"عبدالله بفرمود تا در نخست سرایِ خلافت در صفّه شادروانی نصب کنند و چند تا محفوری بیفگنند و مقرّر کرد که فضلِ ربیع را در آن صفّه بنشانند پیش از بار، . . . "
"و او را اعلام داد تا پگاه تر در غلس بیامد و در آن صفه زیر شادروان بنشست. "
تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم
"و او را اعلام داد تا پگاه تر در غلس بیامد و در آن صفه زیر شادروان بنشست. "
تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم
یری. ( اِ ) صفه. ایوان. طاق. رواق. ( ناظم الاطباء ) ( برهان قاطع ) ( فرهنگ جهانگیری )
دارفزین. [ رَ ] ( اِ ) صفه و سکو و دکه ، که در پیش خانه ها بجهت نشستن سازند. ( دهخدا ) . . رجوع به دارابزین ، دارآفرین و داربزین شود. ( انجمن آرا ) .
صفه و ایوان =بهو
صُفّه: ایوان.
این است همان صفّه کز هیبتِ او بردی
بر شیرِ فلک حمله، شیرِ تنِ شادُروان.
( خاقانی شروانی )
این است همان صفّه کز هیبتِ او بردی
بر شیرِ فلک حمله، شیرِ تنِ شادُروان.
( خاقانی شروانی )
شاه نشین، ایوان
پشت سر کسی بدگویی کردن
شاه نشین
صفه sofeh , در شهربابک قدیم به بخشی از منازل خشت وگلی گفته می شد که که ایوان خانه بود، و سقف ضربی هلالی داشت ، سقف ان بلند تر از سقف اتاق ها بود واز کف حیاط به اندازه ی چند پله بلندتر بود ، دهانه صفه وسیع
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
بود ولبه آن به حیاط را با سنگ تخت مفروش می کردندتا به مرور زمان نریزد، صفه درب نداشت اما در های اتاق ها به صفه باز می شد ، بطوریکه از حیاط ابتدا با بالا آمدن از پله ها وارد صفه و بعد وارد اتاق ها می شدند، وصفه خود نقش یک حیاط کوچک برای اتاق ها داشت واتاق ها با صفه همسطح وگرادگرد ان قرار داشتند
صفه: ایوان، ایوانِ سقف دار
صفهٔ بار: صفه ی بار ایوانی بوده است که پادشاه یا امیر در آن می نشسته و بار می داده، یعنی اجازهٔ دیدار و ملاقات.
( ( پرده بردار تا فرود آید
هودجِ کبریا به صُفّهٔ بار ) )
( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی، زمستان ۱۳۸۳، ص۳۷۳. )
صفهٔ بار: صفه ی بار ایوانی بوده است که پادشاه یا امیر در آن می نشسته و بار می داده، یعنی اجازهٔ دیدار و ملاقات.
( ( پرده بردار تا فرود آید
هودجِ کبریا به صُفّهٔ بار ) )
( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی، زمستان ۱۳۸۳، ص۳۷۳. )