پیش مرگ در فارسی یعنی جان فدا و کسی که پیش از کس دیگری خود را به خطر می اندازد تا آسیب را به خود بگیرد.
در دربار ها هم گاهی پیشمرگ ها زودتر خوراک شاهان می خوردند تا اگر زهرین بود به جای آنها بمیرند.
واژه پیش مرگ به شکل پیشمرگه در زبان کردی به معنی سرباز است.
در دربار ها هم گاهی پیشمرگ ها زودتر خوراک شاهان می خوردند تا اگر زهرین بود به جای آنها بمیرند.
واژه پیش مرگ به شکل پیشمرگه در زبان کردی به معنی سرباز است.
پیشمرگه یعنی کسی که جان خودرابرای آزادی هم وطن ناموس آب وخاک خودفدامیکند.
فرقی هم نداردمردباشدیازن.
زنده بادکردستان
بژی کوردوستان آلاکدهربرزامنه ت تاعبد
فرقی هم نداردمردباشدیازن.
زنده بادکردستان
بژی کوردوستان آلاکدهربرزامنه ت تاعبد
شجاع ترین سرباز
پیشمرگه: جانباز. سرباز. پیکارگر . رزمنده . جنگنده . جنگجو. زرمنده از جان گذشته. کسی که جانش را برای کسی و یا چیزی بگذارد. رزمنده کردی که برای خودگردانی و یا استقلال کردستان در ایران و عراق میجنگد. سرباز کرد در کردستان عراق. پیکارگر کرد . رزمنده کرد . جنگنده کرد . جنگجوی کرد. فدایی.