برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1645 100 1
شبکه مترجمین ایران

talk around


وادار کردن، (با حرف) راضی کردن، ترغیب کردن

واژه talk around در جمله های نمونه

1. We spent a whole hour talking around the problem before looking at ways of solving it.
[ترجمه ترگمان]ما قبل از اینکه به راه‌هایی برای حل آن نگاه کنیم یک ساعت تمام در اطراف مساله صحبت کردیم
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه نگاهی به راه حل آن داشته باشیم، یک ساعت کامل صحبت کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He had never heard Alex talk around dope before.
[ترجمه ترگمان]قبلا نشنیده بود که الکس با مواد مخدر حرف بزند
[ترجمه گوگل]او تا به حال قبل از گفتگو با Alex صحبت نمی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It was the talk around the base.
[ترجمه ترگمان]این صحبت دور و بر پایه بود
[ترجمه گوگل]این بحث در مورد پایگاه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Robyn listened helplessly as they talked around and about her and remembered.
[ترجمه ترگمان]وقتی با هم حرف می‌زدند، روبین با درماندگی به حرف‌های او گوش می‌داد
[ترجمه گوگل]رابین به طرز وحشیانه گوش فرا داد و به اطراف و اطرافش صحبت کرد و به یاد می آورد
[ترجمه ...

talk around را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Twisty Freesia
صحبت کردن راجع به چیزی به طور کلی
سعید صفاری مقدم
مخ زدن (مخ کسی را برای انجام کاری زدن)، متقاعد کردن
English User
پیرامون موضوعی صحبت کردن، به حواشی موضوع پرداختن
He just kept talking around the subject and didn't tackle the main issues.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی talk around

کلمه : talk around
املای فارسی : تلک اراند
اشتباه تایپی : فشمن شقخعدی
عکس talk around : در گوگل

آیا معنی talk around مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )