درخواست

/darxAst/

    application
    approach
    call
    desire
    petition
    prayer
    request
    behest
    requirement
    solicitation
    suit
    requisition

فارسی به انگلیسی

درخواست احقاق حق کردن
demand

درخواست بخشش از خداوند
benediction

درخواست ختم مذاکرات و رای گیری
question

درخواست دهنده
applicant

درخواست رسمی طبق اختیارات محوله
requisition

درخواست شغل کردن
to apply for a job

درخواست صمیمانه
plea

درخواست عاجزانه
plea

درخواست عاجزانه کردن
invoke, plead, solicit

درخواست فوری
plea

درخواست مستعجل کردن
appeal

درخواست نامه
application, form, requisition

درخواست نشده
unasked, unsolicited

درخواست کتبی
requisition

درخواست کتبی کردن
requisition

درخواست کردن
approach, ask, bid, draw, invite, request
sue

درخواست کردن از
apply, to request, to ask

درخواست کردن به صورت نیایش
invocate

درخواست کننده اعانه
solicitor

درخواست کننده کمک
solicitor

مترادف ها

suit (اسم)
جامه، درخواست، نوع، مرافعه، تسلسل، توالی، تقاضا، خواستگاری، دادخواست، عرضحال، یک دست لباس

application (اسم)
ضمیمه، استفاده، درخواست، کاربرد، استعمال، درخواست نامه، ممارست

appeal (اسم)
التماس، درخواست، استیناف، جذبه، طلب

solicitation (اسم)
التماس، درخواست، خواستاری، تقاضا، تشجیع

request (اسم)
درخواست، طلب، خواهش، خواست، ابرام، تقاضا

demand (اسم)
درخواست، طلب، خواست، مطالبه، تقاضا، نیاز

requisition (اسم)
درخواست، ضبط، تقاضا، چیز مورد تقاضا، باز گرفتن

postulate (اسم)
ادعا، درخواست، انگاره، تقاضا، قیاس منطقی، پذیره

پیشنهاد کاربران

این واژه در اصل به معنی فرو کردن هست و در زبان تالشی با پیشوند های ور ( تعیین سمت ) به صورت وی خاستِ یا وی خاستِن =رو به پایین فرو کردن
پِخاستِ یا پِخاستِن =رو به بالا فرو کردن
جی خاستِ یا جی خاستِن = به زیر فرو کردن
...
[مشاهده متن کامل]

دَخاستِ یا دَخاستِن = به صورت افقی فرو کردن
آخاستِ ( ن ) یا آخاشتِ ( ن ) = به صورت مورب فرو کردن و اصطلاحی به معنی چیزی رو از کسی درخواست کردن یا موضوعی رو به روی کسی زدن یا پیشهاد دادن . در فارسی چیزی رو از کسی خاستن با پیشوند در تخصص پیدا کرده ولی در تالشی با پیشوند آر تخصص پیدا کرده . در فارسی شکل دیگه با پیشوند ویر به صورت واخواست با توسعه معنایی به معنی دوباره خواستن یا برگرداندن شده و همچنین به شکل برخاستن ولی دیگر پیشوند های ور در فارسی حذف شدن ولی در تالشی باقی موندن . به عمل بردن دست به سمت جلو به صورت افقی برای گرفتن چیزی در خواست گفته شده . یاد اور می شم داستان برادر فریدون که به جای برادر نشست تا به خواسته ای مردم جواب بده و بخشش کنه. به بردن دست درون سوراخ مکانی که نشسته بود . در=افقی . خواست=فرو کردن . این کار در طول زمان به معنی در خواست شده و معنای امروزی یعنی چیزی رو از کسی خواستن یا پیشنهاد دادن رو گرفته .

عالی خیلی ممنون
اگر واقعا از این طرق به مردم کمک میکنید عالی است
باسلام خسته نباشیدجناب رئیس جمهور آقای دکتر پزشکیان بنده ازکارافتاده ام توان کارندارم مستاجرهستم 6ماه اجاره خانه ام عقب افتاده صاحب خانه منا جواب کرده میگه تخلیه بکن تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی هستم لطفا. یاریم کنید
...
[مشاهده متن کامل]

خوانواده سه نفره هستم مستاجر هستم نمیتوانم برم سرکار زندگی خیلی خیلی خیلی برام سخت شده نمیدونم چکار کنم شرمنده خانواده ام هستم لطفا. یاریم کنید علیرضا طالبی مشهدمقدس روستای شترک تیرماه 1403 باشماره ملی 1060975475 لطفا رسیدگی کنید ممنونم

request
تمایل
طلب، ادعا، تمنا، استدعا، خواهش
طلب