برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1610 100 1
شبکه مترجمین ایران

سر جنباندن

معنی سر جنباندن در لغت نامه دهخدا

سر جنباندن. [ س َ جُم ْ دَ ] (مص مرکب ) سر تکان دادن. || سر تکان دادن ستایش و تحسین را. باتکان دادن سر نمودن خشنودی و رضایت را :
به بایستگی خورد و جنباند سر
که خوردی ندیدم بدینسان دگر.
نظامی.
ز جنباندن بانگ چندین جرس
سری در سماعش نجنباند کس.
نظامی.
رجوع به ماده ٔ بعد شود.

معنی سر جنباندن به فارسی

سر جنباندن
۱ - حرکت دادن سر . ۲ - تحسین کردن تمجید کردن .

سر جنباندن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ب. الف. بزرگمهر
آمیخته واژه ی �سرجنباندن� را همچنانکه در بالا نیز به آن اشاره شده (باتکان دادن سر نمودن خشنودی و رضایت را) می توان در برخی باره ها جایگزین واژه ی ازریشه عربی �تأیید� نمود
ب. الف. بزرگمهر
نمونه:
من و این کره الاغم در همه چیز با هم همراهیم. چون سواد خواندن و نوشتن ندارد، قراردادمان به ناچار شفاهی از آب درآمد. من توی گوشش در چند نوبت خواندم و او هم با سرجنباندن نشان داد که همه ی شرایط مرا می پذیرد.

برگرفته از یادداشتی در پیوند زیر:
ب. الف. بزرگمهر دوم اَمرداد ماه ۱۳۹۴
http://www.behzadbozorgmehr.com/2015/07/blog-post_85.html

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی سر جنباندن   • مفهوم سر جنباندن   • تعریف سر جنباندن   • معرفی سر جنباندن   • سر جنباندن چیست   • سر جنباندن یعنی چی   • سر جنباندن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سر جنباندن

کلمه : سر جنباندن
اشتباه تایپی : sv [kfhknk
عکس سر جنباندن : در گوگل

آیا معنی سر جنباندن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )