نافی
/nAfi/
برابر پارسی: نیسته، نیستگر
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - منتفی .۲ - نفی کننده .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. دورکننده.
جدول کلمات
مترادف ها
بطنی، مرکزی، نافی، واقع در نزدیکی ناف
پیشنهاد کاربران
درباره واژگانِ {کذب، کاذب، تکذیب، صِدق کردن، صادق، نا صادق، ناحق، افترا، نفی، نافی، تضاد، ضد، متضاد}:
نکته 1:
ما در پارسی به جای گزاره ای نادرست که گوینده یا نویسنده ی آن، از نادرست بودن آن آگاه بوده است، {دروغ} می گوییم.
... [مشاهده متن کامل]
پس بنابراین هرکدام از واژگان بالا، در این معنا بکار رفتند، باید به جای آنها از {دروغ} بکار برد.
نکته 2:
کسی که آگاهانه، {بسیار} دروغ می گوید یا دروغ های {بزرگ} ای می گوید، {دروغگو} می نامیم.
شما نمی توانید کسی که تنها در زندگی اش 1 بار دروغِِ کوچک گفته و هزار تا راست، {دروغگو} بنامید!
نکته 3:
درستِ آگاهانه:راست
کسی که {بسیار} یا {بسیار بیشتر} راست می گوید:راستگو
نکته 4:
اگر گفته یا نوشته ای ناآگهانه درست/نادرست بود، میتوانید از {درستِ نا آگاهانه، نادرستِ نا آگاهانه} بکار ببرید.
و اگر آگاهانه/نا آگاهانه بودنِ گفته یا شنیده ای آشکار نبود، از همان {درست/نادرست} بکار ببرید و بهتر است گفته شود که نویسنده/گوینده، بایسته ( =الزاما ) آگاهانه این گزاره را نگفته است/ننوشته است.
نکته 5:
به جای {نفی} می توانید از واژه {نیچ} بکار ببرید. این واژه در سنسکریت به ریخت {نیس} بوده است و بگمانم اگر به زبان پارسی امروزی بخواهد راه یابد، به ریخت {نیچ/نِچ} در می آید. اما در این باره شک دارم و بنابراین، اگر کسی در باره دگرگونی های آوایی در این زمینه می تواند کمک بکند، خواهشمندم کمک بکند.
نکته 6:
{ضد/متضاد} در پارسی به معنای {پادسو} است.
بنابراین {تضاد} به معنای {پادسویی} است.
گاهی {ضد} کارکرد پیشوندی نیز دارد، که باید از پیشوند زیبای {پاد/پَد} به جایش بکار برد.
نکته 7:
{صدق} و فرآمده ( =مشتق ) های آن، افزون بر معنای {راست بودن/راستی}، معنای {سازگاری/همسویی} نیز دارند.
بدرود!
نکته 1:
ما در پارسی به جای گزاره ای نادرست که گوینده یا نویسنده ی آن، از نادرست بودن آن آگاه بوده است، {دروغ} می گوییم.
... [مشاهده متن کامل]
پس بنابراین هرکدام از واژگان بالا، در این معنا بکار رفتند، باید به جای آنها از {دروغ} بکار برد.
نکته 2:
کسی که آگاهانه، {بسیار} دروغ می گوید یا دروغ های {بزرگ} ای می گوید، {دروغگو} می نامیم.
شما نمی توانید کسی که تنها در زندگی اش 1 بار دروغِِ کوچک گفته و هزار تا راست، {دروغگو} بنامید!
نکته 3:
درستِ آگاهانه:راست
کسی که {بسیار} یا {بسیار بیشتر} راست می گوید:راستگو
نکته 4:
اگر گفته یا نوشته ای ناآگهانه درست/نادرست بود، میتوانید از {درستِ نا آگاهانه، نادرستِ نا آگاهانه} بکار ببرید.
و اگر آگاهانه/نا آگاهانه بودنِ گفته یا شنیده ای آشکار نبود، از همان {درست/نادرست} بکار ببرید و بهتر است گفته شود که نویسنده/گوینده، بایسته ( =الزاما ) آگاهانه این گزاره را نگفته است/ننوشته است.
نکته 5:
به جای {نفی} می توانید از واژه {نیچ} بکار ببرید. این واژه در سنسکریت به ریخت {نیس} بوده است و بگمانم اگر به زبان پارسی امروزی بخواهد راه یابد، به ریخت {نیچ/نِچ} در می آید. اما در این باره شک دارم و بنابراین، اگر کسی در باره دگرگونی های آوایی در این زمینه می تواند کمک بکند، خواهشمندم کمک بکند.
نکته 6:
{ضد/متضاد} در پارسی به معنای {پادسو} است.
بنابراین {تضاد} به معنای {پادسویی} است.
گاهی {ضد} کارکرد پیشوندی نیز دارد، که باید از پیشوند زیبای {پاد/پَد} به جایش بکار برد.
نکته 7:
{صدق} و فرآمده ( =مشتق ) های آن، افزون بر معنای {راست بودن/راستی}، معنای {سازگاری/همسویی} نیز دارند.
بدرود!
نافی = نایه
" نایَنده"
ناینده به جای واژه های تازی [نافی و مُنافی]
نافی به چمِ ( معنی ) نفی کننده، انکار کننده است،
برای برابرسازی، می توان از پیشوند" نا" که در پارسی برای نفی ( منفی کردنِ ) نام ( مانند مرد و نامرد ) به کار می رود بهره گرفت:
... [مشاهده متن کامل]
ناییدن= نفی کردن، منفی کردن
نایش= نفی
ناینده= نافی، منافی
نای و نایین ( Nayin ) = منفی
نای پنج= ۵ -
قطب نایین= قطب منفی
آر و آرین ( arin ) = مثبت
ناینده به جای واژه های تازی [نافی و مُنافی]
نافی به چمِ ( معنی ) نفی کننده، انکار کننده است،
برای برابرسازی، می توان از پیشوند" نا" که در پارسی برای نفی ( منفی کردنِ ) نام ( مانند مرد و نامرد ) به کار می رود بهره گرفت:
... [مشاهده متن کامل]
ناییدن= نفی کردن، منفی کردن
نایش= نفی
ناینده= نافی، منافی
نای و نایین ( Nayin ) = منفی
نای پنج= ۵ -
قطب نایین= قطب منفی
آر و آرین ( arin ) = مثبت
تلف، زایل، قلع وقمع، محو، مضمحل، معدوم، منهدم، نابود، نیستی، هلاک