فرهنگ اسم ها
معنی: آونگ، نام رشته ای که خوشه انگور و بعضی میوه ها را به آن می بندند، آویزان، آویخته
برچسب ها: اسم، اسم با ا، اسم دختر، اسم فارسی
لغت نامه دهخدا
- آون کردن میوه ؛ به آونگ کردن آن :
همه مردم از دانه خرمن کنند
ز انگور دوشاب و آون کنند.
شمسی ( یوسف وزلیخا ).
آون. [ وِ ] ( اِ ) در لهجه عرب اندلس «ابن » بوده و از اینرو کنیه ها مَبْدُوّ بابن عربی که از آن طریق داخل مغرب شده است بهمان صورت باقیست : آون پاس بجای ابن باجه.
اون. [ اَ ] ( ع اِ مص ) تن آسایی. || نرمی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). || ( ص ، اِ ) آرام و نرم. ( ناظم الاطباء ). || آهسته. || رفتار. || یک گوشه خرجین. || ( مص ) آهسته و نرم و آرام رفتن. ( منتهی الارب ). ( ناظم الاطباء ). آهستگی و چربی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). نرم رفتن. ( تاج المصادر بیهقی ).
اون. [ اَ وَ ] ( ع اِ ) هنگام. ( منتهی الارب ). ج ، آونة. ( منتهی الارب ).
اون. [ اِ وَ ] ( ع اِ ) هنگام. ( منتهی الارب ).
اون. ( ع اِ ) ج ِ اِوان. صفه بزرگ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ایوان.
اون. [ ] ( ترکی ، اِ ) آواز. ( شرفنامه منیری ).
فرهنگ فارسی
آواز
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
گویش مازنی
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۸(بار)
wikialkb: ریشه_اون
دانشنامه عمومی
آون. آون ( به فرانسوی: Ahun ) یک کمون در فرانسه است که در کروز واقع شده است. [ ۱] آون ۳۳٫۷۴ کیلومتر مربع مساحت دارد ۴۴۹ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.





wiki: آون
آون (سن ا مارن). آون ( به فرانسوی: Avon ) یک کمون در فرانسه است که در سن - ا - مارن واقع شده است. [ ۱] آون ۳٫۸۳ کیلومتر مربع مساحت دارد.
شهر ملکشام خواهرخواندهٔ آون ( سن - ا - مارن ) هست.


شهر ملکشام خواهرخواندهٔ آون ( سن - ا - مارن ) هست.



wiki: آون (سن ا مارن)
اون (آلمان). اون ( به آلمانی: Auen ) یک شهر در آلمان است که در Bad Kreuznach واقع شده است. [ ۲]


این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف


wiki: اون (آلمان)
پیشنهاد کاربران
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی اون از ریشه ی واژه ی آونگ فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
... [مشاهده متن کامل]
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹




واژه ی اون از ریشه ی واژه ی آونگ فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
... [مشاهده متن کامل]
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹




اون | oun
واژهٔ �اون� در پارسی امروز، درپایه یک کوتاه شده و دگرگون شدهٔ گفتاری از �آن� است.
ریشهٔ �آن� به زبان های ایرانی باستان برمی گردد:
در پارسی میانه ( زبان دوران ساسانی ) به صورت ān به کار می رفته.
... [مشاهده متن کامل]
در پارسی باستان هم همین چهره ān وجود داشته نمایانگرِ �اشاره به چیزی دور� را داشته.
در گفتار مردم، به ویژه در گویش های شهری، برای روان تر شدن گویش، پیش از �آن� یک همخوانِ �و� ( یا در گویش ها �او� ) افزوده شده و �اون� ساخته شده است. این گونه دگرگونی ها در زبان طبیعی اند و در خیلی از واژه های دیگر هم رخ داده ( مانند �اینجا� → �اینجا� / �اونجا� ) .
واژهٔ �اون� در پارسی امروز، درپایه یک کوتاه شده و دگرگون شدهٔ گفتاری از �آن� است.
ریشهٔ �آن� به زبان های ایرانی باستان برمی گردد:
در پارسی میانه ( زبان دوران ساسانی ) به صورت ān به کار می رفته.
... [مشاهده متن کامل]
در پارسی باستان هم همین چهره ān وجود داشته نمایانگرِ �اشاره به چیزی دور� را داشته.
در گفتار مردم، به ویژه در گویش های شهری، برای روان تر شدن گویش، پیش از �آن� یک همخوانِ �و� ( یا در گویش ها �او� ) افزوده شده و �اون� ساخته شده است. این گونه دگرگونی ها در زبان طبیعی اند و در خیلی از واژه های دیگر هم رخ داده ( مانند �اینجا� → �اینجا� / �اونجا� ) .
واژه ی اون در ترکی به معنای آرد است .
واژه اون یک واژه کاملا پارسی است. ترکی اُ واژه در ترکی به جای جلو استفاده میشود که اون از پارسی در ترکی رفت است واژه اون صددرصد پارسی است.
اون ( Un ) در زبان ترکی به معنی آرد است
اُن ( On ) در زبان ترکی به معنی عدد ده است
اُن ( On ) در زبان ترکی به معنی عدد ده است
آرد
عدد ده
عدد ده