برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1605 100 1
شبکه مترجمین ایران

racked his brains

معنی کلمه racked his brains به انگلیسی

racked his brains
• thought really hard, tried very hard to remember something, he strained to solve some problem

racked his brains را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجاد
به مغزش فشار آورد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی racked his brains مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )