برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1414 100 1

برابر کردن

معنی برابر کردن به فارسی

نیست نابود کردن خراب ساختن .
دوبار مضاعف کردن . دوبار دو چند کردن . افزودن چیزی یاتعدای یا عددی تا آنجا که چهار برابر میزان اول شود .

معنی برابر کردن به انگلیسی

equalization (اسم)
تساوی ، برابر کردن ، برابری ، برابر سازی
compare (فعل)
سنجیدن ، برابر کردن ، مقابله کردن ، تطبیق کردن ، مقایسه کردن ، باهم سنجیدن
equate (فعل)
برابر کردن ، یکسان فرض کردن ، برابر گرفتن ، مساوی پنداشتن ، معادله ساختن
level out (فعل)
برابر کردن ، یک نواخت کردن
parallel (فعل)
برابر کردن ، موازی کردن
peer (فعل)
برابر کردن ، بدرجه اشرافی رسیدن ، بدقت نگریستن ، نمایان شدن ، بنظر رسیدن ، هم درجه کردن ، برابر بودن با
contrast (فعل)
برابر کردن ، مقابله کردن ، مقایسه کردن
balance (فعل)
متعادل کردن ، موازنه کردن ، برابر کردن

معنی کلمه برابر کردن به عربی

برابر کردن
متوازي , معدل

برابر کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• برابر و مساوی در جدول   • دو برابر شدن پول در بانک   • معنی کلمه برابر   • معنی مساوی در جدول   • معنی برابر کردن   • مفهوم برابر کردن   • تعریف برابر کردن   • معرفی برابر کردن   • برابر کردن چیست   • برابر کردن یعنی چی   • برابر کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی برابر کردن
کلمه : برابر کردن
اشتباه تایپی : fvhfv ;vnk
عکس برابر کردن : در گوگل

آیا معنی برابر کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )