مثال ها:
( دستور قاطع ) : The wifi is down. Could you sort it?
وای فای قطع شده. می تونی درستش کنی؟
( توافق ) : Don't worry about the bill; we'll sort it later.
نگران قبض نباش، بعداً بینمون حل می شه.
... [مشاهده متن کامل]
( تهدید - با "out" ) : He said he'd sort me out if I told anyone.
گفت اگه به کسی بگم، حسابی با من برخورد می کنه.
( سازماندهی ) : I need to sort my life out.
باید زندگیمو سروسامان بدم.
( دستور قاطع ) : The wifi is down. Could you sort it?
وای فای قطع شده. می تونی درستش کنی؟
( توافق ) : Don't worry about the bill; we'll sort it later.
نگران قبض نباش، بعداً بینمون حل می شه.
... [مشاهده متن کامل]
( تهدید - با "out" ) : He said he'd sort me out if I told anyone.
گفت اگه به کسی بگم، حسابی با من برخورد می کنه.
( سازماندهی ) : I need to sort my life out.
باید زندگیمو سروسامان بدم.