دیکشنری
مترجم
بپرس
اب فسرده
دنبال کنید
فرهنگ فارسی
( آب فسرده )
( اسم ) ۱- آب منجمد . ۲- شیشه ۳- بلور. ۴ - شمشیر . ۵ - خنجر .
فرهنگ معین
( آب فسرده )
(بِ فَ یا فِ سُ دِ ) (اِمر. ) ۱ - یخ ، برف . ۲ - شیشه . ۳ - بلور. ۴ - خنجر.
پیشنهاد کاربران
۱ - آب منجمد . ۲ - شیشه ۳ - بلور. ۴ - شمشیر . ۵ - خنجر .
+ عکس و لینک