واژه �باس� از ریشه �بایست� فارسی است و هم ریشه با اوستایی، پهلوی و سانسکریت می باشد. بیایید مرحله به مرحله بررسی کنیم:
- - -
۱. فارسی میانه و پهلوی
در فارسی میانه ( پهلوی ) ، فعل �ایستادن� به شکل های īstand, īstād, یا صرفاً īst آمده است.
... [مشاهده متن کامل]
ریشهٔ �بایست� یا �باس� می تواند تحول مستقیم از īst پهلوی باشد.
تحلیل واجی:
īst → باس ( با افزودن پیشوند تقویتی یا دستوری �با - � در فارسی نو )
منابع:
سده ای، احمد، �فرهنگ فارسی میانه�، تهران، ۱۳۶۴
Karnet, H. , Pahlavi Dictionary, Berlin, 1957
- - -
۲. اوستایی
در اوستایی، فعل ایستادن با ریشه stā - بیان می شود.
معنای اصلی �ایستادن� یا �ثبات داشتن� است.
هم ریشی واجی: stā - ( اوستایی ) ≈ īst ( پهلوی )
منابع:
Bartholomae, E. , Altiranisches W�rterbuch, Leipzig, 1904
Windfuhr, G. , Compendium of Avestan Grammar, 1972
- - -
۳. سانسکریت
در سانسکریت، فعل ایستادن با ریشه sthā - آمده است.
تطابق معنا و واج با اوستایی و پهلوی کاملاً مشهود است.
منابع:
Monier - Williams, M. , A Sanskrit - English Dictionary, 1899
Apte, V. S. , The Practical Sanskrit - English Dictionary, 1965
- - -
۴. تحلیل تطوری
ساختار �بایست� یا �باس�:
با - → پیشوند تقویتی یا دستوری ( فارسی نو و میانه )
- ست / - س → ریشهٔ اصلی stā - / īst - از اوستایی و سانسکریت
این تحلیل نشان می دهد که �باس� هم در معنا و هم در واج شناسی با ریشه های ایرانی باستان هم ریشه است.
- - -
✅ نتیجه گیری
�باس� واقعاً با ریشه اوستایی، پهلوی و سانسکریت مرتبط است و معنای �ایستادن� را حفظ کرده است.
این تطابق تاریخی و واجی پیوند عمیق زبان های ایرانی باستان با فارسی نو را نشان می دهد.
- - -
منابع کتابی پیشنهادی
الف ) فارسی میانه و پهلوی
1. سده ای، احمد، �فرهنگ فارسی میانه�، ۱۳۶۴
2. Karnet, H. , Pahlavi Dictionary, 1957
3. MacKenzie, D. N. , A Concise Pahlavi Dictionary, 1971
4. Kent, R. G. , Old Persian: Grammar, Texts, Lexicon, 1953
ب ) اوستایی
1. Bartholomae, E. , Altiranisches W�rterbuch, 1904
2. Windfuhr, G. , Compendium of Avestan Grammar, 1972
3. Hoffmann, K. , Avestische Laut - und Formenlehre, 1965
4. Gray, L. H. , A Vocabularium Avesticum, 1902
ج ) سانسکریت
1. Monier - Williams, M. , A Sanskrit - English Dictionary, 1899
2. Apte, V. S. , The Practical Sanskrit - English Dictionary, 1965
3. Whitney, W. D. , Sanskrit Grammar, 1889
4. Macdonell, A. A. , A Sanskrit - English Dictionary, 1892
د ) منابع ترکیبی و تطبیقی
1. Mayrhofer, M. , Etymologisches W�rterbuch des Altindoarischen, 1956–2001
2. Benveniste, E. , Dictionary of Indo - European Language, 1973
3. Schmitt, R. , Compendium of the Iranian Languages, 1989
- - -
- - -
۱. فارسی میانه و پهلوی
در فارسی میانه ( پهلوی ) ، فعل �ایستادن� به شکل های īstand, īstād, یا صرفاً īst آمده است.
... [مشاهده متن کامل]
ریشهٔ �بایست� یا �باس� می تواند تحول مستقیم از īst پهلوی باشد.
تحلیل واجی:
īst → باس ( با افزودن پیشوند تقویتی یا دستوری �با - � در فارسی نو )
منابع:
سده ای، احمد، �فرهنگ فارسی میانه�، تهران، ۱۳۶۴
- - -
۲. اوستایی
در اوستایی، فعل ایستادن با ریشه stā - بیان می شود.
معنای اصلی �ایستادن� یا �ثبات داشتن� است.
هم ریشی واجی: stā - ( اوستایی ) ≈ īst ( پهلوی )
منابع:
- - -
۳. سانسکریت
در سانسکریت، فعل ایستادن با ریشه sthā - آمده است.
تطابق معنا و واج با اوستایی و پهلوی کاملاً مشهود است.
منابع:
- - -
۴. تحلیل تطوری
ساختار �بایست� یا �باس�:
با - → پیشوند تقویتی یا دستوری ( فارسی نو و میانه )
- ست / - س → ریشهٔ اصلی stā - / īst - از اوستایی و سانسکریت
این تحلیل نشان می دهد که �باس� هم در معنا و هم در واج شناسی با ریشه های ایرانی باستان هم ریشه است.
- - -
✅ نتیجه گیری
�باس� واقعاً با ریشه اوستایی، پهلوی و سانسکریت مرتبط است و معنای �ایستادن� را حفظ کرده است.
این تطابق تاریخی و واجی پیوند عمیق زبان های ایرانی باستان با فارسی نو را نشان می دهد.
- - -
منابع کتابی پیشنهادی
الف ) فارسی میانه و پهلوی
1. سده ای، احمد، �فرهنگ فارسی میانه�، ۱۳۶۴
ب ) اوستایی
ج ) سانسکریت
د ) منابع ترکیبی و تطبیقی
- - -
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی باس از ریشه ی واژه ی بایست فارسی هست خود واژه ی بایست از ریشه واژه ی بایستن فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
... [مشاهده متن کامل]
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹





واژه ی باس از ریشه ی واژه ی بایست فارسی هست خود واژه ی بایست از ریشه واژه ی بایستن فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
... [مشاهده متن کامل]
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹





منبع. عکس ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورائی
واژه ی باس از ریشه ی واژه ی بایست فارسی هست خود واژه ی بایست از ریشه ی واژه ی بایستن فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
... [مشاهده متن کامل]
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
منبع. عکس کتاب فرهنگ واژه های اوستا
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹





واژه ی باس از ریشه ی واژه ی بایست فارسی هست خود واژه ی بایست از ریشه ی واژه ی بایستن فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
... [مشاهده متن کامل]
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
منبع. عکس کتاب فرهنگ واژه های اوستا
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹





یابس از ریشه کلمه یبس ( به ضم یا فتح حرف اول ) به معنای خشک است.
وَلَا رَطْبٍ وَلَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ. ( از آیه ٥٩ سوره مبارکه الأنعام )
ﻫﻴﭻ ﺗﺮ ﻭﺧﺸﻜﻲ ﻧﻴﺴﺖ، ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ( ﻋﻠﻢ ﺁﻥ ) ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﻣﺒﻴﻦ ﺛﺒﺖ ﺍﺳﺖ.
... [مشاهده متن کامل]
جمع یابس می شود یَابِسَاتٍ به معنای خشک ها:
وَقَالَ الْمَلِکُ إِنِّی أَرَىٰ سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی رُؤْیَایَ إِن کُنتُمْ لِلرُّؤْیَا تَعْبُرُونَ ( آیه ٤٣ سوره مبارکه یوسف )
ﻭ ( ﺭﻭﺯﻱ ) ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ( ﻣﺼﺮ ) ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻫﻔﺖ ﮔﺎﻭ ﻓﺮﺑﻪ ﻛﻪ ﻫﻔﺖ ﮔﺎﻭ ﻟﺎﻏﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻧﺪ ﻭ ﻫﻔﺖ ﺧﻮﺷﻪ ﺳﺒﺰ ﻭ ( ﻫﻔﺖ ﺧﻮﺷﻪ ) ﺧﺸﻜﻴﺪﻩ ﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﺍ ( ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ) ﺩﻳﺪم، ﺍﻱ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻗﻮم! ﺍﮔﺮ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﺪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻱ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻈﺮ ﺩﻫﻴﺪ.
دقت کنید که یابس با بائس هیچ گونه رابطه ای ندارند چراکه یابس از ماده یُبس و بائس از ماده بؤس است با آن که گاهی خشکی هم باعث سختی می شود. بهرحال، چون این کلمات خیلی شبیه هم هستند دقت کنید و ببینید که آیا حرف اول، ی است یا ب؟ تا در معنای آن اشتباه صورت نگیرد.
یابس هم خانواده کلمه یبوست به معنای خشکی است، یبوست زمانی اتفاق می افتد که ماده دفعی در روده ها خشکی و سفتی خاصی پیدا میکند و دفع آنها با سختی انجام شود .
معنای بأس سختی و شدت است و اگر بأس به معنای عذاب، شجاعت، نیرو، جنگ و خوف آمده است بخاطر این است که همه این ها از مصادیق سختی و شدت است.
أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ یعنی دارای دلاوری و نیرومندی سخت و قوی.
و انزلنا الحدید فیه بأس شدید؛ یعنی نیروی شدید.
لابأس علیک ؛ ترسی بر تو نیست.
بأس هم خانواده کلماتی چون بؤس ، بأساء و بائس است.
ﺍﻟﺼَّﺎﺑِﺮِﻳﻦَ ﻓِﻲ ﺍﻟْﺒَﺄْﺳَﺂءِ ﻭَ ﺍﻟﻀَّﺮَّﺁءِ ﻭَ ﺣِﻴﻦَ ﺍﻟْﺒَﺄْﺱِ� ( از آیه� ۱۷۷ سوره مبارکه بقره )
ﺑﺄﺳﺎء ﺍﺯ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻓﻘﺮ ﻭ ﺳﺨﺘﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﺎﺭﺝ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺗﺤﻤﻴﻞ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﺿﺮّﺍء، ﺩﺭﺩ ﻭﺑﻴﻤﺎﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﺩ. ﻭ ﺣﻴﻦ ﺍﻟﺒﺄﺱ ﺯﻣﺎﻥ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺟﻬﺎﺩ ﺍﺳﺖ.
بائس. مردی که به وی سختی رسیده و او را فقیر کرده است.
وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِیرَ ( از آیه ۲۸ سوره مبارکه حج )
ﻭﺑﻴﻨﻮﺍﻱ ﻓﻘﻴﺮ ﺭﺍ ﺍﻃﻌﺎم ﻛﻨﻴﺪ.
از تعقیبات نماز عصر، دعای اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لاَ إلَهَ است که در آن آمده است:
وَ أَسْأَلُهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیَّ تَوْبَهَ عَبْدٍ ذَلِیلٍ خَاضِعٍ فَقِیرٍ بَائِسٍ مِسْکِینٍ مُسْتَکِینٍ مُسْتَجِیرٍ
و از او می خواهم که توبه ام را بپذیرد، توبه بنده خوار، فروتن، فقیر، پریشان زمین گیر و پناهنده ای.
نکته: برای یادآوری آسانتر می توان از هم خانواده های آشناتر کمک گرفت مثلاً برای یادآوری معنای کلمه یابس، می توان یاد یبس، یبوست و در نهایت خشکی کرد و برای یادآوری معنای کلمه بائس، یاد بؤس، بأس و در نهایت سختی نمود.
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد:
مواظب باشیم بحث شدید ( گفتگوی شدید ) به بأس شدید ( جنگ و عذاب شدید ) منجر نشود.
وَلَا رَطْبٍ وَلَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ. ( از آیه ٥٩ سوره مبارکه الأنعام )
ﻫﻴﭻ ﺗﺮ ﻭﺧﺸﻜﻲ ﻧﻴﺴﺖ، ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ( ﻋﻠﻢ ﺁﻥ ) ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﻣﺒﻴﻦ ﺛﺒﺖ ﺍﺳﺖ.
... [مشاهده متن کامل]
جمع یابس می شود یَابِسَاتٍ به معنای خشک ها:
وَقَالَ الْمَلِکُ إِنِّی أَرَىٰ سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی رُؤْیَایَ إِن کُنتُمْ لِلرُّؤْیَا تَعْبُرُونَ ( آیه ٤٣ سوره مبارکه یوسف )
ﻭ ( ﺭﻭﺯﻱ ) ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ( ﻣﺼﺮ ) ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻫﻔﺖ ﮔﺎﻭ ﻓﺮﺑﻪ ﻛﻪ ﻫﻔﺖ ﮔﺎﻭ ﻟﺎﻏﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻧﺪ ﻭ ﻫﻔﺖ ﺧﻮﺷﻪ ﺳﺒﺰ ﻭ ( ﻫﻔﺖ ﺧﻮﺷﻪ ) ﺧﺸﻜﻴﺪﻩ ﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﺍ ( ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ) ﺩﻳﺪم، ﺍﻱ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻗﻮم! ﺍﮔﺮ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﺪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻱ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻈﺮ ﺩﻫﻴﺪ.
دقت کنید که یابس با بائس هیچ گونه رابطه ای ندارند چراکه یابس از ماده یُبس و بائس از ماده بؤس است با آن که گاهی خشکی هم باعث سختی می شود. بهرحال، چون این کلمات خیلی شبیه هم هستند دقت کنید و ببینید که آیا حرف اول، ی است یا ب؟ تا در معنای آن اشتباه صورت نگیرد.
یابس هم خانواده کلمه یبوست به معنای خشکی است، یبوست زمانی اتفاق می افتد که ماده دفعی در روده ها خشکی و سفتی خاصی پیدا میکند و دفع آنها با سختی انجام شود .
معنای بأس سختی و شدت است و اگر بأس به معنای عذاب، شجاعت، نیرو، جنگ و خوف آمده است بخاطر این است که همه این ها از مصادیق سختی و شدت است.
أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ یعنی دارای دلاوری و نیرومندی سخت و قوی.
و انزلنا الحدید فیه بأس شدید؛ یعنی نیروی شدید.
لابأس علیک ؛ ترسی بر تو نیست.
بأس هم خانواده کلماتی چون بؤس ، بأساء و بائس است.
ﺍﻟﺼَّﺎﺑِﺮِﻳﻦَ ﻓِﻲ ﺍﻟْﺒَﺄْﺳَﺂءِ ﻭَ ﺍﻟﻀَّﺮَّﺁءِ ﻭَ ﺣِﻴﻦَ ﺍﻟْﺒَﺄْﺱِ� ( از آیه� ۱۷۷ سوره مبارکه بقره )
ﺑﺄﺳﺎء ﺍﺯ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻓﻘﺮ ﻭ ﺳﺨﺘﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﺎﺭﺝ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺗﺤﻤﻴﻞ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﺿﺮّﺍء، ﺩﺭﺩ ﻭﺑﻴﻤﺎﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﺩ. ﻭ ﺣﻴﻦ ﺍﻟﺒﺄﺱ ﺯﻣﺎﻥ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺟﻬﺎﺩ ﺍﺳﺖ.
بائس. مردی که به وی سختی رسیده و او را فقیر کرده است.
وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِیرَ ( از آیه ۲۸ سوره مبارکه حج )
ﻭﺑﻴﻨﻮﺍﻱ ﻓﻘﻴﺮ ﺭﺍ ﺍﻃﻌﺎم ﻛﻨﻴﺪ.
از تعقیبات نماز عصر، دعای اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لاَ إلَهَ است که در آن آمده است:
وَ أَسْأَلُهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیَّ تَوْبَهَ عَبْدٍ ذَلِیلٍ خَاضِعٍ فَقِیرٍ بَائِسٍ مِسْکِینٍ مُسْتَکِینٍ مُسْتَجِیرٍ
و از او می خواهم که توبه ام را بپذیرد، توبه بنده خوار، فروتن، فقیر، پریشان زمین گیر و پناهنده ای.
نکته: برای یادآوری آسانتر می توان از هم خانواده های آشناتر کمک گرفت مثلاً برای یادآوری معنای کلمه یابس، می توان یاد یبس، یبوست و در نهایت خشکی کرد و برای یادآوری معنای کلمه بائس، یاد بؤس، بأس و در نهایت سختی نمود.
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد:
مواظب باشیم بحث شدید ( گفتگوی شدید ) به بأس شدید ( جنگ و عذاب شدید ) منجر نشود.
بأس = سر سخت /مقاوم
خشم و غضب
اگه جعل نمیکنی باس در ترکی یعنی فشار
ریشه اصلی واژه باس از واژه تاس هست تاس :ظرف آب حمام
تاس/طاس: این واژه فارسی است و طبعاً املای آن بایستی تاس باشد. اما در متون قدیم غالباً به صورت معرب آن طاس آمده است. البته هر دو صورت صحیح است ولی امروزه بهتر است که به صورت تاس نوشته شود.
... [مشاهده متن کامل]
( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۹۸.
منبع. https://fa. m. wikipedia. org/wiki/غلط_ننویسیم
منبع. https://en. m. wiktionary. org/wiki/باش
تاس/طاس: این واژه فارسی است و طبعاً املای آن بایستی تاس باشد. اما در متون قدیم غالباً به صورت معرب آن طاس آمده است. البته هر دو صورت صحیح است ولی امروزه بهتر است که به صورت تاس نوشته شود.
... [مشاهده متن کامل]
( غلط ننویسیم ، ابوالحسن نجفی ، چاپ نهم ۱۳۷۸ ص ۹۸.
منبع. https://fa. m. wikipedia. org/wiki/غلط_ننویسیم
منبع. https://en. m. wiktionary. org/wiki/باش
باس در لغت به معنی شدت و قوت و قدرت است و به مبارزه و جنگ نیز باس گفته می شود .
اقتدار و اعتبار