برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1604 100 1
شبکه مترجمین ایران

بازار زدن

معنی بازار زدن در لغت نامه دهخدا

بازار زدن. [زَ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از فائده ٔ خاطرخواه گرفتن.(غیاث اللغات ) (آنندراج ) (فرهنگ ضیاء) :
امروز هر که سنگ ملامت بما رساند
گو دست خود ببوس که بازار میزند.
صائب.
بازار زدی کز آفت افتادن
راهی بردی برسته ٔ دندانش.
ظهوری.
|| و از اهل زبان بتحقیق پیوسته که بازار زدن بمعنی بازار آراستن است. بازار کردن. (آنندراج ) : میگویند در قشون و لشکر بازار زده اند... (آنندراج ).
جنس دل بر کف صلایی بر خریداری زدیم
مشتری خواهان کالا نغزبازاری زدیم.
حکیم شفایی (از آنندراج ).
بازار زد آنکس که گشاده ست دکانی
سرمایه ٔ سود دو جهان است زیانی.
ظهوری (از آنندراج ).

معنی بازار زدن به فارسی

بازار زدن
کنایه از فائده خاطر خواه زدن

بازار زدن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نصب بازار   • نصب شبکه بازار   • بازار برای کامپیوتر   • دانلود بازار با لینک مستقیم   • بازار موبایل   • نصب مستقیم بازار   • کافه بازار تهران   • معنی بازار زدن   • مفهوم بازار زدن   • تعریف بازار زدن   • معرفی بازار زدن   • بازار زدن چیست   • بازار زدن یعنی چی   • بازار زدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بازار زدن

کلمه : بازار زدن
اشتباه تایپی : fhchv cnk
عکس بازار زدن : در گوگل

آیا معنی بازار زدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )