنج ها. عدد 5 در اینجا باید دو بار تکرار گردد بصورت 5 ها 5 ها؛ یکبار به سمت چپ و بار دیگر به سمت راست.
این نام با حروف لاتین به شکل های دیگری هم نوشته شده و میشود، به عنوان مثال بصورت Yhwh. حرف y در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد 25 میباشد با ضرب رقمی مساوی با عدد 10 و پسوند ها w ها ( hwh ) به همان معنای اشاره شده در بالا.
در این زمینه یک نکته ی بسیار مهم اینست که آن ده انسان های ملکوتی یا آسمانی در طی این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، نزولی و صعودی محتوای کیهان یا جهان بین دو بهشت برین، در طول هم و پشت سر همدیگر و بطور سلسله وار در ۱۰ عالم یا دنیا زیر سقف ۱۰ آسمان و روی ۱۰ کره ی زمین به ظهور و پیدایش و کثرت نمیرسند بلکه در ۷ عالم یا دنیا زیر سقف ۷ آسمان و روی ۷ کره ی زمین. از لحاظ عددی برابر با تعداد هفت شمع شمعدان قوم یهود به نام منورا و به تعداد هفت بار چرخیدن زائران حج در اطراف خانه ی کعبه.
تفسیر : هیچکدام از ما افراد انسانی از نسل بابا آدم و ننه حوای حضرات موسا و ایسا و محمّد ( ملقب به ابو - و اُم البشر ) نبوده و نمیباشیم بلکه در آفرینش سرمدی، مبدئی و معادی، ازلی و ابدی یا اولیه به شکل خانواده های ده عضوی مشتمل بر پنج مرد و پنج زن خودی یا بصورت پنج زوج مشتمل بر ده نیمزوج مذکر و موئنث ملکوتی یا آسمانی و جملگی بطور مطلق همزمان و همسن و در یک سن معتدل ملکوتی ( به احتمال قریب به یقین یا نزدیک به حقیقت در سن چهل سالگی ) و هرکدام در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، توانائی، دانائی، هنرمندی، هوشمندی و دانش کامل با کمیت و کیفیت بهشت آفریده شده و از عشق و زندگی جاودانه برخوردار گردیده ایم.
آن ده انسان های ملکوتی یا آسمانی هرکدام در یکی از عوالم یا دنیاهای هفتگانه خاص و ویژه ی خویش فقط از یک راه و به یک روش مطلق، معقول و منطقی به ظهور و پیدایش و کثرت خواهند رسید، یعنی از طریق گردش دایره وار وقوع مهبانگ های هفتگانه بر اثر نوسانات خودکار و متوالی انبساط و انقباض در چهارچوب طرح مطلق آفرینش و بر اساس قوانین جاودانه و آئین نامه های اجرایی ثابت و پایدار و تغییر ناپذیر آن.

انسان در طول تاریخ پیدایش خود روی کره زمین تاکنون و یا به بیانی دیگر از دوران مهد کودک تاریخ اندیشه یا فکر، خیال، تصور و توَهُم تا به امروز نتوانسته است بین دو نوع خدای زیر فرق و تمیز قائل شود:
الف - خدای حقیقی و واقعی یعنی اول، وسط، آخر، درون و بیرون همه چیز و همه کس یا بطور عام تر یعنی ظاهر و باطن این واقعیت و طبیعت و یا بطور کلی و جامع تر یعنی محیط و محتوای هرکدام از گیتی ها، کیهان ها و یا جهان های متناهی، مساوی، موازی و بیشمار و لذا هیچ موجود و هیچ چیز دیگری چه عینی و چه غیبی غیر از او، آن و این نه وجود دارد و نه میتواند وجود داشته باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

