لولی


    gipsy
    harlot
    tubal

مترادف ها

tipsiness (اسم)
مستی، لولی، سرخوشی

gipsy (صفت)
کولی، لولی

پیشنهاد کاربران

خب اقای تاریخ جهان:
این برای ما لر هه افتخاره که با مردمان اگاهی چون انگلیسی ها گشتیم و اومدند چاه نفت رو کشف کردند بیمارستان ساختن اولین نیروگاه کشور در مسجد سلیمان ساخته شده بهترین دکتر های هندی و انگلیسی اولین بار به مسجد سلیمان امدند اولین راه اهن ها در خوزستان ساخته شد.
...
[مشاهده متن کامل]

اولین تیم ملی فوتبال در مسجد سلیمان ساخته شد
شما ترک های همجنس باز قاجاری چه کردید؟
نشستید سر سفره اخوندا، قران خوانی روزه داری، زن بازی همجنس بازی و. . .
چه کشف کردید؟۲ درصد دانشمندان فیزیک وریاضیات جهان گچسارانی هستند
بزرگترین ریاضی دان دنیا بچه مسجد سلیمانه
و. . . .
اولین ماشین گازی توسط یک بختیاری ساخته شد. . . .
ای لرهای عزیز این مواردی که حقیر نام برده خیلی خیلی شندر غازه اینارو یه خاطر بسپارید و غرور ملی خودتون رو حفظ کنید.
تربیت نسل های ایرانی بر عهده ی شماست. . . . .
شما ترکا بابالفرض۲۰۰میلیون جمعیت دقیقا به چه دستاورد هایی رسیدید؟؟؟؟؟؟؟؟

آقای مهران تاج در همین کتاب شرحی بر حافظ گفته شده قبلش ایل قشقایی عشایر بودن و عده کمی از آنها در شهر بودن و منظورش لوریان کولی است که در ایل قشقایی وجود داشتند و نوکری ایل میکردن و هیچ کتاب و تفسیری به غیر این کتاب اینو اینگونه معنا نکرده!
...
[مشاهده متن کامل]

تفاسیر دیگه ش در کنابع های دیگه:
معنی �فغان! کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب / چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را�
در این بیت، شاعر با آهی از سر دلدادگی، از لولیانی می گوید که شوخ و بازیگرند، با رفتار شیرین و دلبری آشوب گر. �لولی� اشاره به زنان نوازنده و رقاص کوچه بازاری دارد، اما در شعر حافظ، نماد زنان آزاد، بی قید، و زیباست که دل از عاشق می برند.
این �لولیانِ شهرآشوب�، صبر را از دل حافظ ربوده اند، آن چنان که �ترکان� بر سر سفرهٔ غارت ( یغما ) می ریختند. قیاس بین غارتگران و این معشوقان، طنزآمیز اما پرمعناست: معشوق، دل را نه از روی دشمنی، که با ناز و شیرینی می برد.
این بیت هم تصویری است از بی تابی عاشق، و هم طعنه ای به عرف و نظم رسمی که با چنین آشوب هایی سازگار نیست. حافظ، دل باختگی را غارتی عاشقانه می داند، که هم زیباست و هم بی چاره کننده.

خطاب به مهران تاج کولی پاپتی
اگر دلبر زیبای شیرازی از ما دلجویی کند و مهربانی نماید، دو شهر بزرگ سمرقند و بخارا را بر خال مشکینش نثار می کنم. خال هندو: چون هندی ها خال سیاه داشتند، این عبارت به کار رفته است و �هندو� به طور کلی گاه به جای واژه سیاه از هر چیزی بکار می رود.
...
[مشاهده متن کامل]

پیشکش کوچک است.
سمرقند و بخارا دو شهر مجاور هستند که در آن زمان بزرگ ترین شهرهای سغد بودند. اولی مرکز سیاسی و دومی مرکز دینی به شمار می رفت. اینکه به خال هندو می بخشد و نه به خود او، به دلیل مبالغه در احترام بوده است، یعنی ارزش معشوق بسیار بالاتر از این هاست و این همه ی
ک لولی را علامه دهخدا همان �کولی� معنا کرده است. حافظ با بیت �دلم رمیده لولی وشی ست شورانگیز / دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز� در غزل با مطلع �دلم رمیده لولی وشیست شورانگیز� از لولیان یاد می کند.
فغان = مخفف افغان است به معنی فریا ، فریاد استمداد . لولیان = جمع لولی است . طایفه ای از عجم است که عموما سیاه چشم و ابرو و سیه چرده می باشند و سازندگی و نوازندگی از خصایص اکثر این قوم است . شوخ = در اینجا به معنای خون گرم و خوش آیند و شیرین کار آمده است . شهرآشوب = کسی که در شهر غوغا بر پا کند . خوان یغما = سفره طعام است که در اعیاد و مهمانی های بزرگ برای یغما گسترده می شود ]
در این شعر، ما با حافظی روبه رو هستیم که هم از زیبایی سخن می گوید، هم از شور عشق، هم از لولیان شورآفرین، هم از تلخیِ وصال ناپذیر، و هم از بی اعتمادی به حکمت رسمی. زبان شعر، ساده و شورانگیز است، اما در لایه های پنهان خود، طعنه های تاریخی و اجتماعی بسیاری را نیز در دل دارد. شعر، با طنزی ظریف و بازی های کلامی، ما را از خیابان های شیراز تا اسرار کهن می برد. در ادامه، به سراغ بیت به بیت شعر می رویم تا معنا، استعاره، و ژرفای هر مصرع را با هم بازگشاییم.

لولیان یا لوریان : .
ادعایی که امروزه از طرف #لوریان برای گمراه کردن وتشویش ذهن مخاطبین و پنهان کردن هویت #هندی خود مطرح میشود ترویج این قول است که مقصود از #مهاجرت_لوریان_کولی که ذکر ایشان در متون تاریخی فارسی آمده، لولیان است که از قضا ساکن سیستان و اصفهان، ارمنستان، و قسمت های مختلف اروپا هستند وفرسنگها با مسکن لوریان امروز فاصله دارند، اما آیا این ادعا صحیح است؟ و آیا بهرام گور لولیان یا لوریان را به سیستان ویا اصفهان، و اروپا کوچانده بود؟
...
[مشاهده متن کامل]

ر.
در نشریه آکادمیک Journal Of The American Oriental Society جلد ۴۵ صفحه ۲۳۸ که توسط مشهورترین هند شناس و متخصص زبان سانسکریت و پروفسور زبان سانسکریت در دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا William Norman Brown نوشته شده در توضیح تلفظ لغات و واژگونی واژه ها در زبان لوری چنین مینویسد :
It is well known that the Persians, prounance "L" as "r" turning "Lulli" into "#Luri - #istan"
.
این امر کاملا معروف است که فارسیان در تلفظ خود "ل" را به
"" مبدل میکنند، که [مثلا] موجب برگردان "لولی" به "لوری - ستان" ( لورستان ) شده

کولی نام قومی پراکنده در جهان است که در ایران به عنوان فیوج و قراچی و لولی شناخته میشوند ، فیوج و قراچی هر دو طوایف بزرگ ایل قشقایی و لولی یا لولیان هم صفت ترکان شیراز است ، زیرا در شاهنامه هم آمده لولیان یا کولی ها توسط بهرام گور از هند به ایران وارد شدند.
...
[مشاهده متن کامل]

غزل سوم حافظ:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
فغان کاین؟ لولیان؟ شوخ شیرین کار شهر آشوب
چنان بردند دل از ما که ترکان خوان یغما را

لولیلولی
ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد / تشتش فتاد از بام ما نک سوی مجنون خانه شد
می گشت گرد حوض او چون تشنگان در جست و جو / چون خشک نانه ناگهان در حوض ما ترنانه شد
( خشک نانه=نان خشک، نان خالی ) ( ترنانه=نان خورش )
...
[مشاهده متن کامل]

ای مرد دانشمند، تو، دو گوش از این بَربَند تو / مشنو تو این افسون که او ز افسون ما افسانه شد
زین حلقه نجهد گوش ها، کو عقل بُرد از هوش ها / تا سر نهد بر آسیا چون دانه در پیمانه شد
بازی مبین بازی مبین این جا تو جانبازی گُزین / سرها ز عشق جعد او بس سرنگون چون شانه شد
غره مشو با عقل خود بس اوستاد معتمد / کاَستون عالم بود او نالانتر از حنانه شد
من که ز جان بُبریده ام چون گل قبا بِدریده ام / زان رو شدم که عقل من با جان من بیگانه شد
این قطره های هوش ها مغلوب بحر هوش شد / ذرات این جان ریزه ها مستهلک جانانه شد
خامش کنم فرمان کنم وین شمع را پنهان کنم / شمعی که اندر نور او خورشید و مه پروانه شد
دیوان شمس

سرحال/سرمست
به زن هرجایی هم،
لولی میگن
شلوارتو بپوش یعنی لولی بازی از خودت در نیار
لولی:کولی ها در کرمان با لفظ لولی شهرت دارند و اغلب در اطراف شهرهای بم، رفسنجان، شهر بابک، ماهان، جیرفت، کهنوج، بردسیر، زرند، جوپار، راور، رودبار، نرماشیر و پاریز زندگی می کرده اند و حالا به شهر کرمان آمده و در حاشیه آن ساکن شده اند. فیروز آباد، مهدیه و مدیریت محله هایی هستند که کولی ها در آنها سکونت دارند. کولی ها قبلاً به داخل شهر نمی آمدند و در چادرهائی در اطراف شهر اتراق می کردند.
...
[مشاهده متن کامل]

لولی های شهرکرمان تابستان ها در زمینی خالی نزدیک رادیو تلویزیون فعلی خیابان شهاب اقامت می کردند. آنگونه که در کتاب دکتر پورحسینی آمده است " یورت و گرت /yort/: محل توقف کولیها, محل استراحت احشام, محل قبیله و غیره. یورت یا گرت کولیها, محلی بود نزدیک مشتاقیه قسمت شمالی فلکه مشتاقیه که بعد ها به حسینیه تبدیل شد. در سابق کولیها در آنجا چادر می زدند. " ( ص 465 ) . کولی های کرمان از مدتها قبل در اطراف شهر کرمان ساکن شده و دست از سفرهای طولانی خود برداشته اند، از همین رو هویت خود را بتدریج از دست داده اند، زیرا گردش در ساختار هویتی او تأثیر فراوان داشت.
کولیان کرمان به هفت طایفه بزرگ تقسیم می شوند که کولی های شاه کرمی جیرفت از همه قدرتمندتر هستند. روزگاری هر طایفه برای خود کدخدائی داشت، اما کدخدای هفت طایفه از میان طایفه قنبری بود. طایفه های دیگر عبارتند از: طایفه زینعلی، گُرگندی، زرگر، آهنگر، گوباز
یکی از کارهای اصلی زنان کولی حجامت کردن و بادکش انداختن بیماران است. گاهی اوقات برای تزئین خالکوبی می کنند، اما از خالکوبی برای درمان هم استفاده می برند.
کار اصلی کولی ها آهنگری، سفیدگری، نجاری، خرّاطی و غربیل بندی است. کولی های کرمان غیر از ساختن ابزاری چون دوک، میل ورزشی، چوب وحقه وافور، چماق و امثال آنها به ساختن دهل هم می پردازند. گویش کولی های کرمان، نوعی گویش ساختگی است که فقط خود آنها معنی آن را درک می کنند و حالت رمزگونه دارد، از همین رو آنها ادبیات شفاهی ندارند. اما کولی ها خواندن و نواختن را دوست دارند و ترانه های عامیانه، نواها و نغمه ها را خوب به خاطر می سپارند و حافظه آنها بسیار قوی است.
کولیان کرمان در خواندن �غریبی� بیشتر به ترانه هایی علاقه دارند که خوش آواترند و کلمه غربت خیلی کم در این ترانه ها شنیده می شود. کولی های کرمان در مراسم عروسی، انواع ترانه ها، از واسونک های شیرازی تا آوازهای بلوچی را بسیار زیبا و خلاقانه می خوانند.

لولی نام یکی از طوایف کولی ( Gypsy ) در ایران، از مردمان رومان ساکن ایران
فردی از هم گستیخته و نا مرتب
لولی: کولی
( ( گاه ناهید، لولی ِ رعنا
کُنَدَت بادْ سار و باده گُسار ) )
دکتر شفیعی کدکنی در مورد این واژه می نویسد: ( ( در اصل به معنی افراد طوایف چادر نشین و کوچ کننده که در سراسر جهان پراکنده اند gypsy ولی در ادب فارسی همواره با مفهومی از زیبایی همراه با عدم عفاف و پرهیز، تصویر شده است. ) )
...
[مشاهده متن کامل]

( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی، زمستان ۱۳۸۳، ص۳۶۳. )

در کرمان به کولی های دوره گرد لولی گویند و واژه لولی مثالهای فراوانی در محاوره مردم آن دیار بوجود آورده است ، مانند: لولی بازی درمیارد ( خیلی شلوغ میکند ) ، محله لولیا ( شلوغ و درهم وبرهم بی صاحب ) ، عجب
...
[مشاهده متن کامل]
لولیه ( بی شرم و حیا وبی ادب ) ، خونه لولی ها ( کثیف و بی نظم وانضباط ) ، ساخت لولی ها ( بدرد نخور و بی دوام ) ، مثل لولی ها ( بیشتر قیافه ها رو میگن که خیلی با دیگران متفاوت باشد و از نظر دیگران هم زشت مثلا شقیقه های چکمه ایی خیلی غلیظ یا پوشیدن لباسهای خیلی ناجور )

کولی، بیخانمان
لولی همراه با �ی� هماوندی ( نسبت ) گرفته شده از واژه ی هندی ـ ایرانیِ �لول� از آرش های زشت و زیبای گوناگونی از آن میان، مَست و مَلنگ، سرخوش، شوخ چشم، بی آزرم، روسپی برخوردار است؛ ولی در بنیاد خود، بیشتر به آرشِ کولی ( لوری ) و بی خانمان است. کارواژه ی �لولیدن� به آرشِ �چون کِرم در جای خود جنببدن� از همین واژه گرفته شده است. واژه ی �لول� ( lol ) به آرشِ �سرخوشی� در یکی از شاخه ی بنیادین زبان های اروپایی و شاید بنیادی ترین از میان پنج شاخه ی بنیادی زبان های اروپایی: �ژِرمنی�، کم و بیش همگی ریشه گرفته از زبان مرده ی �سانسکریت� و همریشه با هر دو شاخه ی بنیادی زبان های �ایران خاوری� و �ایران باختری� نیز به همان آرش و بگمان بسیار اشاره به سرخوشی کولیوار دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

از برابرهای یاد شده در بالا، �بیشرمی� و �بی حیایی� و �بی آزرمی� را پیامد چیرگی کیش اسلام و آیین های آندر فرهنگ توده ی مردم و گونه ای کژدیسگی در آرش های گوناگون واژه ی �لولی� می دانم.

آنقدر عاقل است که ساز دیوانگی می کند؛
اراده ی او بر بی اراده بودن است؛
معتقد است به گذرا بودن دنیا و بیهوده گی آن؛لولی دلیلی برای هشیاری نمی داند و عمر را کوتاه تر از آن میشمارد که به غم و غصه بگذراند

لولی در فرهنگ ادبیات به معنای زیبا رو است
مستِ مست؛ پاتیل؛ لولِ لول
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٧)