لورنتسو د مدیچی

پیشنهاد کاربران

لورنتسو دِ مِدیچی
Lorenzo de’ Medici ( ۱۴۴۹–۱۴۹۲ )
ملقب به �لورنتسو باشکوه� ( Il Magnifico )
۱ ) معرفی کوتاه
لورنتسو دِ مدیچی سیاستمدار، بانکدار، حامی بزرگ هنر و شاعر ایتالیایی دورهٔ رنسانس بود. او عملاً زمامدار جمهوری فلورانس شد و با حمایت از هنرمندانی چون میکل آنژ، لئوناردو داوینچی و بوتیچلی نقشی تعیین کننده در شکوفایی رنسانس ایتالیا داشت.
...
[مشاهده متن کامل]

۲ ) زندگی و نقش سیاسی
زادهٔ فلورانس در خانوادهٔ قدرتمند مدیچی
پس از پدرش ( پیه رو ) در ۱۴۶۹ رهبری سیاسی فلورانس را به دست گرفت
با دیپلماسی هوشمندانه میان دولت شهرهای ایتالیا توازن برقرار کرد
در ماجرای توطئهٔ پاتسی ( ۱۴۷۸ ) جان سالم برد و قدرتش تثبیت شد
در ۴۳ سالگی درگذشت ( ۱۴۹۲ )
۳ ) جایگاه ادبی
لورنتسو نه فقط حامی ادبیات، بلکه شاعر برجسته ای به زبان ایتالیایی ( توسکانی ) بود. شعرهایش آمیزه ای از:
مضامین عشق، طبیعت و لذت زندگی
تأملات فلسفی با گرایش های نوافلاطونی
گاه طنز و نگاه واقع گرایانه به زندگی روزمره
او از سنت پترارکی تأثیر گرفت، اما زبانش ساده تر و مردمی تر بود.
۴ ) معروف ترین اثر
🌿 Canzona di Bacco ( ترانهٔ باکوس )
آغاز مشهورش چنین است:
*Quant’� bella giovinezza
che si fugge tuttavia…*
ترجمهٔ تقریبی:
�چه زیباست جوانی
که پیوسته می گریزد…�
این شعر روحیهٔ کارپه دی ام ( دم را غنیمت شمار ) را بازتاب می دهد؛ یعنی بهره بردن از لحظه، چون آینده نامعلوم است.
۵ ) اهمیت فرهنگی
لورنتسو نمونهٔ ایده آل �انسان رنسانسی� بود:
✅ سیاستمدار
✅ شاعر
✅ فیلسوف دوست
✅ حامی هنر
مرگ او را بسیاری آغاز افول شکوه فلورانس می دانند، زیرا پس از او آشفتگی سیاسی شدت گرفت و زمینه برای نفوذ ساوونارولا و سپس سقوط قدرت مدیچی فراهم شد.
شعر مشهور لورنتسو دِ مدیچی دربارهٔ گذر زمان همان �ترانهٔ باکوس و آریادنه� ( Canzona di Bacco e Arianna ) است. این شعر در اصل برای جشن های کارناوال فلورانس نوشته شد و مضمون اصلی آن گذر سریع جوانی و لزوم لذت بردن از لحظه است.
ابتدا ترجمهٔ فارسی بخش های اصلی شعر:
:::writing
چه زیباست جوانی
که همواره می گریزد؛
هر که می خواهد شاد باشد، باشد:
فردا هیچ یقین ندارد.
این است باکوس و آریادنه،
زیبا و سرشار از شور عشق؛
زمانشان در شادی می گذرد،
با یکدیگر خرسندند.
این ساتیرها و نیمف ها
در کنارشان می رقصند؛
در جنگل ها و دشت ها
با صدای خنده و آواز.
هر که می خواهد شاد باشد، باشد:
فردا هیچ یقین ندارد.

لورنتسو دِ مِدیچی ( ایتالیایی: Lorenzo de' Medici; زاده ۱ ژانویه ۱۴۴۹ – درگذشته ۹ آوریل ۱۴۹۲ ) یکی از برجسته ترین حاکمان فلورانس طی رنسانس ایتالیا بود که با نام لورنتسوی شکوهمند نیز شناخته می شود. او در کنار برتری هایش در سیاست و دیپلماسی نسبت به حاکمان هم دورهٔ خود، به همنشینی با عالمان، فیلسوفان، شعرا و هنرمندان می پرداخت و در بسیاری از شاخه ها چون ورزش، شکار، شعر و … استعداد داشت و به همین دلیل از بهترین الگوهای آرمان گرایانه انسان در دورهٔ رنسانس به شمار می آمد. حکومت او با اوج رنسانس ایتالیایی همراه بود و مرگ او پایان عصر طلایی فلورانس را در پی داشت. همسر او کلاریس اورسینی و معشوقه اش لوکرتسیا دوناتی نام داشت.
...
[مشاهده متن کامل]

پس از مرگ پدرش پیرو ، لورنزو به همراه برادر کوچکترش جولیانو ، بالفعل ارباب فلورانس شد . در سالهای اول حکومت ( 1469 - 1478 ) ، لورنزو جوان سیاست داخلی را با هدف تقویت نهادهای جمهوری خواه به معنای طرفدار مدیچی، از سوی دیگر برای سرکوب شورش های شهرهای تحت تسلط فلورانس رهبری کرد. ( موارد پراتو و ولترا ) . با این حال، در جبهه سیاست خارجی، لورنزو به نام تعادل اتحادیه ایتالیا در سال 1454 ، برنامه ای روشن برای متوقف کردن جاه طلبی های سرزمینی سیکستوس چهارم نشان داد . به همین دلایل، لورنزو هدف توطئه پازی ( 1478 ) بود که در آن برادرش جولیانو دی مدیچی ترور شد. شکست این توطئه خشم پاپ سیکستوس، پادشاه ناپل فرانته دآراگونا و همه کسانی را که از تقویت قدرت مدیچی بر فلورانس مرعوب شده بودند، برانگیخت   . بنابراین، دو سال جنگ علیه فلورانس دنبال شد، که در آن اعتبار داخلی و بین المللی ماگنیفیکو به لطف توانایی دیپلماتیک و کاریزمای او، که از یک سو توانست ائتلاف ضد فلورانسی را از بین ببرد، بسیار تقویت شد. از سوی دیگر نیروهای داخلی جمهوری را متحد نگه دارند. لورنزو پس از تبدیل شدن به سوزن تعادل سیاست ایتالیا در دهه هشتاد ، که توسط پادشاهان خارجی به عنوان یک حاکم رفتار می شد، نام خود را به دوران اوج رنسانس فلورانس مرتبط کرد و خود را با روشنفکران ( پولیزیانو ، فیچینو ، پیکو دلا میراندولا ) و بوتیچلی و میکل آنژ جوان و هنرمندانی از این قبیل احاطه کرد . با مرگ نابهنگام او در سال 1492، فلورانس علیه پسر ناتوان پیرو شورش کرد تا قدرت را به دستان ژیرولامو ساوونارولا بسپارد ، که پس از ۶ سال، وی را به دار آویخته و در آتش سوزاندند. در نتیجه، رقابت اربابان ایتالیایی که دیگر توسط دیپلماسی لورنزو مهار نشد، به چارلز هشتم فرانسه اجازه داد تا به ایتالیا برود و جنگ های ایتالیا را در قرن شانزدهم آغاز کند.

لورنتسو د مدیچیلورنتسو د مدیچیلورنتسو د مدیچیلورنتسو د مدیچیلورنتسو د مدیچیلورنتسو د مدیچی
منابع• https://fa.wikipedia.org/wiki/لورنتسو_د_مدیچی