ب - خدای کلمه ای با الفاظ و نام های گوناگون در زبان های مختلف بشری که فقط در زبان، خط، فهم و عقل ناقص و محدود انسانی از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد، به این معنا که از هیچ نوع موجودیت دیگری چه شهودی و چه غیبی برخوردار نمیباشد و درست به همین علت و دلیل کلیه سعی ها و کوشش های برهانی و استدلالی انسان در اثبات وجود این نوع خدا در اعصار گذشته و حال و آینده همیشه با شکست مواجه بوده و هست و خواهد بود.
نتیجه اینکه نام هائی که اقوام مختلف بشری در اعصار متوالی بر روی پروردگار، خالق مخلوقات، آفریننده ی آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست، آفریدگار کائنات و یا خدای حقیقی و واقعی گذاشته اند از قبیل؛ هو، اهو، اهورا، اهورامزدا، یاهو، یهوه، ال، اله، الی، زئوس، تئوس، داهگان، داگان، دوگان، خُوا، خدا، الله، Gott, God و . . . . . . همانطور که در بالا بیان گردید فقط لفظ یا یک کلمه و نام اند و لذا فاقد هرگونه استعداد به ویژه صادر نمودن امر، دستور یا فرمان به انسان بوده می باشند.
به این معنا که نه یهوه با موسا حرف زده و نه الی با ایسا و نه اهورامزدا با زرتشت و نه برهمن با بودا و نه الله با محمّد و. . . . چه بطور مستقیم یا بدون واسطه و چه غیر مستقیم یا با واسطه، به عنوان مثال از طریق یک موجود خیالی - اوهامی تحت نام های گابریئل و جبرئیل.
از امروز به بعد و بسوی آینده میتوان خدای نوع اول را علمی یا خدای حقیقی و واقعی از دیدگاه علمی نامید و خدای نوع دوم را کلمه ای، حروفی، اسطوره ای، افسانه ای، حماسی، ایلیاتی، طایفه ای، قبیله ای، قومی، ملی، ملیتی، اُمتی، آئینی، دینی، مذهبی، فرقه ای، ایدئولوژیکی، نبوتی، امامتی، ولایتی، فقاهتی، الاهیاتی وحیانی، کلامی، تفسیری، آیتی، روایتی، حدیثی، فلسفی، عرفانی و آتئیستی.
خدای حقیقی و واقعی در طول تاریخ پیدایش انسان روی کره زمین تاکنون هیچ انسان هایی را در بین اقوام یهود، عرب، عجم و هیچ قوم دیگری تحت عناوین سوشیانت، ناجی، شفابخش، نبی، پسر، رسول، خلیفه، ولی، والی و هیچ عنوان دیگری برای تربیت و هدایت بشر بر روی صراط مستقیم یا راه راست بسوی معنویت های حقیقی و نور و روشنائی، انتخاب و اعزام و ارسال ننموده و در گوش سر و دل هیچ انسانی یک جمله یا جملاتی را تحت عنوان آیه و آیات نجوا و زمزمه نکرده است.
یک نکته ی بسیار مهم برای انسان امروز و آینده و به ویژه خود ما ایرانیان و آن اینکه دو داستان مبدئی و بنیادی ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام؛ یکی آفرینش شش روزه جهان و دیگری خلق بابا آدم و ننه حوای موسا و ایسا و محمّد دو افسانه خیالی - اوهامی بیش نبوده و نمی باشند، به این معنا که محتوای آن دو داستان از طرف خدای حقیقی و واقعی و به امر و خواست وی و از آسمان نازل نشده و در قالب وحی به گوش سر و دل سرایندگان ( اول موسا یا موسی و سپس محمّد ) ابلاغ نگردیده، طنین نیفکنده، نجوا و زمزمه نشده است.
آنکه دائم پندارد خود و دیگران را بنی آدم و آدمی زاده/ زین به بعد نشاید که نهند نامش فرزند انسان و انسان زاده/.
در باب تصحیح کلام ایسا مسیح:
شیخا!
من به تو میگویم تا این آدم قدیمی ( موسائی، ایسائی و محمّدی ) در وجودت نمیرد، تو هرگز نمی توانی دوباره انسان ( En - S - an ) شوی.

Jude و Judin و Juden به ترتیب با تلفظ های یوده ، یودین و یودِن به زبان آلمانی به ترتیب به معنای یهودی مرد، یهودی زن و یهودی ها. Jew و Jews به ترتیب با تلفظ های جو و جوز به زبان انگلیسی یعنی یهودی ( چه مرد و چه زن ) و یهودی ها . حرف J در زبان آلمانی یوت تلفظ می شود و در کلمات نقش حرف ی را بازی میکند و در زبان انگلیسی جَی و نقش ج را. بهر حال عنوان قوم یهود در اصل و ریشه یعنی در زمان زندگی اجداد ابراهیم در شهر اور ( Ur ) به شکل جوده تلفظ و بیان میشده با دو معنا یکی خبری یعنی جوینده ده و دیگری امری یعنی ده را بجوی. حال باید دید که منظور از ده چه بوده ؟ آیا منظور اعداد یک رقمی از صفر تا نُه ( ۰ تا ۹ ) بوده که توسط خردمندان گمنام هندو ترسیم گردیده یا ده امر به معروف و نهی از منکر تحت عنوان ۱۰ فرمان موسا که حدود هزار سال بعد توسط ارسطو فیلسوف طبیعت گرای یونان باستان به ده مقوله یا مفهوم تبدیل شده در جهت شرح و توضیح هستی و وجود یا منظور ۰ و ۱ بوده تحت عنوان سمبل های عددی نیستی و هستی. یک حرف باریک میخی و یک نقطه برای جدا سازی کلمات و جملات ( خط میخی ایلامی ) و یا حقیقتا و براستی و بطور جدی منظور از : جویندگی ده و ده را بجوی چه بوده و چه می باشد؟ در این زمینه لازم به اشاره می دانم که تلفظ اصلی و ریشه ای سرزمین کلده به شکل کُل ده بوده و کلدانیان به شکل کُل دانیان به معنای دانایان یا آگاهان به کل . JHWH طوریکه می بینیم از چهار حرف ساخته شده که معادل های عبری آنها را میتوان در اینترنت یافت. حرف H همان ه می باشد و در ردیف حروف الفبای زبان عبری در ردیف پنجم ( ۵ ) قرار دارد و حرف W همان حرف واو یعنی حرف پیوند ( وَ ) و حرف J حرف اول کلمه یُد ( یَد ) یعنی دست. لذا این واژه در اصل و ریشه به معنای زیر بوده : همانطور که دست چپ و راست هرکدام دارای پنج انگشت ( ۵ و ۵ ) می باشند، درست به همان ترتیب هر فرد انسانی دارای ده تا بُعد نفسانی می باشد مشتمل بر پنج من مردانه و پنج من زنانه بر رویهم. البته نه قوم یهود و نه اقوام مسیحی و مسلمان و نه هیچ قوم دیگری تا کنون نتوانسته اند به این معنا دست یابند.
...
[مشاهده متن کامل]

واژه فارسی جهود در اصل و ریشه به شکل جوده بوده و حرف ه در انتها برداشته و به حرف ج پیوسته و به یک واژه رمزی تبدیل گشته.
یهودا ( Jehuda و Jehudh با تلفظ یهودا و جی هو ده ) در اصل و ریشه نام یکی از فرزندان یاکوب یا جاکوب ( یعقوب ) نبوده بلکه به معنای زیر : جی یا جا و یا مکان هو ده تا می باشد.
یک بازی به روش کابالا : اگر نام های آدم و حوا را به حروف لاتین به شکل های Adam و Eva بنویسیم و سپس آنها را به عدد تبدیل نماییم و ارقام هرکدام از آن دو عدد را جمع کنیم ، آنگاه نتیجه هردو برابر خواهند بود با ۱۰. جلل خالق.
نتیجه کلی اینکه واژه یَهوَه که نه موسا و نه ایسا نتوانسته به معنای آن پی ببرند، در اصل و ریشه به معنای آقا، سرور و خدا نبوده بلکه اشاره به ابعاد دهگانه نفسانی هرکدام از افراد انسانی داشته به زبان رمز و تمثیل . در همین زمینه لازم به اشاره می دانم که واژه فارسی ماده در اصل و ریشه به معنای خمیر مایه ساختاری واقعیت نبوده بلکه به شکل 《ما ۱۰ 》 و کلمه ایده یونانی نبوده بلکه فارسی و به شکل ای ده مخفف
《 این ۱۰ 》 و ضمیر دوم شخص مفرد این، اشاره به هر فرد انسانی داشته. عنوان قوم ماد هم بصورت جمع مادها در اصل و ریشه به شکل 《 ما ۱۰ آ 》 و واژه رمزی قرآنی مائده هم به معنای طعام و خوان و سفره آسمانی نبوده بلکه بصورت 《 ما آ ۱۰ 》 به همان معنا.
نتیجه کلی تر اینکه داستان بابا آدم و ننه حوای ادیان ابراهیمی یک افسانه خیالی اوهامی بیش نبوده و نمی باشد. یعنی محتوای آن داستان از طرف خدای حقیقی و واقعی و به امر و خواست وی و در قالب وحی به گوش سر و دل سرایندگان ( موسی و محمّد ) ابلاغ نگردیده .

Seven names of God in JUDAISM :
YHWH
Adonai
El
Elohim
Shaddai
Tzevaot
Ehyeh
یَهْوه یا یِهُوه ( به عبری: יהוה ) خدای ملی پادشاهی اسرائیل و بعد از سقوط آن، خدای ملی پادشاهی های شمالی اسرائیل و یهودا بود. ریشه های این خدا حداقل به اوایل عصر آهن و اواخر عصر برنز می رسد. یهوه در قدیمی ترین بخش های تنخ خدای جنگ و طوفان است که سپاه آسمانی را در جنگ با دشمنان اسرائیل فرماندهی می کند؛ در آن زمان بنی اسرائیل یهوه را در کنار خدایان و ایزدبانوان کنعانی دیگر، از جمله ال، اشیره و بعل پرستش می کردند اما در قرون نهم تا ششم قبل از میلاد، ال و یهوه با هم ترکیب شدند و القاب ال، مثل ال شدای، تنها به یهوه گفته شد و خدایان دیگر مانند بعل و اشیره در دین پرستش یهوه ادغام شدند.
...
[مشاهده متن کامل]

Ancient Levantine deity from Edom and national god of Israel and Judah
Yahweh was an ancient Levantine deity, and national god of the Israelite kingdoms of Israel and Judah. Though no consensus exists regarding the deity's origins, scholars generally contend that Yahweh emerged as a "divine warrior" associated first with Seir, Edom, Paran and Teman, and later with Canaan. The origins of his worship reach at least to the early Iron Age, and likely to the Late Bronze Age, if not somewhat earlier.

خدای دین یهود
یهودا اسم مرد و یهوه اسم مادر یهودا هست و یهوه یعنی کسی که مادر یهودا است یعنی از نژاد یهوه هست
YHVH به معنای او حضور دارد. یا او آنجاست!
یهوه بدون مصوت است