برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1646 100 1
شبکه مترجمین ایران

vet

/ˈvet/ /vet/

معنی: دام پزشک، کهنه سرباز، بیطاری کردن
معانی دیگر: مخفف:، (عامیانه - جانور را) درمان کردن، دامپزشکی کردن

بررسی کلمه vet

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) a shortened form of "veterinarian," a person trained and licensed to practice medicine on animals.

- We need to take the dog to the vet.
[ترجمه دانیال] ما باید سگ را به پیش دامپزشک ببریم
|
[ترجمه Erfan] سگ را باید به دامپزشکی ببریم
|
[ترجمه فریا] ما احتیاج داریم سگ را به دامپزشکی ببریم
|
[ترجمه Ahmad] ما باید سگ را به دامپزشکی ببریم
|
[ترجمه shiva_sisi‌] ما باید سگ را پیش دامپزشک ببریممـ*_*
...

واژه vet در جمله های نمونه

1. The farmer called the vet out to treat a sick cow.
[ترجمه بهنوش] كشاورز براي درمان گاوهاي مريض، دامپزشك را خبر كرد.
|
[ترجمه ابوالفضل] کشاورز به دامپزشک زنگ زد تا برای درمان گاو برود
|
[ترجمه مهرانه 😘] کشاورز برای درمان گاو های مریض دامپزشک را خبر کرد
|
[ترجمه ترگمان]کشاورز با دامپزشک تماس گرفت تا گاو مریض را درمان کند
[ترجمه گوگل]کشاورز برای درمان گاوهای مریض، دامپزشک را اختراع کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I think we'll have to call the vet out.
[ترجمه ترگمان]فکر کنم باید به دامپزشک زنگ بزنیم
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم مجبور خواهیم شد که دامپزشک را با هم تماس بگیریم
[ترجمه شما] ...

مترادف vet

دام پزشک (اسم)
farrier , vet , veterinarian , veterinary surgeon
کهنه سرباز (اسم)
vet , veteran
بیطاری کردن (فعل)
vet

معنی کلمه vet به انگلیسی

vet
• expert in the medical treatment of animals, animal doctor
• check, examine; medically examine an animal; practice veterinary medicine
• a vet is someone who is qualified to treat sick or injured animals.
• when someone or something is vetted, they are carefully checked to make sure that they are acceptable.
• a vet is also the same as a veteran; used in american english.

vet را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sadegh
پزشک حیوانات
علیرضا هروی
1. (فعل) ارزیابی دقیق، مطالعه عمیق، مداقه
2. (فعل) انجام تحقیقات دقیق پیش از استخدام فرد
3. (اسم - غیر رسمی) کهنه سربار
رز صادقی
دامپزشک
لیندا محمدی
(فعل) رسیدگی کردن، بازبینی کردن
نیلوفر مجتبایی
بررسی کردن
fatemeh
دامپزشک یا دکتر حیوانات
Ahmad
من فکر می کنم دکتر مخصوص حیوانات و جانوران باشه پزشگ حیوانات صحیحه
M.t
دامپزشک
Veterinarian
M.t
جمله نمونه:
My sister loves animals so ,she plans to become a vet in future
مهرسا بابادی
دامپزشک.
پانته آ
دامپزشک
پزشک حیوانات
Figure
(mainly british)قبل از انجام چیزی آن را به دقت ارزیابی کردن
To carefully examine beforehand
Dark Light
۱. دامپزشک ( Veterinarian ) (اسم)
۲. کهنه سرباز ( veteran ) (اسم)
۳. دقیق معاینه کردن (فعل)
۴. بررسی و تحقیق دقیقی که قبل از استخدام در مورد فرد متقاضی به انجام میرسه تا کارفرما و صاحب کار ببینه که آسا اون فرد صلاحیت کافی برای استخدام رو داره یا نه (فعل)

🔴 Noun :
[count]
1 : veterinarian
I have to take my dog to the vet.
2 US, informal : veteran
a World War II vet
Other forms: plural vets

🔴 Verb :
verb
[ obj]
1 : to investigate (someone) thoroughly to see if they should be approved or accepted for a job
They vetted her thoroughly before offering her the job.
2 : to check (something) carefully to make sure it is acceptable
The book was vetted by several different editors.
He's already vetted the plan, so we can start right away.
Other forms: vets; vet�ted; vet�ting

*بیشترین استفادش همون دامپزشکه

تلفظ veterinarian : وِتِرِ نِری یِن
Kiana
♦️معنی:👈🏻پزشک

♦️توضیح:👈🏻 someone who is trained to give medical care and treatment to sick animals

♦️این کلمه در جمله با معنی:👇🏻
Wee need to take the dog to the vet
ما باید سگ را به دامپزشکی ببریم
جمله با vet
Sandy's rabbit is sick.Her rabbitshould visit a vet
خرگوش سندی بیمار است. خرگوش او باید به یک دامپزشک مراجعه کند.
Vet : دامپزشک 👩‍⚕️
Vet:دامپزشک
The woman's vet helps the sick's little bird
خانم دامپزشک به پرنده ی کوچک بیمار کمک میکند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی vet

کلمه : vet
املای فارسی : وت
اشتباه تایپی : رثف
عکس vet : در گوگل

آیا معنی vet مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )