سمیرم: این نام در سنسکریت از فعل sameyr ( به یکدیگر پیوستن، با هم یکی شدن ) و واژه ی اوم um که برای پذیرش چیزی با خرسندی به کار می رود ساخته شده است؛ و روی هم به معنی جایی است که دارای خاک دامنگیر است و انسان با خرسندی در آن زندگی می کند و اگر بیگانه ای به آن جا رود، با آن یکی می شود و آن جا را زادگاه خود می داند.
... [مشاهده متن کامل]
باید دانست که در هیچ کدام از فرهنگ های معتبر مانند لغتنامه دهخدا، فرهنگ معین، فرهنگ بزرگ سخن و نیز فرهنگ واژه های اوستا ( احسان بهرامی ) ، فرهنگ واژه های پهلوی ( فره وشی ) ، فرهنگ واژه های سغدی ( بدرالزمان قریب ) و فرهنگ واژه های پارتی و مانوی ( ماری بویس ) ، واژه ه ی سمی و شمی دیده نمی شود و روشن نیست احمد کسروی معنی سرما را برای سمی و شمی از کجا آورده است.
... [مشاهده متن کامل]
باید دانست که در هیچ کدام از فرهنگ های معتبر مانند لغتنامه دهخدا، فرهنگ معین، فرهنگ بزرگ سخن و نیز فرهنگ واژه های اوستا ( احسان بهرامی ) ، فرهنگ واژه های پهلوی ( فره وشی ) ، فرهنگ واژه های سغدی ( بدرالزمان قریب ) و فرهنگ واژه های پارتی و مانوی ( ماری بویس ) ، واژه ه ی سمی و شمی دیده نمی شود و روشن نیست احمد کسروی معنی سرما را برای سمی و شمی از کجا آورده است.
سمیرم به معنی شهر سرد
ریخت اصلی کلمه به شکل زمی رام بوده و زم به معنی سرما است و رام هم پسوند مکان و به معنی شهر است
زمیرام به ریخت سمیرم در می آید.
ریخت اصلی کلمه به شکل زمی رام بوده و زم به معنی سرما است و رام هم پسوند مکان و به معنی شهر است
زمیرام به ریخت سمیرم در می آید.
سمیرم از تبدیل زمهریران به سمیران و سمیرون و سیمیرون و سیمیروم ( در محاورات ) و نهایتا سمیرم که کتابی آن است
و هم ریشه با شمیران است که آنجا هم در دامنه کوه و آب و هوای خنک و زمستانهای سرد دارد
زمستان و زمهریران از ریشه زم به معنای سرمای شدید یا باد شدید ( باد زم ) ماخوذ شده و سمیرم و شمیران ریشه از زم و زمهریران دارند.
... [مشاهده متن کامل]
دهخدا:
. . . .
شمیران. [ ش َ / ش ِ ] ( اِخ ) احمد کسروی درباره کلمه شمیران آرد: شمیران که خود نام چند دز و آبادی است و همچنین سمیرم که دزی استوار میانه سپاهان و فارس بوده و شمیرم که باز دزی بوده در هرات و دیهی بوده در ساوه و سمیران که دزی و کوره ای بوده در فارس و نیز شمیران ایران را در برخی از کتابهای عربی سمیران و در کتابهای ارمنی شمیرام می نویسند و . . . الخ
و هم ریشه با شمیران است که آنجا هم در دامنه کوه و آب و هوای خنک و زمستانهای سرد دارد
زمستان و زمهریران از ریشه زم به معنای سرمای شدید یا باد شدید ( باد زم ) ماخوذ شده و سمیرم و شمیران ریشه از زم و زمهریران دارند.
... [مشاهده متن کامل]
دهخدا:
. . . .
شمیران. [ ش َ / ش ِ ] ( اِخ ) احمد کسروی درباره کلمه شمیران آرد: شمیران که خود نام چند دز و آبادی است و همچنین سمیرم که دزی استوار میانه سپاهان و فارس بوده و شمیرم که باز دزی بوده در هرات و دیهی بوده در ساوه و سمیران که دزی و کوره ای بوده در فارس و نیز شمیران ایران را در برخی از کتابهای عربی سمیران و در کتابهای ارمنی شمیرام می نویسند و . . . الخ
سمیرم به معنای چشمه هایی که از سنگ می جوشند خیلی به اسم رود خانه ( سیمره ) در استان ایلام شباهت دارد این اسم خلاصه شده ی دو اسم ( سم ) یا ( سام ) به معنای چشمه و ( ایر ) یا ( یر ) به معنای سنگ است که روی هم می شود منطقه چشمه های سنگی
شهر ملقب به شهر هزار چشمه
سرزمین سیب سرخ و آبشارها
سمیرُم کلمه ترکی لهجه قشقایی
.
.
.
سِیرُم:می خواهم
سَمِیرُم:نمی خواهم
.
.
.
سِیرُم:می خواهم
سَمِیرُم:نمی خواهم
برپایه کتاب " نام شهرها و دیه های ایران " نوشته شادروان احمد کسروی تبریزی : سمیرم ، شمیران هردو در واژگان " سمی ، شمی " به معنای سرد مشترکند و هم ریشه با " زم و زمی " در زمستان ، بنابرین " سمیرم و شمیران " به معنای مکان سردسیر می باشند.