چگونگیِ پیوند میانِ واژه پاک با واژه های کامل ، کاملاً ، به کلی و سراسر در گزاره هایی چون: پاک یادم رفت ( پاک فراموش کردم، از ذهنم پرید ) یا فلانی پاک خُل شده ( کامل، عقلشو از دست داده ) :
برای پاک کردنِ ( تصفیه، صاف کردن، پالایش، پاکسازی، جلا دادن ) ناپاکیها ( آلودگیها، پلیدیها، زنگار، ناخالصیها ) بایستی فرآیندِ زدایش ( زدودن، ستردن، جدا و سوا کردن ) تمام و کمال، کاملاً، به طورِ کامل، سراسر، سرتاسری، بی کم و کاست انجام گیرد ( پاکِ پاک )
... [مشاهده متن کامل]
و برای همین است که در زبان انگلیسی برای واژه هایی چون: pure, purely , clean, clear
هر دو معنیِ کامل ( کاملاً، به کلی ) و پاک کردن ( تمیز کردن، شستشو، تصفیه ) کنار هم آمده.
برای پاک کردنِ ( تصفیه، صاف کردن، پالایش، پاکسازی، جلا دادن ) ناپاکیها ( آلودگیها، پلیدیها، زنگار، ناخالصیها ) بایستی فرآیندِ زدایش ( زدودن، ستردن، جدا و سوا کردن ) تمام و کمال، کاملاً، به طورِ کامل، سراسر، سرتاسری، بی کم و کاست انجام گیرد ( پاکِ پاک )
... [مشاهده متن کامل]
و برای همین است که در زبان انگلیسی برای واژه هایی چون: pure, purely , clean, clear
هر دو معنیِ کامل ( کاملاً، به کلی ) و پاک کردن ( تمیز کردن، شستشو، تصفیه ) کنار هم آمده.
پاک از یاد رفتن: به کلی از یاد رفتن، به کلی فراموش شدن.
( ( با عجله گفت "وای! ببخش. پاک یادم رفت برای چی تلفن کردم . ) )
( ( چراغ ها را من خاموش می کنم، زویا پیرزاد، چ ۴۵، ۱۳۹۲. ص ۸۳. ) )
( ( با عجله گفت "وای! ببخش. پاک یادم رفت برای چی تلفن کردم . ) )
( ( چراغ ها را من خاموش می کنم، زویا پیرزاد، چ ۴۵، ۱۳۹۲. ص ۸۳. ) )