ران

/rAn/

    thigh
    straddle
    haunch

فارسی به انگلیسی

ران گشایی
straddle

ران نمک زده خوک
gammon

مترادف ها

leg (اسم)
پا، قسمت، پایه، بخش، ساق پا، ساق، مرحله، پاچه، ران

thigh (اسم)
فخذ، ران

پیشنهاد کاربران

در ابتدا. درنه. بوده میان دو کوه مازن درنه در اوستا هم آمدت
خز. [ خ َ ] ( اِ ) بلندی بیرون ران. ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری )
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

رانرانران
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
واژه ی ران از ریشه ی واژه ی راندن فارسی هست
رانرانرانران
الر
run به معنی راه رفتن
نام تعدادی از اعضای بدن به انگلیسی:
head = سر
neck = گردن
shoulder = شانه
arm = بازو
chest = قفسه سینه
armpit = زیر بغل
nipple = نوک سینه
elbow = آرنج
...
[مشاهده متن کامل]

forearm = ساعد
back = کمر
stomach = شکم، معده
navel / belly button / tummy button = ناف
waist = دور کمر
small of the/one's back = گودی کمر
hip = باسن، ناحیه کنار باسن
buttocks = باسن
❗️لطفا دو کلمه ی hip و buttocks را در گوگل سرچ کنید تا تفاوت بین این دو را با تصاویر بهتر متوجه شوید
leg = پا
groin = کشاله ران
thigh = ران
knee = زانو
shin = ساق پا
calf = نرمه ساق پا
heel = پاشنه پا
instep = روی پا
sole = کف پا
ankle = مچ پا، قوزک پا
arch of the foot = قوس پا، گودی کف پا

ران = run ( فرار ) مان رانش یا حرکت =>از این بابت به پا؛ ران گفته می شود چون باعث ران ما می شود = خود واژه ران یعنی حرکت ( راندن )
یا راننده= کسی که حرکت میدهد
راندن واژه ای بسیار کهن می باشد که در لاتین هم بکار رفته است
به ترکی "بود" گویند.
ران بمعنی دامنه و پای کوه هم بوده است.
کلمات شمران و تهران از آن سرچشمه گرفته اند.
ته ران. بمعنای قسمت پایین و ته کوه
شم ران. بمعنای شمال و بالای دامنه
قسمتی از بدن انسان
ران : به معنای عضوی که بدن رابه جلو می راند.
سیاهی غم ترس و دردسر
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)