برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1717 100 1
شبکه مترجمین ایران

touch base

واژه touch base در جمله های نمونه

1. I just wanted to touch base and make sure you hadn't changed your mind about seeing me.
[ترجمه ترگمان]فقط می‌خواستم به پایگاه تماس بگیرم و مطمئن شم که نظرت راجع به دیدن من عوض نشده
[ترجمه گوگل]من فقط می خواستم پایه را لمس کنم و مطمئن شوم که ذهن من در مورد دیدن من تغییر نکرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I just wanted to touch base with you.
[ترجمه ترگمان]فقط می‌خواستم باه‌ات ارتباط برقرار کنم
[ترجمه گوگل]من فقط می خواستم با شما ارتباط برقرار کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It's important to touch base with our allies in this issue.
[ترجمه ترگمان]مهم است که با هم پیمانان خود در این زمینه تماس بگیریم
[ترجمه گوگل]مهم است که پایه را با متحدان خود در این موضوع لمس کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Being there gave me a chance to touch base with three friends whom I had not seen for a year.
[ترجمه ترگمان]بودن در آنجا فرصتی به دست من داد که با سه دوست که سال پیش ندیده بودم برخورد کنم
[ترجمه گوگل] ...

معنی کلمه touch base به انگلیسی

touch base
• contact a person; keep in touch; meet

touch base را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

moti
تماس گرفتن و مشورت کردت
sepi
بحث مختصر
ImI
چک کردن چیزی برای مطمئن شدن
نسرین رنجبر
to talk to someone; to confer with someone briefly
briefly make or renew contact with someone

صحبت کردن(راجع به موضوعی و به طور خلاصه)
مشورت کردن
دیدار کردن
they are travelling back to Star City, where they plan to touch base with relatives
اونها دارن به استار سیتی میرن و قصد دارند در اونجا دیدار کوتاهی با اقوامشون داشته باشن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی touch base مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )