گنجینه

/ganjine/

    treasure
    store
    depositary
    repository
    stash
    treasure house
    treasury
    wealth

فارسی به انگلیسی

گنجینه اطلاعات
well

مترادف ها

treasure (اسم)
جواهر، ثروت، گنج، گنجینه، دفینه

treasury (اسم)
مجموعه، خزانه داری، خزانه، گنجینه

trove (اسم)
تحفه، گنجینه، چیز پیدا شده

thesaurus (اسم)
انبار، خزانه، قاموس، گنجینه، فرهنگ جامع، مجموعه اطلاعات

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی گنجینه از ریشه ی واژه ی گنج فارسی هست.
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

گنجینهگنجینهگنجینهگنجینه
خزانه؛ گنجینه
خزانه دار؛ گنجور
هردو زیبا هستند
سایت آبادیس برابرهای بسیار خوبی آورده
منبع. عکس فرهنگ فارسی یافرهنگ عمید
گنجینهگنجینهگنجینهگنجینهگنجینه
گنج
جای نگه داشتن گنج
واژه ی " گنجینه " فارسی ، پس از سیر در زبان های غیر ایرانی با تغییر لهجه و معنی به شکل " خزینه ، خازن , مغازه " در آمده و دوباره به زبان فارسی بازگشته است و امروزه با همان شکل تغییر یافته در زبان فارسی کاربرد دارد .
در گویش شهرستان بهاباد به گَنجِه، گَنجینِه یا گَنجینِاُو گفته می شود که یک کمد کوچک دیواری با درب تقریبا مربعی شکل، چوبی و دو لنگه ای است.
مترادف گنجینه: خزانه، خزینه، دفینه، کنز، گنج، مخزن

خزانه، مخزن
گنجینه
جای نگهداشتن چیز های گرانبها , منسوب به گنج , جای گنج , خزانه

کشو

موزه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)