uproar (اسم)غوغا، داد و بیداد، همهمه، غریو، بلوا، شورش، هنگامهbuzz (اسم)اوازه، همهمه، شایعه، ورورtumult (اسم)غوغا، اشوب، جنجال، التهاب، شلوغ، همهمه، هندل، هنگامه، جنجال راه انداختنruckus (اسم)غوغا، اشوب، هیاهو، همهمهhullabaloo (اسم)اشفتگی، هیاهو، سر و صدا، شلوغ، همهمه، غریوruction (اسم)همهمه، قیل و قال، داد
خلاوش. [ خ َ وُ ] ( اِ ) هنگامه. غوغا. شور. مشغله. بانگ. آواز. زمزمه. ( ناظم الاطباء ) . خلاووشهمهمه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است:زاکوزیک zākozik ( کردی )سرو صدا کردنهَمهَمِهیدن.پچ پچه، پچپچهقال و مقالسرو صدامکان یا جایی که شلوغ باشه همه باهم حرف زدن+ عکس و لینک