برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1676 100 1
شبکه مترجمین ایران

skepticism

/ˈskeptəˌsɪzəm/ /ˈskeptɪsɪzəm/

معنی: شک، تردید، شک گرایی، فلسفه شکاکی وبدبینی، انتقاد مضر و از روی بدبینی
معانی دیگر: (s بزرگ) مکتب شک گرایی، (این اندیشه: باورها را باید همیشه مورد تردید و موشکافی قرار داد و پژوهش عبارتست از فرایند شکاکی) شک اندیشی، دیرباوری، شک باوری

بررسی کلمه skepticism

اسم ( noun )
(1) تعریف: distrust or disbelief, or a general tendency to doubt and question.
مترادف: disbelief, distrust, doubt, mistrust, suspicion
متضاد: gullibility
مشابه: leeriness, pessimism, uncertainty, wariness, wonder

- The nutritionist's claim of finding a cure for the disease was met with intense skepticism in the medical community.
[ترجمه ترگمان] متخصصان تغذیه در مورد یافتن درمان برای این بیماری با شک و تردید شدید در جامعه پزشکی مواجه شدند
[ترجمه گوگل] ادعای متخصص تغذیه برای پیدا کردن درمان برای بیماری با شک و تردید شدید در جامعه پزشکی مواجه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: doubt of the possibility of real or absolute knowledge, esp. as a philosophical doctrine.
مشابه: cynicism, doubt, relativism

(3) تعریف: doubt or disbelief of religious claims to truth; agnosticism or atheism.
مترادف: agnosticism, atheism, unbelief
مشابه: apostasy, denial, disbelief, dissent, heresy

واژه skepticism در جمله های نمونه

1. Their claim is being treated with some skepticism in UN.
[ترجمه ترگمان]این ادعا با برخی شکاکیت در سازمان ملل مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد
[ترجمه گوگل]ادعای آنها با شک و تردید در سازمان ملل متحد درمان می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They justified the exercise by expressing their skepticism of Soviet missile credibility.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها این ورزش را با ابراز تردید خود نسبت به اعتبار موشکی شوروی توجیه کردند
[ترجمه گوگل]آنها با بیان شک و تردید خود از اعتبار موشکی شوروی، تمرین را توجیه کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It came at a moment when skepticism over the pace toward full economic union and the single currency has been mounting.
[ترجمه ترگمان]در یک لحظه بود که شکاکیت در مورد سرعت به سوی اتحاد کامل اقتصادی و واحد پول رایج در حال افزایش بود
[ترجمه گوگل]این یک لحظه بود که شک و تردید در مورد سرعت به سوی اتحاد کامل اقتصادی و واحد پولی افزایش یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. And there is growing skepticism about the security of Social Security.
...

مترادف skepticism

شک (اسم)
doubt , uncertainty , skepticism , dubiety , self-doubt
تردید (اسم)
wavering , hesitance , indecision , doubt , hesitancy , uncertainty , vibration , query , suspicion , skepticism , dubiety , shilly-shally , irresolution , qualm , scruple , vibratility
شک گرایی (اسم)
skepticism
فلسفه شکاکی وبدبینی (اسم)
skepticism
انتقاد مضر و از روی بدبینی (اسم)
skepticism

معنی کلمه skepticism به انگلیسی

skepticism
• tendency to doubt, tendency to question the validity of claims, uncertainty; philosophical doctrine which maintains that true knowledge is unobtainable or uncertain; tendency to doubt religious principles
degree of skepticism
• amount of doubt, amount of misgiving, amount of uncertainty

skepticism را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین رحمانی
شک‌آوری
salsaj67
شک و تردید
احمد درفشدار
شک گرايي
Farhood
TheHill.com@

"The discussions are likely to encounter challenges regarding scope and sequencing on both the nuclear and sanctions relief fronts, as well as skepticism in Washington as well as Tehran," officials said
وحید طباطباییان
بدبینی گرایی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی skepticism

کلمه : skepticism
املای فارسی : سکپتیکیسم
اشتباه تایپی : سنثحفهزهسئ
عکس skepticism : در گوگل

آیا معنی skepticism مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )