برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1638 100 1
شبکه مترجمین ایران

قمری

/qamari/

مترادف قمری: صلصل، طوقی، فاخته، کوکو

برابر پارسی: ماهی

معنی اسم قمری

اسم: قمری
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: نام پرنده ای کوچکتر از کبوتر، یاکریم

معنی قمری در لغت نامه دهخدا

قمری. [ ق ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به قُمر شهری در مصر. (از معجم البلدان ). رجوع به قمر شود.

قمری. [ ق َ م َ ] (ص نسبی ) نسبت است به قمر و آن لقب مسعودبن عمروبن عدی بن محارب ازدی است که چون زیبا بود او را قمر لقب دادند و فرزندان وی را قمری گویند. (اللباب فی تهذیب الانساب ).
- سال قمری ؛ سالی است که ماههای آن بر طبق حرکات قمر تنظیم شده و از محرم آغاز میشود بدین صورت : محرم ، صفر، ربیع الاول ، ربیعالاخر، جمادی الاولی ، جمادی الاَّخرة، رجب ، شعبان ، رمضان ، شوال ، ذی القعدة، ذی الحجة. ماههای قمری شرعی عبارت است از هنگام رؤیت تا رؤیت هلال ماه دیگر و آن هرگز از سی روز تجاوز نکند و از بیست و نه روز کمتر نباشد و سال قمری معمولاً یازده روز از سال شمسی کمتر است.
- حروف قمری ؛ حروفی هستند که هرگاه الف و لام تعریف بر سرآنها درآید لام آن در آن حروف ادغام نشود وخود بتلفظ آید. حروف قمری چهارده حرفند از این قرار: ء ب ج ح خ ع غ ف ق ک م هَ و ی.

قمری. [ ق ُ ] (اِ) (پرده ٔ...) نام یکی از پرده های موسیقی است. (یادداشت مؤلف ). رجوع به قمر و آهنگ شود.

قمری. [ ق ُ ] (اِ) پرنده ای است ، ماده ٔ آن را قمریه نامند و نر آن را ساق جر و جمع آن قماری ، غیرمنصرف است و آن رابه هندی توترو نامند. مرغی است از فاخته کوچکتر و با طوق و بسیار مأنوس و خوش منظر و خوش آواز و گفته اندکه لفظ یا کریم کامل الحروف از صوت آن ظاهر میگردد و دو نوع میباشد، سفید و زرد و از غرایب آثار آن آنکه ابن اثیر در تاریخ خود نوشته که از جمله هدایا که بعض ملوک بقاع هند برای سلطان محمود سبکتکین فرستاده بودند قمری بود که چون طعام زهردار را میدید چشم های آن سرخ و از آن اشک جاری و متحجر میگشت و چون آن حجررا سوده بر جراحات دهن گشاده میپاشیدند بزودی چاق میشد. طبیعت آن در دوم گرم و خشک است افعال و خواص آن موافق مبرودین و مرطوبین و مولد خلط فاسد و اکثر آن محدث وسواس و جذام و مصلح آن ادهان و ادویه ٔ لطیفه است. رجوع به مخزن الادویه شود. در لغت نامه های عربی آن را جنسی از فاخته گفته اند و آنچه را که در زمان ماقمری میگویند مرغی است به اندازه ٔ بچه ٔ کبوتری ولی باریک اندام تر و پرهای سیاه دارد و آن را مانند طوطی الفاظی چند ...

معنی قمری به فارسی

قمری
جرجانی ( گرگانی ) ابوالقاسم زیاد بن محمد از شاعران فارسی گوی معاصر قابوس و شمگیر و مداح او ( نیمه دوم قر. ۴ ه. ).
پرندهای خاکی رنگ وکوچکترازکبوترباگوشتی لذیذ، درفارسی موسی کوتقی نیزمیگویند
محمد تقی دربندی شیروانی از شاعران ترک و از مردم دربند شیروانات روسیه است . وی در آغاز شبیه گردان بود و غزلیات و قصاید نیکو میسرود و به قمری تلخص میکرد . اشعار نغزی در مصایب کربلا سروده و به نام کنزالمصایب بچاپ رسید است . سال وفاتش معلوم نیست و در اوایل قرن چهاردهم هجری زنده بوده است .
سراج الدین از شاعران است . در احوال او اختلاف است . بعضی او را خوارزمی و بعضی جرجانی دانند و غالبا گویند آملی است . گویند با عمادی شهریاری و کمال اسماعیل و اقران ایشان معاصر بوده و مداحی سلطان غیاث الدین ملکشاه خوارزمی را می نموده و در هر حال طبع خوشی داشت .
زیاد بن عمر جرجانی مکنی به ابوالقاسم شاعر و مادح شمس المعالی قابوس است . تقی اوحدی گفته که از قدماست و زمان آل سامان را دریافته .
[Streptopelia turtur] [زیست شناسی- علوم جانوری] گونه ای از تیرۀ کبوتریان و راستۀ کبوترسانان با دم بلند که روی گردن پرهای زینتی و روی شکم لکۀ تقریباً سفید دارد
پرده ایست ازموسیقی قدیم .
ابن نوح مکنی بابومنصور بخاری پزشک اوراست امراض الصدر و هشت کتاب دیگر
[lunar day] [اقیانوس شناسی، ژئوفیزیک، مهندسی نقشه برداری] ← روز کِشَندی
اما سال اصطلاحی آنستکه بنهادن مردمان که دوازده بار چند ماه طبیعی است
[lunar year] [نجوم] سالی شامل 12 ماه قمری، برابر با 354/3671 روز
...

معنی قمری در فرهنگ معین

قمری
(قُ) [ ع . ] (اِ.) فاخته .
(قَ مَ) [ ع . ] (ص نسب .) منسوب به قمر، ماهی . ، سال ~سالی که طبق دوازده ماه قمری (گردش انتقالی ماه ) حساب شود.

معنی قمری در فرهنگ فارسی عمید

قمری
محاسبه شده براساس گردش انتقالی ماه: سال قمری.
پرنده ای خاکی رنگ و کوچک تر از کبوتر با سر کوچک، گردن کشیده، و نوک باریک، یاکریم، موسی کوتقی.
نوعی کلم با ریشۀ کروی شکل، سبزرنگ، ستبر و نزدیک خاک که ریشۀ آن مصرف خوراکی دارد.

قمری در دانشنامه ویکی پدیا

قمری
قمری ممکن است اشاره به موارد زیر باشد:
گاه شماری هجری قمری (قَمَری)، به معنی مهی یا ماهی یکی از روش های گاهشماری است که ماه های آن بر پایه گردش ماه به دور زمین شمارش می شود.
قُمْری، خانواده ای از پرندگان، مانند قمری خانگی، قمری معمولی و قمری خاوری. به کبوترسانان#گونه ها نگاه کنید.
ابومنصور حسن بن نوح القمری البخاری دانشمندی ایرانی است که از پزشکان سرشناس سدهٔ چهارم هجری به شمار می آید. در بغداد برآمد. نوشته اند که ابن سینا در دوران جوانی چندی در نزد او به آموختن دانش پزشکی مشغول بود. از او کتابی در پزشکی به نام غنی و منی در دست است که بیشتر مبتنی بر الحاوی رازی بود و منقسم بر سه باب است (بیمارهای داخلی، بیماری های خارجی، تب ها). از آثار دیگر قمری می توان کتاب التنویر فی الاصطلاحات الطبیه را نام برد که در حقیقت اولین فرهنگ طبی به شمار می رود و قمری در این کتاب که ده فصل دارد، تمامی اصطلاحات کاربردی طبی را شرح وتوصیف نموده است. نسخه های خطی متعددی از این کتاب در کتابخانه های مختلف جهان وجود دارد و نسخه چاپی آن ۱۹۹۱ در ریاض عربستان چاپ ومنتشر شده است. کتاب دیگر قمری کتاب «علل العلل» است که در آن قمری به ذکر علل بیماریها پرداخته است
صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیات ایران (جلد یکم)، انتشارات فردوس، چاپ هفدهم
ابوالقاسم زیاد بن محمّد شناخته شده به قمری جرجانی شاعر ایرانی همدوره و مدح کننده قابوس وشمگیر بود. شعر زیر از اوست:
محمد دبیر سیاقی، پیشاهنگان شعر پارسی، انتشارات علمی و فرهنگی
قمری چینی، یاکریم چینی، قمری الماسی یا کبوتر الماسی (با نام علمی Geopelia cuneata، به انگلیسی: diamond dove) یکی از پرندگان بومی استرالیا است. این پرنده غالباً در نواحی نیمه خشک مرکز، غرب و شمال استرالیا در نزدیکی آب زندگی می کند. در هنگامی که مرکز استر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قمری در جدول کلمات

از متون مهم عرفانی قرن ششم قمری به زبان فارسی تالیف محمد بن منور
اسرارالتوحید
چهارمین امام شیعیان که درسال 94 قمری به تحریک ولید ابن عبدالملک مسموم گردید و به شهادت رسید
امام سجاد
منظومه ای عاشقانه به زبان فارسی در قالب مثنوی نوشته محمد عصار تبریزی که در سال 778 هجری قمری در وزن خسرو و شیرین سروده شده و دارای 5120 بیت است
مهر و مشتری
از آثار قرون 4 و 5 هجری قمری در دوران سلجوقی که در ارتفاعات مشرف به شهر دماوند واقع شده است
برج شیخ شبلی

معنی قمری به انگلیسی

dove (اسم)
فاخته ، قمری
ringdove (اسم)
فاخته ، کبوتر جنگلی ، قمری
lunar (صفت)
کم رنگ ، قمری ، ماهی ، ماهتابی ، وابسته بماه

معنی کلمه قمری به عربی

قمری
حمامة , قمري
سحر
سلحفاة

قمری را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رقیه
قمری پرنده ایست از کبوتر سانان . جثه آن کمی از کبوتر کوچکتر و دارای نقش طوقی روی گردنش می باشد.
سینا
نوعی پرنده کوچکتر از کبوتر
محمد پوریان
قُمری را "غُمری" بنویسید؛ تا آن را از نگارشِ با واک‌های هشت‌گانه‌ی ویژه‌ی تازیان(ث.ح.ص.ض.ط.ظ.ع.ق) جدا کرده‌باشید.
الیانا
قمری ها پرو بال شان صورتی است
کیانا جون
قمری نوعی پرنده که دورگردنش نقش طوقی است
setayesh
نوعی پرنده
زهرا
بلبل،نوعی پرنده
💖
پرنده ای خاکستری رنگ و کوچک تر از کبوتر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پرنده قمری   • قمری چینی   • صدای قمری   • قمری سفید   • فرق قمری با یاکریم   • خواص قمری   • جوجه قمری   • گیاه قمری   • معنی قمری   • مفهوم قمری   • تعریف قمری   • معرفی قمری   • قمری چیست   • قمری یعنی چی   • قمری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قمری

کلمه : قمری
اشتباه تایپی : rlvd
آوا : qamari
نقش : صفت
عکس قمری : در گوگل

آیا معنی قمری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )