برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1407 100 1

touch on

واژه touch on در جمله های نمونه

1. She felt a gentle touch on her shoulder.
[ترجمه ترگمان]دستی لطیف بر شانه‌اش احساس کرد
[ترجمه گوگل]او احساس لمس ملایم بر روی شانه اش داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Sometimes even a light touch on the face is enough to trigger off this pain.
[ترجمه ترگمان]گاهی حتی یک تماس با نور کافی است تا این درد را فعال کند
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات حتی یک لمس نور در صورت برای ایجاد این درد کافی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I felt a cold touch on my arm.
[ترجمه ترگمان]احساس سردی دستم را روی بازویم حس کردم
[ترجمه گوگل]احساس سرماخوردگی در بازوی من احساس کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I felt a touch on my arm.
[ترجمه ترگمان]دستم را لمس کردم
[ترجمه گوگل]دستمو گرفتم دستمو گرفتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The pol ...

معنی کلمه touch on به انگلیسی

touch on
• approach; touch; remind

touch on را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسلامی
سطحی صحبت کردن
افشین حاجی طرخانی
(اصطلاح)‌ سر و کار داشتن / صحبت کردن با چیزی با کسی
افشین حاجی طرخانی
(اصطلاح):
1-بطور غیررسمی یا گذرا در مورد موضوعی بحث کردن یا سروکار داشتن با آن.
2- بطور خلاصه به چیزی اشاره کردن یا صحبت کردن.

https://idioms.thefreedictionary.com/touch on
هرندی
دست روی موضوعی گذاشتن/اشاره مستقیم کردن/پرداختن به موضوعی
صادق محمدی راد
اشاره کردن
احمد درفشدار
هنگام صحبت يا نوشتن موضوع خاصي را ذکر /مطرح کردن
He touches on the question of
او پرسش . . .را مطرح مي کند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی touch on مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )