استبرک

/~estabrak/

لغت نامه دهخدا

استبرک. [ اِ ت َ رَ ] ( اِ ) دیبای گنده و سطبر. رجوع به استبرق شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - دیبای ستبر استبرک . ۲ - نام دو گونه درختچه از تیر. کتوسها که در هند و مالزی و در جنوب ایران در نقاط گرمسیر و سواحل دریای عمان و خلیج فارس میرویند و از گیاهان کاچوئی ایران هستند .استخر .
دیبای گنده و سطبر

فرهنگ معین

(اِ تَ رَ ) (اِ. ) نک اسبترق .

پیشنهاد کاربران

استبرق معرب استبرک ( در فارسی میانه ) بمعنی ابریشم محکم و ضخیم است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، این وا ژه ها از ریشه نیا هند و اروپایی stebh بمعنی پایه یاتکیه گاه است. از این ریشه واژه های دیگری نیز به فارسی رسیده مانند ستبر، ستنبه و استوار
استبرکاستبرک