وای/واد/باد بچم هوا است واژه باد که انرا وای/واد/وات نیز میگفتند پارسی هوا است باد=هوا اگر بوزد ( وزش یعنی حرکت برای هرچیز - در پهلوی داریم بسم وزید یعنی بسی حرکت کردم ) باد است اگر نوزد نیز باد است که انرا هوا میگوییم در عربی نیز هوا بچم باد است.
"دَروا"
دروا کوتاه شده ی واژه ی [دروای] است به چم در هوا، افراشته و نیز آویخته.
"وای" در پهلوی به چم هوا بوده ( واژه ی هوا دارای ریشه ی ایرانی ست ) و واژه ی دروای چم گفته شده را دارد.
این واژه را می توان برای ایستادن روی دستها ( بالانس ) در ورزش هایی مانند یوگا و ژیمناستیک به کار گرفت.
... [مشاهده متن کامل]
دروا زدن= بالانس زدن.
در نامه ی "خسرو و ریدگ" که نوشتاری به زبان پهلوی ست از گونه ای ورزش و بازی یاد شده به نام "دروای بازی"، این ورزش را می توان برابر با ورزش ژیمناستیک امروزی دانست.
همین واژه را می توان به ریخت "درواییک" برسازی کرده و در پارسی به جای ژیمناستیک به کار برد.
دروا کوتاه شده ی واژه ی [دروای] است به چم در هوا، افراشته و نیز آویخته.
"وای" در پهلوی به چم هوا بوده ( واژه ی هوا دارای ریشه ی ایرانی ست ) و واژه ی دروای چم گفته شده را دارد.
این واژه را می توان برای ایستادن روی دستها ( بالانس ) در ورزش هایی مانند یوگا و ژیمناستیک به کار گرفت.
... [مشاهده متن کامل]
دروا زدن= بالانس زدن.
در نامه ی "خسرو و ریدگ" که نوشتاری به زبان پهلوی ست از گونه ای ورزش و بازی یاد شده به نام "دروای بازی"، این ورزش را می توان برابر با ورزش ژیمناستیک امروزی دانست.
همین واژه را می توان به ریخت "درواییک" برسازی کرده و در پارسی به جای ژیمناستیک به کار برد.
وا/وای در پهلوی هوا و فضا باشد و در وا و اندر وا یعنی سر و پا در هوا
دروا میتواند به معنی در وا باشد که در معنی مروارید دارد و وا پسوند مثل و مانند باشد در نهایت معنی آن مانند در باشد
سرگیجه