برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1406 100 1

zucchini

/zuːˈkiːni/ /zʊˈkiːni/

معنی: کدو، کدو سبز، کدوی تابستانی
معانی دیگر: زوکینی، کدو مسمایی

بررسی کلمه zucchini

اسم ( noun )
حالات: zucchini, zucchinis
• : تعریف: a type of summer squash that has a smooth, dark green rind and is cucumber-shaped.

واژه zucchini در جمله های نمونه

1. Stir in zucchini, garbanzo beans, olives, salt and pepper.
[ترجمه محمد حیدری] کدو سبز، لوبیا گاربانزو، زیتون، نمک و فلفل رو مخلوط و هم بزنید.
|
[ترجمه ترگمان]در zucchini، لوبیا garbanzo، زیتون، نمک و فلفل به هم بزنید
[ترجمه گوگل]مخلوط با کدو سبز، لوبیا گاربانزو، زیتون، نمک و فلفل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Now cut the zucchini in half lengthwise, the same way you cut the carrot.
[ترجمه ترگمان]حالا نصف راهو از طول بکش همون طوری که هویج رو بریدی
[ترجمه گوگل]حالا کدو را در نیمه طولانی برش دهید، همینطور هویج را بریزید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Add the zucchini and squash and cook, stirring, for 2 minutes.
[ترجمه ترگمان]the و اسکواش را اضافه کنید و به مدت ۲ دقیقه بپزید
[ترجمه گوگل]کدو و کدو را اضافه کنید و به مدت 2 دقیقه با هم بزنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف zucchini

کدو (اسم)
squash , cucurbit , zucchini , gourd
کدو سبز (اسم)
zucchini
کدوی تابستانی (اسم)
zucchini

معنی کلمه zucchini به انگلیسی

zucchini
• summer squash
• a zucchini is the same as a courgette.
zucchini crustless pie
• casserole made from zucchini that does not have a doughy covering
zucchini quiche
• baked dish containing zucchini

zucchini را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Setareh
کدو
مهدی
کدو
Mahdi
از این کدو سبزا ک پوستشو میکنن سفیده و باش خورشت درست میکنن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی zucchini
کلمه : zucchini
املای فارسی : زوکچینی
اشتباه تایپی : ظعززاهده
عکس zucchini : در گوگل

آیا معنی zucchini مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )