برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1723 100 1
شبکه مترجمین ایران

twin

/ˈtwɪn/ /twɪn/

معنی: جفت، زوج، دوتا، توام، دوقلو، جوزا، هم شکمان، همزاد، جفت کردن، توام کردن
معانی دیگر: جفتی، دوگانه، دوتایی، هر یک از دوقلوها، جنابه، یکی از دو چیز یکجور، لنگه، طاق، قرینه، بلور دوقلو، دوقلو زاییدن، جفت بودن یا کردن، دوتایی کردن یا بودن، مزوج کردن، (قدیمی) همزمان زاده شدن، (t بزرگ - جمع) رجوع شود به gemini، درجمع جوزا

بررسی کلمه twin

اسم ( noun )
(1) تعریف: either of two offspring born of the same pregnancy.
مشابه: Siamese twins

(2) تعریف: one of two people or things that are identical or closely resemble each other.
مترادف: counterpart, double, duplicate, match, mate
مشابه: clone, congener, image, likeness, pair
صفت ( adjective )
(1) تعریف: being a pair or one of a pair of offspring born at the same birth.

- identical twin brothers
[ترجمه ترگمان] دو برادر دوقلوی همسان،
[ترجمه گوگل] برادران دوقلو یکسان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: being two or one of two persons, animals, or things that are identical or very similar to one another.
مترادف: identical, paired
مشابه: dual, duplicate, indistinguishable, kindred, matched, matching

- the twin towers of a building
[ترجمه ترگمان] برج‌های دوقلو یه ساختمون
[ترجمه گوگل] برج های دوقلو یک ساختمان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه twin در جمله های نمونه

1. twin beds
یک جفت تختخواب (دو تختخواب یکنفره)

2. twin girls
دختران دوقلو

3. a twin brother
یک برادر دوقلو

4. one twin child is the tally of the other
یک کودک دوقلو عین دیگری است.

5. the twin girls were exactly alike
خواهران دوقلو درست شکل هم بودند.

6. the twin threats of war and inflation
تهدید دوگانه‌ی جنگ و تورم

7. a candlestick which is the twin of the one i had found
یک شمعدان که تای شمعدانی است که من یافته بودم

8. Can you tell her from her twin sister?
[ترجمه ترگمان]میتونی از خواهر دوقلوی اون بهش بگی؟
[ترجمه گوگل]می توانید او را از خواهر دوقلو خود بگویید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. She costarred with her twin sister in a new film.
[ترجمه ترگمان]اون با خواهر دوقلویش در یک فیلم جدید حرف می‌زد
[ترجمه گوگل]او با یک خواهر دوقلوی خود را در یک فیلم جدید گنجاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف twin

جفت (اسم)
match , couple , twin , afterbirth , pair , placenta , coupling , mate , team , double , cobber , peer , twain , cully , dyad , tandem , syzygy
زوج (اسم)
couple , twin , even , conjunction , pair , spouse , twain
دوتا (اسم)
couple , twin , tow , twain
توام (اسم)
twin , twain , twins
دوقلو (اسم)
geminate , twin , twain
جوزا (اسم)
twin
هم شکمان (اسم)
twin
همزاد (صفت)
twin , dual , double
جفت کردن (فعل)
graft , truss , accompany , mortise , dovetail , couple , assemble , geminate , twin , link , yoke , husband , mortice
توام کردن (فعل)
accompany , geminate , amalgamate , twin

معنی عبارات مرتبط با twin به فارسی

(هریک از دو تختخواب یکنفره که کنار هم قرار دارند) تختخواب یکنفره
(عامیانه)، رجوع شود به: double feature
مقابله توام، بررسی توام
دو بچه دو قو لو یاهمزاد
شهرهای دوگانه (دو شهر minneapolis و st. paul در ایالت مینه سوتا که کنار هم قرار دارند)
(هواپیما) دو موتوره (twin-engine هم می گویند)
(کشتی) دارای دو پروانه (که در خلاف جهت هم می چرخند)، دو ملخی
(زنانه) ژاکت دوگانه، ژاکت زیر و رو، ژاکت و بلوز سرهم (دو ژاکت پشمی همرنگ که یکی جلو بسته است و دیگری جلو باز و معمولا آنها را روی هم می پوشند) (twinset هم می نویسند)
یکی از دو قلوهای بهم چسبیده، هیولای زوج

معنی twin در دیکشنری تخصصی

twin
[برق و الکترونیک] دو تا ، دو قلو ، جفت
[ریاضیات] توأم کردن، دو قلو، چند قلو، جفت، زوج، توأم، دو
[زمین شناسی] ماکل ، دوقلویی ماکل ها در کانى هاى کوبیک به دلیل تغییرات ناگهانى جهت رخ ها یا شکل والگوى میان بارها یا زونینگ نمایان مى شوند.
[زمین شناسی] محور ماکل، محور دوقلو - محور بلوری که حول آن یک بلور منفرد از یک بلور دو قلو می تواند بچرخد (معمولاً 180 درجه) تا آن را به هم خوانی با بلور منفرد دیگر برساند. این محور نمی تواند با محورهای تقارن دوتایی، چهارتایی و شش تایی هم خوان باشد. - مقایسه شود با: صفحه توأما یا صفحه دوقلو. - مترادف: محور دوقلویی.
[برق و الکترونیک] کابل دوتایی
[برق و الکترونیک] هادی دو تایی
[زمین شناسی] لغزش دوقلویی - لغزش ماکلی، لغزش بلوری که حاصل آن، تشکیل ماکل های بلوری است.
[نفت] چاه دو قلو
[نفت] دکل حفاری دو بدنه ی نیمه غوطه ور
[زمین شناسی] قانون ماکل، قانون دوقلویی - یک تعریف رابطه دوقلویی در یک کانی یا گروه کانی مشخص که تعیین کننده محور، مرکز یا صفحه دوقلویی است و سطح ترکیب یا صفحه ترکیب را نیز اگر ممکن باشد، توصیف می نماید و نوع دوقلویی را نیز تعیین می کند.
...

معنی کلمه twin به انگلیسی

twin
• either of two children or animals born at the same birth; either of a pair of two persons or things resembling or closely related to each other; crystal composed of several parts oriented to each other (crystallography); constellation gemini
• identical; sharing a close resemblance; being either of two children or animals born at one birth; being either member of a similar or closely related pair
• bear twins; match, provide with a mate; form into a twin (crystallography)
• if two people are twins, they have the same mother and were born on the same day. count noun here but can also be used as an attributive adjective. e.g. they are twin brothers.
• you use twin to describe a pair of similar things that are close together or that happen together.
• a town that is twinned with another town in a different country is linked by a special relationship with it.
twin bed
• twin beds are two single beds in one bedroom.
twin bedded
• a twin-bedded room, for example in a hotel, has twin beds.
twin brother
• brother who was born at the same birth
twin engine
• having two engines
twin engine plane
• airplane that has two engines
twin lens reflex camera
• camera with two objective lenses of the same focal length where one lens is the actual lens that takes the picture amd the other is used for the viewfinder system
twin room
• hotel room that is designed for two people
twin set
• set of matching pullover and cardigan worn together
• a twin-set is a matching cardigan and sweater of the same colour, worn by women.
...

twin را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

m_1382_n instagram
Two thing that similer
Hadi
دوقلو(صفت)
Are you twin
آیا تو برادر یا خواهر دوقلوداری
Twin boys
برادران دوقلو

دوقلوها(اسم)
non-identical twins دوقلوهای غیرهمسان-identical twins دوقلوهای همسان
بنیامین صالحی
twin به معنای دوقلو و جفت میباشد مثالl've twin cakes من دو تا کیک دوقلو دارم یا 1 جفت 2 تایی دارم و یک نکته دیگر onceهم جمع یک میباشد که برای جلوگیری از تکرار حرف مورد نظر استفاده میشود مثال: l've two ice cream one blue and two black onec من دو تا بستنی دارم یک رنگ آبی و یک دومی یک رنگ مشکی دارد
سروش
مکمل
یوسف نادری
دوقلو
همزاد
پری‌سیما
در پارسی دُوین، دوقلو گویند
واژه twin برابر با پارسی dowin
برگرفته از two و dow
Majid Hajatmand
digital twin همزاد دیجیتال ؛ جفت دیجیتال
Sara
دوقلو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی twin

کلمه : twin
املای فارسی : توین
اشتباه تایپی : فصهد
عکس twin : در گوگل

آیا معنی twin مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )