پیشرفته

/piSrafte/

    advanced
    far-out
    forward
    rounded
    jutting

فارسی به انگلیسی

پیشرفته از نظر فکری و فرهنگی
sophisticated

پیشرفته تر از سن خود
precocious

پیشرفته ترین
state-of-the-art

پیشرفته شدن
unfold

پیشرفته کردن
sophisticate

مترادف ها

advanced (صفت)
پیشرفته، مترقی، ترقی کرده، قبلا تهیه شده، قبلا تجهیز شده، پیش افتاده، جلو افتاده

پیشنهاد کاربران

راقی. . . .
ماشین هایه امروزی پیشرفته هستند
مترقی
ترجمه یکی از نیازهای روز به شمار می آید
کارتان عالی است
پررونق
مدرن، نوین
Cutting edge =state of the art
کارتون خوبه، ( عینک )
شکوفا
راقی
رفیع
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)