برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1722 100 1
شبکه مترجمین ایران

teach

/ˈtiːt͡ʃ/ /tiːt͡ʃ/

معنی: تعلیم دادن، اموختن، درس دادن، معلمی یا تدریس کردن
معانی دیگر: یاد دادن، آموختن، آموزاندن، (در کلاس یا مدرسه) درس دادن، معلمی کردن، آموزگاری کردن، درس عبرت دادن، (اصول اخلاقی و غیره) توصیه کردن، پند دادن، مشق دادن

بررسی کلمه teach

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: teaches, teaching, taught
(1) تعریف: to instruct by imparting knowledge or advice to.
مترادف: educate, instruct, school, tutor
مشابه: catechize, coach, impart, inform, initiate, lesson, nurture, train

- He taught his class how to multiply fractions.
[ترجمه ترگمان] او به کلاسش یاد داد که چطور کسر را چند برابر کند
[ترجمه گوگل] او کلاس خود را به چگونگی ضرب کسری آموزش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Her mother taught her to shake hands with people when being introduced.
[ترجمه نسرین رنجبر] مادرش به او یاد داد زمانیکه او را به شخصی معرفی میکنند، با آن شخص دست بدهد.
|
[ترجمه ترگمان] زمانی که معرفی شد، مادرش به او یاد داد که با مردم دست بدهد
[ترجمه گوگل] مادرش به او آموخت که وقتی در حال معرفی است دستان خود را با دستان خود ببندد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه teach در جمله های نمونه

1. teach an old dog new tricks
آدم پیر یا سرسخت را وادار به ترک روش (عادت) کردن

2. teach one's grandmother to suck eggs
کوشش به تعلیم دادن کسی که خودش استادکار است

3. teach someone a lesson
1- درس دادن به کسی 2- درس عبرت دادن به کسی،کسی را تنبیه کردن

4. i'll teach you to call me a liar!
کاری خواهم کرد که دیگر مرا دروغگو نخوانی‌!

5. they teach arithmetic at school
در مدرسه حساب یاد می‌دهند.

6. they teach history mainly to magnify their own country
تاریخ را بیشتر برای این درس می‌دهند که کشور خود را بزرگ کنند.

7. they teach mothers infant care
به مادران بچه‌داری می‌آموزند.

8. to teach a child (how) to swim
به کودک شنا کردن یاد دادن

9. to teach a child his letters
یاد دادن الفبا به کودک

10. to teach a dog to heel
به سگ ردگیری (شکار) را آموختن

11. to teach students galore
دانش‌آموزان زیادی را درس دادن

12. we teach students the rules of word usage
ما قواعد کاربرد صحیح واژه‌ها را به شاگردان یاد می‌دهیم.

...

مترادف teach

تعلیم دادن (فعل)
educate , train , intuit , drill , guide , instruct , teach , enlighten
اموختن (فعل)
learn , study , wit , teach , indoctrinate
درس دادن (فعل)
school , teach
معلمی یا تدریس کردن (فعل)
teach

معنی عبارات مرتبط با teach به فارسی

آدم پیر یا سرسخت را وادار به ترک روش (عادت) کردن
(امریکا) جلسه ی بحث و سخنرانی غیر رسمی (که معمولا توسط دانشجویان و درباره ی مطالب حاد روز برگزار می شود)، نشست آموزشی، بحث علمی دانشجویی
کوشش به تعلیم دادن کسی که خودش استادکار است
1- درس دادن به کسی 2- درس عبرت دادن به کسی، کسی را تنبیه کردن
آنان که می توانند انجام می دهند و آنان که نمی توانند (آن را) تدریس می کنند
دسترس، دردسترس

معنی کلمه teach به انگلیسی

teach
• instruct; educate
• if you teach someone something, you give them instructions so that they know about it or know how to do it.
• if you teach someone to think or behave in a particular way, you persuade them to think or behave in that way.
• if you teach, your job is to help students to learn about something at a school, college, or university.
• see also taught, teaching.
teach a duck to swim
• do unnecessary work, do a redundant task
teach a lesson
• teach morals
teach an old dog new tricks
• adapt to the new times, change the rules
teach in
• in the united states, a teach-in is a meeting between students and teachers at which important and controversial subjects can be discussed. teach-ins are not usually part of a formal academic course.

teach را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mobina
یاددادن و اموختن
تینا
آموزش
Nastaran
آموزش دادن
یزدان
یاد دادن = آموزش دادن = درس دادن = تدریس = آموختن
مهشید
درس دادن
مهشید
درس دادن
fatiw
اموختن - یاد دادن :)
fatiw
یاد دادن - اموختن :)
tinabailari
درس دادن 🇹🇼🇹🇼
The man teaching English came here yesterday
مردی که انگلیسی درس می دهد دیروز به اینجا آمد
Mahdi
تعلیم دادن
مهدیه بیگدلی
اموختن، اموزش، تعلیم دادن، تدریس کردن، یاد دادن.
m.javid
teach a lesson
درس دادن
درس عبرت دادن
ادب کردن
تربیت کردن
تنبیه کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی teach

کلمه : teach
املای فارسی : تیچ
اشتباه تایپی : فثشزا
عکس teach : در گوگل

آیا معنی teach مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )