برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1525 100 1
شبکه مترجمین ایران

خزینه داری

معنی خزینه داری در لغت نامه دهخدا

خزینه داری. [ خ َ ن َ / ن ِ ] (حامص مرکب ) عمل خزینه دار. نگاهداری خزینه. حفظ خزینه : امیران گردنکش با همت بلند همه از آن بوده اند که سخن را خزینه داری کرده اند. (تاریخ بیهقی ).
خزینه داری میراث خوارگان کفر است.
حافظ.

معنی خزینه داری به فارسی

خزینه داری
۱ - عمل و شغل خزانه دار گنجوری . ۲ - ( اسم ) یکی از ادارات وزارت دارایی که عایدات دولت در آن متمرکز و دستور پرداخت حقوق و هزینه ها از آنجا صادر شود.

خزینه داری را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می   • لبش میبوسم ودرمیکشم می   • تفسیر غزل بصوت بلبل و قمری اگر ننوشی می   • معنی خزینه داری   • مفهوم خزینه داری   • تعریف خزینه داری   • معرفی خزینه داری   • خزینه داری چیست   • خزینه داری یعنی چی   • خزینه داری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خزینه داری

کلمه : خزینه داری
اشتباه تایپی : ocdki nhvd
عکس خزینه داری : در گوگل

آیا معنی خزینه داری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )